با آدم چشم و دل سیر هرگز به مشکل نمیخوری
حرف میزنه و عمل میکنه ، اصالت داره کنارش پیشرفت میکنی ، حرمت بلده ، پا پس نمیکشه ، زخم نمیزنه عقده نداره ، مرهم میشه رفیق میشه یار میشه . .
اگه تو ایتا بلاگر بودم ، یه شوهر و چند تا بچه داشتم و از تمام جزئیات زندگیم میذاشتم و عکس و فیلمای عروسیم رو پخش میکردم قطعا الان چند کا ممبر داشتم 🤌🏻
و این یعنی چی واقعا ؟ الان اگه عروسی میکردم ببین چجوری میومدن اینجا 😔😂
ایتا بمرده .
از آخرین لحظات دارم برای مرور استفاده میکنم حتی استاد پرهیزگار به خودش زحمت نمیده وقتی تا آخرین سرعت هم که میکنم یکم تندتر بخونه 😒
یک جزء دیگه مونده و من از خستگی دارم پخش زمین میشم
مغزم فرمان نمیده که برم بخوابم و امشب تا صبح باید بیدار باشم
نتیجه اخلاقی : اینقدر کمالگرا نباشین و چیزی رو برای شب امتحان نذارین 😭
- وارش .
من اگه درگیر کار قرآن نباشم ، درگیر چی باشم ؟ :)🤍
میدونستم نمیشه ، فقط جنگیدم تو دلم نمونه
- وارش .
و خداحافظی با ۱۲ سال مسابقات قرآن آموزش و پرورش که برام خاطرات تلخ و شیرینش رو به جا گذاشت و همه اتفاقات و داستانش تو گوشه قلبم یه خاطره میمونه :)
حقیقتاً اصلاً دلم نمیخواست انقدر زود تموم شه حاضرم فقط به خاطر یه سال فرصت دیگه هم دوباره دوازدهم رو بخونم واقعا دل کندن از این مسابقه سخته 😭
امروز اینجوری بودم که از اینکه دیگه دانش آموز نیستم خوشحالم ، و از یه طرف خیلی غمگین بودم از اینکه دیگه نمیتونم به عنوان دانش آموز تو مسابقات قرآن ، عترت و نماز آموزش و پرورش شرکت کنم
دوستای قرآنیمو با بغض بغل کردم و همه چی در لحظهای تمام شد ؛ منم با یه قلب شکسته کفشمو پوشیدم و اومدم بیرون .. دیدم نه دیگه واقعاً شوخی نیست و واقعاً جدیه دیگه نمیتونم شرکت کنم و خاطره بسازم
پایانش هم با مرحله کشوری امروز تموم شد :)❤️🩹
11 شهریور / مرحله کشوری مسابقات قرآن .
امروز تولد این خانم کوچولو بود
ذوقی که خودش برای هدیهای که خریدم داشت ، خودمم دو برابرش رو داشتم 🥲🎀
امسال در اکوری پکوری ترین حالت ممکن خودم در خرید هدیه به سر بردم
تولدت مبارک فاطمه کوچولو ، صد و بیست ساله بشی 💘
-
به وقت 17 شهریور .