دلم برای مسخره بازیای سر کلاس ، برای زنگ تفریحای کوتاهی که میشد بچههایی که دیگه تو کلاسمون نبودن رو ببینیم ، برای استرس وقتایی که ناخونامون بلند بود و میخواستن ناخونامون رو نگاه کنن ، برای روزایی که میرسیدم مدرسه و میدیدم صفها رفتن تو کلاس و بازم دیر رسیدم ، برای مسابقاتی که رفتیم برای اردوهایی که تنها نبودیم ، برای ترکیبای خوراکی سمی که خوردیم ، برای رو زمین حیاط مدرسه نشستنا ، برای چرت و پرت گفتنا برای جرئت حقیقت و اسم فامیل بازی کردنا ، برای گریههایی که کنار هم کردیم ، برای وقتایی که من طبق معمول مظلوم واقع میشدم و حرفی برای گفتن نداشتم و رفیقم ازم طرفداری میکرد ، برای بازارچههایی که آفتاب سوخته میشدیم ، برای روزای آخر سال که میرفتیم مغازهی کنار مدرسه و کلی خوراکی میخریدیم ، برای آدمایی که خیلی دیر باهاشون آشنا شدم و نشد خیلی کنار هم باشیم ، برای شعر خوندن تو کلاس ادبیات ، برای ۲۲ گرفتنای ادبیات ، برای انشاهایی که من میگفتم قشنگ نیست ولی معلم ادبیاتمون و بچهها تحسینش میکردن ، برای"چقدر صدات قشنگه"های معلم ریاضی ، برای تموم لحظات خوب و بدمون دلم خیلی تنگ شده :)
چقدر سخته که از دبیرستان یهو اومدیم دانشگاه و دانشجو شدیم و قراره آدم پخته تری بشیم :*))
مسئولیتهایی که داره ، مباحث سنگینی که درسا داره ، شب نخوابیدنها و سر کلاسهای ساعت ۸ صبح چرت زدنا ، تحمل جمعیت زیاد خوابگاه و هم خوابگاهی شدن با آدمایی که از شهر و فرهنگ خودت نیستن
همه اینا دست به دست هم میدن تا تو آدم بالغتری بشی ..
فاصلمون اندازه یه زنگ کوچیکه ولی هیچکدوم خودمون و به خاطر یه زنگ کوچیک ، کوچیک نمیکنیم
مشکل اینه !
تو فضای مجازی همه بعدای قشنگشونو به نمایش میذارن
من اون روی خودمو که هرجایی نشون نمیدم نشون میدم
با فاکتور گرفتن صدای بارون و صدای طبیعت
از نظر من قشنگترین صدا
صدای خنده آدمهاست
مخصوصا اونایی که با خندههاشون خندهات میگیره . .
کاش یه روزی بفهمیم
ازدواج افتخار نداره ، انتخاب یه آدم درست افتخار داره
بچهدار شدن افتخار نداره
تربیت کردن درست بچه افتخار داره
زن و مرد بودن افتخار نداره
انسانیت افتخار داره
بعضی اوقات دوست دارم کلا ساکت بمونم و هیچی نگم
چون هیچ کلمهای نمیتونه چیزی که تو قلبم و ذهنم میگذره رو توضیح بده