هروقت که تو چیزی غرق شدم زندگی با چوب زد تو سرم! غرق شدن تو زندگی ، تو افکار منفی ، تو آدمی!
گفت فکر نکن رئیس تویی ها بخوام ازت میگیرم
حال خوب ، خوشیهای کوتاه و حتی روزمرگیهایی که بابتش ناشکر بودی
[ حتی ناشکری هم نه ، به چشمت نمیومد ]
واسه همین هردفعه بعد اون ماجراها یاد گرفتم دهنمو ببندم و بابت اتفاقای مختلف شکرگزار باشم
اصلا شاید اون اتفاقات باید میوفتاد تا من بتونم شکرگزاری رو یاد بگیرم ؛ برای اینکه بتونم به زندگی به خودم با دید دیگهای نگاه کنم اینکه یادم نره خودم کی هستم .
من آدمی نیستم بگم این رفت یکی دیگه جاش میاد ، اینقد فیلتر واسه ارتباط گرفتن دارم که هر کی حذف میشه شاید سالها طول بکشه جاش پر بشه
آدم جدید ؟ نه ممنون ، من هنوز زیر آوار اونی هستم که یهروزی فکر میکردم تکیهگاهمه .
این روزا جای درستی از زندگیم نیستم
شایدم درست ترین جای زندگیم هستم
کی میدونه غیر خدا
فقط کاش خودشم منو آروم کنه ، بغلم کنه :)
از بی مهری آدما خستم
از ترسناک بودنشون
هیچ وقت اونقدری که منبرای بقیه مهربون و شفاف و صادق بودم بقیه برام نبودن :)
چرا ؟ کاش کسی بگه چرا ؟
انتظار زیادیه که بخوای بقیه همونطور که هستی باهات رفتار کنن ؟ دلم آرامش و خیال راحتی میخواد نیاز دارم تکیه کنم به کسی و نترسم :)
دلم میخواد خیالم راحت باشه . . رها کنم آدمارو .
درس میخونی میگن کی کنکور میخوای بدی
کنکور میدی میگن رتبهات چند شد چرا قبول نشدی
درس رو ول میکنی میری دنبال راه اندازی کسب و کار میگن دختر و چه به این کارا
بعد این میگن کی ازدواج میکنی لابد عیب داری کسی نمیاد سراغت
ازدواج میکنی میگن چرا بچه نمیاری نکنه مشکل داری
بچه میاری میگن کی دومی رو میاری
دومی رو میاری میگن چرا بچت اینطوریه چرا ادبش اینطوریه چرا قیافش اینطوریه چرا فلان چرا بهمان
میشه من یه چیز بپرسم ازت ؟
تو چرا هنوز به این درک و شعور و فهم نرسیدی که هیچ کدوم از این موارد به تو هیچ ربطی نداره وتو تو زندگی دیگران نیستی و نمیدونی شرایط طرف مقابل چیه که این کارای که تو میخوای رو انجام نمیده بسه دیگه من فکر میکردم بعد این همه سال اینقدر دغدغه دارید که سرتون رو از زندگی دیگران بکشید بیرون .
- وارش .
درس میخونی میگن کی کنکور میخوای بدی کنکور میدی میگن رتبهات چند شد چرا قبول نشدی درس رو ول میکنی میر
بیاید کاری به این کارا نداشته باشیم
واقعا خوب نیست شما به جای این کارا زمان خودتون رو بذارید برای پیشرفتِ خودتون میترکونید
بابا به من چه دختر همسایه چرا شوهر نمیکنه چرا بچه نمیاری چرا ازدواج کرده یا نکرده من اینقدر تو زندگی خودمم هدف و فکر و خیال دارم که فرصت نمیکنم بشینم به کارای اطرافیانم فکر کنم . .
امروز قرائت توی یه جمع خیلی بزرگ دخترونه [ دترونه ] 😁 اجرا دارم ولییییی ...
اَی خِداااااا نزدیک به سی تا قرائت مختلف گوش دادم همشونو خوندم برای خودم تهش چی شد ؟
به توافقی نرسیدم ، صدامم درب داغون کردم هیچی دستگیرم نشد آخرشم نمیدونم باید چیکار کنم اصلاً چی بخونم
[ بگو دیوونهای انقدر اینور و اونور میپری خوب یکیو انتخاب کن بخون دیگه پیف ] 😬😂