- وارش .
و خداحافظی با ۱۲ سال مسابقات قرآن آموزش و پرورش که برام خاطرات تلخ و شیرینش رو به جا گذاشت و همه اتفاقات و داستانش تو گوشه قلبم یه خاطره میمونه :)
حقیقتاً اصلاً دلم نمیخواست انقدر زود تموم شه حاضرم فقط به خاطر یه سال فرصت دیگه هم دوباره دوازدهم رو بخونم واقعا دل کندن از این مسابقه سخته 😭
امروز اینجوری بودم که از اینکه دیگه دانش آموز نیستم خوشحالم ، و از یه طرف خیلی غمگین بودم از اینکه دیگه نمیتونم به عنوان دانش آموز تو مسابقات قرآن ، عترت و نماز آموزش و پرورش شرکت کنم
دوستای قرآنیمو با بغض بغل کردم و همه چی در لحظهای تمام شد ؛ منم با یه قلب شکسته کفشمو پوشیدم و اومدم بیرون .. دیدم نه دیگه واقعاً شوخی نیست و واقعاً جدیه دیگه نمیتونم شرکت کنم و خاطره بسازم
پایانش هم با مرحله کشوری امروز تموم شد :)❤️🩹
11 شهریور / مرحله کشوری مسابقات قرآن .
امروز تولد این خانم کوچولو بود
ذوقی که خودش برای هدیهای که خریدم داشت ، خودمم دو برابرش رو داشتم 🥲🎀
امسال در اکوری پکوری ترین حالت ممکن خودم در خرید هدیه به سر بردم
تولدت مبارک فاطمه کوچولو ، صد و بیست ساله بشی 💘
-
به وقت 17 شهریور .
- وارش .
وقتی زندگی بهت نارنگی میده
با تک تک صحنههای شادی و غمش اشک ریختم میشه گفت بهترین فیلمی که تو این چند وقتی بود دیدم و بالاخره تمومش کردم 😭💘
از بس شاهکار و زیبا بود کل فیلم با بغض و گریه گذشت .
یادت باشه :
خیلی وقتها دلگیریهامون از اینه که توقع داشتیم کسی چیزی بده ، حرفی بزنه یا کاری برامون بکنه .. اما زندگی وقتی سبکتر میشه که بفهمیم هیچکس موظف نیست خوشحالمون کنه
ما خودمون مسئول آرامش و شادی خودمونیم وقتی از دنیا و آدمها دست میکشیم ، میفهمیم آزادی چه طعمی داره
و اون وقت ، هر خوبیای که میاد ، دیگه هدیهست … نه حق مسلم !
بعضی وقتا حس میکنم تو یه ایستگاه قطارم ، همه میان و میرن حتی اونایی که فکر میکردم مسافرای همیشگیمن
غم یه کولهپشتی سنگینه که هر روز با خودت این ور و اون ور میبری سنگینیاش مال خودت تنهاییاشم مال خودت . رفیقای صمیمی ؟ اونا هم یه روزی بلیطشون تموم شد و رفتن یه شهر دیگه .. حالا من موندم و یه سکوی خالی ، یه فنجون قهوه سرد و یه عالمه خاطره که مثل خوره افتادن به جونم ”
تاکید میکنم هیچوقت ، هیچجا
شخصیت و احترامتون رو به احساس نفروشین ، آدما بهتون رحم نمیکنن پشت ِخودتون رو حداقل خالی نکنین ..