راه نفس
دو دستم را دور گلویش انداخته ام و فشار می دهم. نشسته ام روی شکمش. دارد تقلا میکند. مشت هایش دارد به سر و صورت و پهلوهایم میخورد. درد در صورت و پهلوهایم پیچیده است. دست هایم را بیشتر فشار می دهم. پاهایش هم دارد پرتاب می شود به پشتم و ضربه میزند. صدایش به خس خس افتاده است. میدانم که باید فقط همین نقطه را فشار دهم. باید مقاومت کنم. هر چقدر هم ضربه بزند نباید گلویش را رها کنم. این غول بیابانی را فقط این طور می شود از پا انداخت. باید راه نفسش بسته بماند. پس بیشتر فشار میدهم. با آن صدای گرفته اش هی فریاد میزند: کمک کمک. کسی نیست به کمکش بیاید. مشت هایش کم رمق تر شده است ولی هنوز دارد میزند. درد در کل بدنم پیچیده است. باید طاقت بیاورم. راهش همین است. هر کس بیشتر تاب بیاورد، برنده است.
دِین
اگر توان رزمی نداشتیم و موشک هایمان را داده بودیم، الان هیچ مسؤول بین المللی دنبال پایان جنگ نبود و همه کشورها در حال اعلام همکاری با ترامپ برای پایان دادن به ماجراجویی ایرانی ها بودند.
ما به اندازه همه کشورمان و به اندازه همه نفس هایی که بعد از این میکشیم مدیون همه مردانی هستیم که با ایمانشان این امکانات را برای ما ساختند.
شرط آتش بس
از جمله شروطی که باید حتما برای آتش بس در نظر گرفته شود:
- ایران حق دارد روزانه یک عدد موشک و یک عدد پهپاد به سمت اسراییل شلیک کند
- پایگاه های نظامی آمریکا باید جهت کاشت محصولات کشاورزی در اختیار ایران قرار گیرد و آب مصرفی آن از آب شیرین کن های منطقه تأمین شود
- عوارضی تنگه هرمز باید به صورت الکترونیکی پرداخت شود
- ناو آبراهام لینکلن و جرالد فورد به مدت یک ماه برای ضبط سرودهای حماسی ایران در اختیار خوانندگان و گروه های سرود قرار گیرد.
- کلیه بازی های فوتبال غرب آسیا تا سه سال به میزبانی ایران برگزار شود
- برادران یمنی بتوانند بدون ویزا وارد عربستان شوند
- دو فروند f35 برای بهینه سازی سامانه های پدافندی در اختیار ایران قرار گیرد
- کلیه درخواست های احتمالی ایران بعد از توافق
این آخری خیلی مهمه.
تنها در یک صورت با مذاکره موافقم
اونم اینه که سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیاء مسؤول مذاکره کننده ما باشه
ترس
صدای غرش جت که می آید میدوم دم پنجره تا حواسم را نسبت به صدای موشک و جنگنده حساس تر کنم و بتوانم تشخیص بدهم میزنیم یا میخوریم. سرم را از پنجره میدهم بیرون. چه بزنیم و چه بخوریم، نتیجه اش در امتداد خیابانی که دارم نگاه میکنم مشخص می شود. نور می پاشد. زمین می لرزد. صدای یکی از هواکش های دوزخ میخورد به پرده گوشم. باد شدیدی همراه با لرزش، موهایم را تکان می دهد. سرم را میدهم تو و می گویم «عجب موجی». دوباره سرم را میدهم بیرون. زیر لب فحشی نثار خوک های زرد و کفتارهای سیاه میکنم. موج بعدی می آید. دوباره باد چشم هایم را می بندد. موج همسایه ها هم میریزند توی کوچه و به جایی انتهای خیابان نگاه میکنند. بچه ها ترسیده اند. دنبال ترس در وجودم میگردم. جایی نزدیک های لوزالمعده ام غنج میرود. امکان اشتباه گرفتن با ترس را ندارد. پنجره را می بندم. به بچه ها می گویم:«تموم شد. هنوز آماده نشدید؟ میخوایم بریم بیرون»
اهداف جنگ
ترامپ: هنوز اورانیوم هاشون را نیاوردید؟
هگست: نه قربان
ترامپ: تنگه هرمز را هم نتونستید باز کنید؟
هگست: نه قربان
ترامپ: هنوز دارن موشک میزنن؟
هگست: بله قربان
ترامپ: مردمشون هم هنوز حکومتو عوض نکردن؟
هگست: نه قربان
ترامپ: پس برو یه چند تا پلشونو بزن که من یه کم آروم شم.
لاشخور بزک کرده
بارها و بارها به ما گفت هیمنه و قدرت این کشورها پوشالی است و قدرت اصلی جای دیگریست. امثال من توی دلمان گفتیم برای امیدوار کردن ما و نترسیدنمان این حرف را میزند. عباس آقا مهندس کارخانه پشم ریسی اما میگفت آمریکا ابرقدرت است و نباید سر به سرش گذاشت. خیلی از کارگرها روی حرف های عباس آقا حساب میکردند. او فوق لیسانسش را گرفته بود و توی شرکت خودشان حرف اول را میزد. چندباری که با هم حرف سیاسی زده بودیم گفته بود: «آمریکا هر چی میخواد باید بهش بدن. نباید سر به سرش بذارن. میزنه نابودمون میکنه»
حالا بیشتر از یک ماه است که ما داریم سر به سر آمریکا میگذاریم و او هنوز دارد دنبال دکمه ای میگردد که بتواند تمام سیستم دفاعی ما را به یکباره نابود کند. حالا دیگر ثابت شده است که آن هیمنه، واقعا پوشالی بود. جنگنده هایی که قرار بود هیچکس دستش بهشان نرسد، یکی یکی دارد سقوط میکند. ناوهایی که قرار بود ناخدای بلامنازع دریاها باشند، از ترس فرار کرده اند. سربازهایی که قرار بود زمین ها را به راحتی تصاحب کنند، توی مخفیگاه هایشان مرده اند و تکنولوژی هایی که قرار بود همه را به تسلیم وادار کنند در برابر تنگی تنگه هرمز سر خم کرده اند.
از بعد از جنگ جهانی دوم، لاشخور کچل و بی بال و پر آمریکایی با کمک هالیوود، خودش را عقاب تیزپرواز آسمان ها جا زده بود و حالا ما شلنگ را گرفته ایم روی بزک های این لاشخور و داریم رخ واقعی اش را به همه دنیا نشان می دهیم. بعد از جنگ دیگر کسی برای آن لاشخور استخوان هم پرت نمیکند چه رسد به گوشت تازه شکار.
@varaghzar
آتش بس
۱- پیروز قطعی این جنگ حتما ایران است که نگذاشت آمریکا و اسراییل به هیچ کدام از اهدافشان برسند
۲- زمان پذیرش آتش بس درست زمانی که ترامپ ضرب الاجل گذاشته بود، زمان مناسبی نبود
۳- وادار کردن آمریکا به پذیرش شرایط ایران با ادامه جنگ، راحت تر از وادار کردن او به پذیرش شرایط ایران در زمان آتش بس است
۴- ما پیروز شدیم اما میتوانستیم از این هم پیروزتر شویم.
۵- با عنایت به تمام ندانسته های خودم در مورد شرایط میدان، پذیرش تصمیم مسؤولین را امری ضروری و درست می بینم.
@varaghzar
فرمول پیروزی
فرمول پیشنهادی مردم ایران برای همه ملت های آزاده:
پیروزی و تسلیم دشمن= حضور پرشور در خیابان + نبرد تا پای جان + اعتماد به وعده پرودگار
بعد از پنجاه روز
تا امروز نتوانستم چیزی در موردت بنویسم. پنجاه روز میگذرد و انگار از تو نوشتن هنوز هم برای من سخت است. انگار من هم میان آوار بیت ریخته ام. منتظر بودم گردش روزگار قلمم را هم بچرخاند. حالا در موردت چه میتوان گفت؟ تو مثل همه اساطیر ایرانی رفتی و در مرتفع ترین قله تاریخ برای خودت جایی دست و پا کردی. نامت شد همردیف قهرمانان واقعی جهان. راست میگفتی به قله نزدیکیم. تو به آن رسیدی و ما هم با میراثی که برای ما به جا گذاشتی به آن خواهیم رسید.
تو شهید راه فهمیدن ما شدی. این که اگر جلوی دشمن کوتاه بیاییم او جلوتر می آید. بارها گفتی مشکل به هسته ای و موشکی بر نمی گردد. او موجودیت ما را می خواهد. ما ولی سعی کردیم به جای جنگ اول، صلح آخر را نشانه گیری کنیم. ما ضعف عمده ای نداشتیم ولی تا دلت بخواهد احساس ضعف چرا. دشمن جلو آمد و احساس ما شدیدتر شد. آن قدر جلو آمد تا به جایی رسید که گمان نمی کرد. رسید به تو و ما یکباره فهمیدیم که چقدر عقب رفته ایم. تو جانفدای عقب نشینی همه ما هستی.
حالا با ساختاری که تو ساخته ای، سیستمی که تو ریخته ای و راهبردی که تو خواسته ای، همه دنیا به قوی بودن ما پی برده است. مردم جهان دارند از تو سخن می گویند و از هنرت. هنری که برای ایران رقم زدی و چهل روز این کشور را در مقابل ابرقدرت جهان نگه داشت و پیروز کرد. در این نظم نوین جهانی، چه هنری از این بالاتر؟
تو برای ما خیلی چیزها بودی. در این چهل روز به بودنت افتخار کردم. خودم را به تو چسباندم و مثل همه مردم غم تو را خوردم. از تو دفاع کردم. نامت را با افتخار بردم. کاری که شاید قبل از این خوب انجام ندادم. همیشه خودم را سرباز تو میدانستم. سخنرانی هایت را یا نگاه میکردم یا گزیده هایش را دنبال میکردم. برایم مهم بودی. سعی میکردم خودم را با تو منطبق کنم. اما نه آنقدر که هر جایی سنگت را به سینه بزنم. اعتراف میکنم که برخی وقت ها خوب از تو دفاع نکردم. عکس زیبایت که روی کتابخانه ام بود را برعکس کردم تا متهم نشوم. جرأت ابراز محبت تو را برای هر کسی نداشتم. من برایت سنگ تمام نگذاشتم. تو اما جانت را تمام و کمال برای ما گذاشتی. مثل همه شهدا خندیدی و رفتی و دل ما را با آتشی سرخ تنها گذاشتی.
نمی دانم آتشی که به جانم افتاده کی خاموش می شود. به هیچ آتش نشانی زنگ نزده ام. گذاشته ام این آتش روشن بماند و از درون همه خرمنم را بسوزاند. خناسان منتظرند داغ ما سرد شود و بازی را از سر بگیرند. اما من مدام هیزم بر آتش تو میزنم تا گر بگیرد. سوخت انتقام تو، جامد و مایع نیست. تابش حرارت دل های ماست که قرار است تا ابد بسوزد.
نامه ای به ۵۱ درصد مردم آمریکا
شیم آن یو. این از آن نامه های فدایت شوم نیست و نیازی به مقدمه ندارد. به زبان خودتان گفتم که خوب حالیتان شود. شیم آن یو. شیم آن همه شما ۵۱ درصد که شریک جنایت های ترامپ هستید. شما باعث تأسف جامعه بشریت هستید که قاتل خونخواری چون ترامپ را بر سر کار آوردید که مردم من را بکشد و به آن افتخار کند. ترامپ و بقیه آن کابینه مزخرف، تا گردن در خون مردم من شناورند و دستان شما نیز آلوده همین خون است. فکر نکنید میتوانید خودتان را از این جنایات مبرا کنید. نتیجه انتخاب شما شده است همین. شما فرق یک آدم باهوش و ابله را متوجه نمی شوید. جو برتربودن مثل اسبی که تازه از وسط مسابقه به پیست اضافه شده، شما را گرفته است.
مردم من هیچ موقع یک قاتل خونخوار را برای ریاست جمهوری کشورشان انتخاب نکرده اند ولی شما با این همه ادعا از عهده این کار ساده بر نیامده اید. شاید بگویید ما فکر نمیکردیم که این طور شود و دقیقا مشکل من همین فکر نکردن شماست. شما عادت کرده اید به خوردن، نوشیدن و فکر نکردن. چون همیشه به سلاحتان متکی بوده اید و این باعث شده قدرتتان را زیاد از حد جدی بگیرید و دیگر فکر نکنید. حالا نتیجه بی فکریتان را خودتان و همه دنیا دارد می چشد.
ما در این سرزمین هزاران سال است با فکر خودمان زندگی کردهایم و چشممان به منابع و ثروت بقیه کشورها نبوده است. ما مثل شما نیستیم که برای ساخت کشورمان، نیروی کارمان هم از بردگان مظلوم آفریقایی باشد. ما با هم فرق داریم. رییس جمهور احمقتان کم کم دارد فرق ما با بقیه کشورها را متوجه می شود. ما هزاران سال است اینجا بوده ایم و اجازه نمی دهیم قلدری از آن طرف دنیا بیاید و برای ما تصمیم بگیرد.
رییس تروریست شما از هزاران کیلومتر دورتر رهبر یک کشور مستقل را ترور کرد و شما ۵۱ درصد حامی این حکومت تروریست هستید. اگر بار دیگر خواستید به کسی عنوان تروریست یا ضد حقوق بشر بدهید، شایسته ترین فرد خود شما هستید.
شما ۵۱ درصد به جای بزرگ کردن آمریکا، آن را کوچک کردید. روان پریش هایی همچون ترامپ هیچ وقت نمی توانند چیزی را بزرگ کنند و نفس حقیرشان دائما در حال کوچک کردن همه چیز است. شما پاپتی ها با انتخابتان کشورتان را حقیر کردید. به مسؤولین کشورتان بگویید گورشان را از اطراف سرزمین ما گم کنند و بگذارند مردمان اینجا برای خودشان زندگی کنند.