- وارش .
امروز قسمت آخر تاسیان میاد . . از دیروز منتظرم ، خدایااا اینهمه دیدم حداقل پایانش خوش باشه [ الان نو
قسمت آخرش نبوده ظاهرا ولی . .
آره سعید از شیرین خوشش میومده ولی خب بخاطر رفاقتش نتونست که ابراز کنه این قضیه رو و به خاطر احترام به عشق رفیقش کاری نکرد
بعدشم امیر فهمید و سعید رو خدابیامرز کرد 🤌🏻
همیشه ، هر وقت دلم پر بوده با نوشتن خودمو آروم کردم همیشه درد دلهامو تو کاغذ به خدا گفتم
ولی هیچوقت فکرشو نمیکردم که یهروز بخوام از دردِ عشق بنویسم ، از دردِ دور بودن
روز به روز دوری تو داره منو ضعیفتر میکنه بعضی وقتا از ته دل نا امید میشم نسبت به این عشق ، ولی با امید به اینکه خدا کارشو خوب بلده خودمو دلداری میدم
این عشقیه که خدا انداخته تو دلم ، پشت همهی این اتفاقات خداست این خداعه که آدما رو تو سرنوشت هم قرار میده هرچند همیشه خود آدما رو هم نه
بیشتر وقتها فقط عشقشون رو میندازه تو دلت .
عشق ، کلمهی کوتاهیه ولی همونقدر داغونکننده
این کلمه بعضی وقتا میتونه یه انسان رو از پا درآره ، بهش میگن : "عشق یکطرفه"
یا به عبارتی سادهتر ، درد و رنجی که علاج نداره
مثل ِ عشق من به تو ، یا چه میدونم تو به من . .
عشقی که حتی ازش خبر نداری تو حتی نمیدونی منی وجود داره ، منی که حاضره بهخاطرت برای رسیدن بهت ، دست به هر کاری بزنه منی که تو شدی روز و شبش ؛ منی که اگه لازم باشه و بدونه که با اینکار یکبار ، فقط یکبار تو رو از نزدیک میبینه حاضره زمین و زمان رو به هم بریزه ؛
منی که یه زمانی عشق براش کلمهی مسخرهای بود ؛
منی که وقتی یکی رو میدید داره به خاطر عشق جون خودشو به خطر میندازه تو دلش به طرف میگفت دیوونه شده
اما حالا . .
حالا خودم جای اونام .
حالا دارم میفهممشون و دردی رو که میکشن رو درک میکنم
حالا میفهمم که اونا دیوونه نبودند ، عاشق بودند عشق تو به من ، عشق تو یه نگاهه مسخرهس نه ؟
آره ، برای من چند سال پیش قطعا همینطوره ولی الان نه ، حتی این نگاهی که منو دلباختهی تو کرده هم از نزدیک نبود
من تو رو از فاصلههای خیلیخیلی دورتر دیدم از پشت شیشهی گوشی ، ولی همین که چشمم بهت خورد . . :)
حالا حتی اتفاقات ساده هم منو یاد تو میندازه ، شبا با فکر به تو خوابم میبره فکر به اینکه خدا فقط عشق تو رو تو طالع من ننوشته خودت و رسیدن بهت رو هم نوشته ، اگه قرار بود نرسیم که عشقتو به دلم نمینداخت مگه نه ؟
این دلداریهایی که به خودم میدم دلداریهای الکی . . شایدم نه
این عشق ، من رو یاد یکی میندازه که احتمال رسیدن به محبوبش زیر یک درصد بود ، اما رسید
زیر داستانشم نوشت :
خدا بخواد غیر ممکنها رو هم ممکن میکنه
وقتی کسی رو نداری سفرهی دلتو براش باز کنی ، باید با همین جملهها خودتو دلداری بدی ، مثل من .
حتی جبرانِ بعضی اشتباهات هم نمیتونه دیگه حسم و نسبت به یهنفر مثلِ روزِ اولش کنه خراب کردی دیگه ، تموم شد!
از یهسری چیزها که فاصله میگیری ، تازه میفهمی اونقدرا هم نمیارزیدن فقط تو زیادی جدیشون گرفته بودی و بهشون ارزش میدادی