امروز قرائت توی یه جمع خیلی بزرگ دخترونه [ دترونه ] 😁 اجرا دارم ولییییی ...
اَی خِداااااا نزدیک به سی تا قرائت مختلف گوش دادم همشونو خوندم برای خودم تهش چی شد ؟
به توافقی نرسیدم ، صدامم درب داغون کردم هیچی دستگیرم نشد آخرشم نمیدونم باید چیکار کنم اصلاً چی بخونم
[ بگو دیوونهای انقدر اینور و اونور میپری خوب یکیو انتخاب کن بخون دیگه پیف ] 😬😂
دوستان نمیتونم توضیح بدمم چقدرررر ذوق میکنم وقتی یه نفر باهام هم نظره و وقتی از مورد علاقه هام میگم تایید میکنه وقتی میگم از فلان چیز خوشم نمیاد تایید میکنه و به تمام نظراتم احترام میزاره
بعضی وقتا آدم به یکی نیاز داره که نگرانش بشه
مثلا من الان به یکی نیاز داشتم یه لیوان چایی میداد دستم میگفت بخور میدونم اینجوری خوب میشی :)
چون راستش الان خودم حوصله ندارم پاشم کتری بذارم
امروز یه توفیق نصیبم شد و خیلییی اتفاقی شهید هستهای
ساروی
که در اتفاقات جنگ اخیر اسرائیل با خانوادهشون به شهادت رسیده بودند رو دیدم ؛ داشتم به عکس یاسمین نگاه میکردم و غبطه میخوردم داشتم فکر میکردم وقتی آدم میخواد از این دنیا با مرگ بره خب چرا تهش شهادت نباشه ؟ اینجوری هم عاقبت بخیر میشه ولی ما سعادتش رو نداریم ❤️🩹 شهدا نظر کردهان .
ترجیحم اینه که خوب باشم تا کامل ، توی یه خونهی نقلی به جای پنتهاوس سر کنم اما راحت بخوابم
پول کمتری توی جیبم باشه ولی توی لحظههای بیشتری زندگی کنم
غذای گرون قیمتی نخورم اما بتونم بعد هر لقمه بخندم
رسیدن به هرچیزی تاوان و خرج خودش رو داره ، فقط باید به این درک رسید که چه چیزی رو فدا کنی . .