🔸 هستی هیچ بنیاد و زمینهای را به دست ما نمیدهد، هستی در حقیقت نفی هرگونه بنیادگذاری میباشد، ژرف و رازآمیز است.
🔹 هستی فراموش شدهترین چیز است، چنان بیاندازه فراموش شده است که این فراموش شدگی نیز به درون گرداب خاصش کشیده شده است.
🔸 همه پیوسته شتابان در پی موجودات هستند، نادر کسی به هستی بیاندیشد. اگر بیندیشد از قید و بندی میرهاند که فکر میکرد به لمحهای به آن تن داده است.
🔹 اما فراموش شدهترین در عین حال به یاد آوردنیترین چیز است، به تنهایی میگذارد وارد گذشته شویم و در آن سکنا گزینیم.
مارتین هایدگر
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
26.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#برش_کوتاه
🎥 جنگ و صلح
🎙 دکتر داوری اردکانی
⏱ دو دقیقه
"هستی" ایستادن در برابر "نیستی" است...
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
💠 "یهودی" در کلام سید احمد فردید
🔸 بشر هر روز بیشتر درمییابد که چه از دست این یهودی میکشد. کین توزی نیست، مسئله راز است.
🔹 باید بگویم یهودی از خاک کنده شده، خدا خواسته و ما باید دعا کنیم که خدا لطفی کند نسبت به او، از آنجایی که از خاک کنده شده، آسمان هم ندارد، و از آنجا که آسمان ندارد، با خدا و فرشتگان هم ارتباط ندارد. با خدای موسی و خدای دین حنیف ابراهیم ارتباط ندارد و خدایش نفس اماره است....خدایش حلول و اتحاد است. خدایش بانک است و بانکداران. خدایش سرمایه و سرمایه داری است. خدایش نفس اماره ی کیسینجرهاست.
🔸 این قومِ کنده شده از خاک ریشه ندارد، بی وطن است. وطن ندارد... کلمه جهود یعنی《اکزو》[Exodus] یعنی آنکه رانده شده؛ از کلمات عبرانی است. بنده میگویم خدا خواسته که مهجور درگاه حق شوند؛ هجرت یعنی《اکزیل》[Exil].
🔹 یهودی مهجور و مانده و رانده از حق است و این قوم است که بعد از کانت فلسفه غرب را در دست دارد. دقت کنید ببینید هوش یهودی چه می کند... یهودی امروز کارش این است که دنیا را به فساد بکشد و مردم فلسطین را بیخانمان بکند و این همه کشت و کشتار.
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
✍🏻 نقل از: کتاب دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان/ صفحه اینستاگرام محسن آسترکی
👆🏻نکتهای درباره بحث و استدلال از دکتر داوری
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
๛ وارستگی ๛
🎧 درک نيهيليسم به مثابه یک تاریخ 🎙 حجتالاسلام نجات بخش ⏱ زمان: ۸۳ دقیقه 🗓 ۲۰ مهر ۱۴۰۲ (بخشی از
✍🏻 مرقومه استاد طاهرزاده درباره صوت جلسه درک نيهيليسم به مثابه یک تاریخ:
🔸 توجه به اینکه ظرفیت گسترده انسان با روحیه خودبنیادی به کجا میکشد، آن نوع از هوشیاریای است که نیچه به خوبی متوجه آن شد و اگر به عنوان تقدیر زمانه از آن یاد میشود به معنای آن نیست که درک چنین تاریخی، جبرِ تاریخی را پیش میآورد بلکه برعکس، انقلاب اسلامی حامل روحی است نسبت به درک همین نیهیلیسم تا بتواند جواب روح بشر جدید را با هرچه قدسیشدنِ او در همه ابعاد بدهد به همان معنای به ظهورآوردنِ همه نسبتهای انسان نسبت به خود و نسبت به جهان به معنای «دازاینِ» هایدگر.
🔹 در اینجا است که باید به هایدگر فکر کرد که به جای پذیرفتن و تسلیم نیستانگاری، متذکر حضور آن است یعنی عملاً تصدیقی در میان نیست، بلکه فهمِ آن هنر فیلسوف است و مسلّماً انسان، طالب نوعی «بودن» و اگزیستانسی است که سراسر وجود او ذیل تاریخی که در آن حاضر است، وجود خود را احساس کند.
🔸 اینجا است که باید بین فهمِ نیهیلیسم و یا تسلیمشدن نسبت به آن تفکیک کرد...
جناب حاج آقا نجاتبخش [در این صوت] نکتهای تحت عنوان «مسئله نیهیلیسم و خودآگاهی به حوالت تاریخی عصر جدید» فرمودهاند که خوب است به آن نیز توجه شود.
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
👆🏻درک فلسفه صدرا در غیر از فهم محجوب به غربزدگی
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
👆🏻آیا همانطور که مشهور است، غرب با اخذ علم و فرهنگ شرق به اینجا رسیده است؟
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
🔸 ما اگر نظم دیگری جز نظم تجدد در نظر داریم و به چگونگی قوام و به راه تحقق آن میاندیشیم و برای رسیدن به آن میکوشیم شاید در راه علمی متناسب با نظم تازه قرار بگیریم.
🔹 در این مورد هم توجه داشته باشیم که علم و جامعه با هم قوام مییابند. جامعه کنونی ما جامعه توسعهنیافته است. این جامعه همه نیازهای جامعه مدرن را دارد، بیآنکه از تواناییهای آن برخوردار باشد.
🔸 اگر میتوانستیم خود را از این وابستگی نجات دهیم و راه رسیدن به جامعهای را بیابیم که در آن روح دینی یعنی اعتقاد به توحید و عالم غیب و معاد حاکم باشد و مردمانش از سودای مصرف آخرین تکنولوژیهای ساخته جهان توسعهیافته آزاد باشند و با همدلی و هماهنگی برای معاش توأم با اخلاق بکوشند، شاید افقی پیش رویمان گشوده میشد.
🔹 توجه داشته باشیم که علم یک طرح مهندسی ساختنی نیست، یافتنی است.
🔸 خوب است که اگر میتوانیم بهجای بحث درباره علوم اجتماعی اسلامی، در باب شرایط امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی بیندیشیم و در این راه به لطف پروردگار علیم امیدوار باشیم.
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
✍🏻 دکتر داوری اردکانی
📗 کتاب بر نامه فیلسوف
❓سؤال از دکتر داوری: یکی از چالش برانگیزترین مواضع فلسفی شما در سالیان گذشته، دفاع حضرتعالی از تاریخیت عقل است. تاریخیت عقل را در مصاحبه و مقالات مختلفی توضیح دادهاید: «عقل، از آن جهت که با درک و عمل ما ظاهر و متحقق میشود، عقل تاریخی است یعنی عقل در تاریخ ظهور میکند و پنهان میشود. استنباط نشود که عقل حاصل جامعه است زیرا جامعه با عقلی که دارد، صورت خاص پیدا میکند. جامعه جدید با عقل جدید به وجود آمدهاست. در هر تاریخی صورتی از عقل ظهور میکند که در زبان غالب میتوان آن را یافت. شاید هم عقل، زبان زمان باشد که در فلسفه و علم و تکنولوژی و سیاست جلوههای نظری و عملی پیدا میکند» (سخنرانی در خانه مشروطه اصفهان، ۱۳۹۵). این تحلیل از عقل ظاهراً تعارض آشتیناپذیری با تلقی عقل در میراث فلسفه اسلامی دارد و با مبنای کاشفیت که درحالحاضر در میان لااقل فلاسفه اسلامی مبنایی بیرقیب تلقی میشود، ناسازگار است. همین مسئله موجب شد حضرتعالی از نگاه فیلسوفان اسلامی معاصر، متهم به نسبیگرایی شوید. از طرفی مروری بر نوشته و ادبیات شما کافی است تا خواننده دریابد که حضرتعالی بههیچوجه قائل به نسبیگرایی در معرفت نیستید و سالیان سال است با تحفظ بر معیارمند بودن عقلانیت بشری حتی به عبارتهایی مانند تولید علم، واکنش منفی نشان دادهاید تا از دلبخواهی نبودن و یافتنی بودن علم و معرفت دفاع کنید. ارزیابی خود شما از تاریخی پنداشتن عقل چیست؟ آیا ازنظر شما میتوان هم قائل به تاریخی بودن عقل شد و هم در دام نسبیگرایی نیفتاد؟
💠 پاسخ دکتر داوری اردکانی:
🔸 راست میگویید که من مطابقت علم با واقع را در علم (به معنی جدید لفظ) و حتی در مورد تاریخ، درست نمیدانم اما به نسبیت انگاری سوفسطایی و اینکه آدمی میزان همهچیز است قائل نیستم.
🔹 مرادم از تاریخی بودن عقل این است که مردمان در هر دورانی فهم خاص دارند که اشیاء و امور و قضایا را با آن میشناسند و زندگی خود را با آن راه میبرند.
🔸 عقل متقدمان، عقل مدرک و درّاک جهان بود این عقل نظم زندگی را در تناسب با نظم جهان میدید. در جهان متجدد، قدرت آدمی و معاش و رضایت او میزان است و او همه چیز را برای خود میخواهد و میسازد و شناختنش با این ساختن مربوط است.
🔹 من هرگز خرد قدیم را نفی نکردهام و فکر میکنم که ما اتفاقا هماکنون به خرد قدیم خود بسیار نیاز داریم و با رسوخ در آن خرد است که تفاوت با وضع کنونی و مسائل زمان را درمییابیم.
🔸 اگر من گفتهام که ابنسینا و ملاصدرا مسائل کنونی ما را حل نمیکنند، مرادم این بودهاست که پاسخ مستقیم به مسائل امروز را در فلسفهی آنها نمیتوان یافت. وگرنه کسانی که رسوخ در فلسفه دوره اسلامی دارند، مسائل اکنون را بهتر درمییابند.
🔹 مثال روشنش، روشنبینیهای فیلسوف اسلامی معاصر حضرت استاد جوادی آملی است.
🔸 عقل جدید، عقل افزارساز و کارپرداز است. چنانکه علم مناسب و متناسب با آن نیز علم تکنولوژیک از کار درمیآید. این عقل در قیاس با عقل دورانهای گذشته نه درک امر واقع بلکه شناسندهی امکانهای تصرف و راهبر به نظم تکنولوژیک و بوروکراتیک است یعنی چیزی را میشناسد که در عالم تجدد شناختش مقدم است و بهکاری میپردازد که در حدود امکانهای این عالم قرار دارد.
🔹 جهان و علم و عقل همیشه باهم در یک تناسب اند و این البته با نسبیت نباید اشتباه شود. این نسبیت نیست و مگر محیالدین ابنعربی را که از حکومت اسماء الهی میگفت و برای حقیقت در هر دورانی ظهوری خاص قائل بود به نسبیت انگاری منسوب میکنند؟
🔸 این نسبیت نیست بلکه تصدیق نسبت و بستگی و پیوستگی امور به یکدیگر و بیوجه نبودن چیزها و کارها و محدودیت ما آدمیان است. از طرح این پرسش و توضیح دقیقی که دادهاید ممنونم.
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
✍🏻 دکتر داوری اردکانی
📗 کتاب بر نامه فیلسوف
🔖 صفحه ۷۵۰