یه نگاه به ۳۶۵ روز گذشته...
دریا، قدم زدن، محبوب، نهایی، جنگ، سریال،برگشتن دوست قدیمی، بحث، قطع رابطه کوتاه مدت، کادو تولد، تماس، ویدیوکال، هدیه دادن، گل دادن به آدمای رندوم، تقلا، جنگ، بلاتکلیفی، امتحان کردن یه ترکیب جدید از قهوه، آزمون، کوه، چندتا ماگ جدید، ساعتها ویدیوی تدریس، قطعی اینترنت، خریدن چندتا گلدونگل، دوست جدید، عینک، حذف خیلی آدمها، قدم زدن شبونه زیر بارون، نرگس، شیرینی، استرس مزمن، فشار روانی، کمخوابی، پیشرفت توی روابط اجتماعی، رتبه یک، برنامهریزیهای متعدد، تدریس، عشق، اهداف و رویاهای بزرگ، تست، کتاب صوتی، نوشتههای کوتاه...
و جزئیات دیگهای که احتمالا حتی تو ذهنم نیست.
جدی جدی عشق و آدم درست بهت زندگی میبخشه.یه لحظه به خودت میای میبینی جای خون توی رگهات عشق جریان داره و قلبت به جای خون فکرش رو پمپاژ میکنه تو وجودت...