eitaa logo
وارثون
6.2هزار دنبال‌کننده
9.8هزار عکس
2.1هزار ویدیو
92 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥آن‌قدر برای پدرم کتاب می‌خواندم که سرم گیج می‌رفت... 🔹️خاطرۀ شنیدنی حضرت آیت الله خامنه‌ای از انس و علاقه پدرشان به کتاب @varesoon
🔸 حاج آقا سیّد جواد گلپایگانی -فرزند حضرت آیت الله حاج سید محمدرضا گلپایگانی و داماد ايت الله مستنبط - در خاطرات تازه‌نشر خود می‌گوید: 🔹 «یک‌بار که در خدمت آیةالل‍ه سیّد نصرالل‍ه مستنبط بودم، صحبت از شعر شد؛ ایشان فرمودند: من هم شعر می‌گویم. و شعری را که در وصف آیةالل‍ه سیّد علی قاضی سروده بودند[!]، خواندند. 🔸 آن شعر این بود: ▫️ دوشینه سحر، نگار تبریزی من آمد سرِ راه من به خونریزی من ▫️ عاری ز لباس عافیت کرد مرا این بود نتیجهٔ سحرخیزی من!». 📚 (شب‌های رمضان، ص۳۰) @varesoon
. علامـــه طباطبائی «ره» : یک روز در مدرسه ایستاده بودم، مرحوم قاضی دستش را روی شانه هایم گذاشت و فرمود: ای فرزند ، دنیا می خواهی نماز شب بخوان ، آخرت می خواهی نماز شب بخوان . @varesoon
« یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فِی رَحْمَتِهِ » خداوند هرکس را که خواهد در رحمت خویش وارد نماید 📚سوره شوری، آیه:8 عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فِی رَحْمَتِهِ قَالَ: الرَّحْمَةُ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه‌السلام در تفسیرالبرهان در ذیل آیه شریفه از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمودند: خداوند هر کس را بخواهد در رحمت خویش داخل میکند مراد از رحمت، ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) است. @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ناز کردن برای خدا در مناجات شعبانیه 🎤 حضرت آیت الله جوادی آملی @varesoon
عبدالصالح شمس اللهی شبهه‌ها هميشه هم بد نيستند؛ اصلا چه كسي گفته است شك بد است؟! حكما گفته اند شك مقدمه يقين است و تا شك نباشد يقيني نيست. آن روزها كه هنوز وارد حوزه نشده بودم و دوران نوجواني را مي‌گذراندم ذهن هميشه پر از سوال من درگير مسئله خلقت شده بود و براهيني چون بطلان دور و تسلسل ذهن كودكانه‌ام را قانع نمي‌كرد. سوم راهنمايي كه تمام شد و به حوزه قدم گذاشتم در همان ماه اول سري به دفتر آيت الله مصباح يزدي زدم و وقتي براي ملاقات خواستم و ناباورانه روز يك شنبه ساعت 11 را براي ملاقات مشخص كردند و من كه هنوز فكر مي‌كردم كه شايد منشي اشتباه كرده باشد ساعت 10 صبح به دفتر ايشان رفتم و وقتي خيلي راحت من را به اتاق حاج آقا كه آن روزها 20 سال جوان‌تر بود برد اصلا باورم نمي‌شد كه كسي مثل آيت الله مصباح براي بچه اي مثل من وقت بگذارد! راستش خيلي من و من نكردم بالاخره آخوند زاده بودم و عالم ديده! اما اعتراف مي‌كنم تا آن وقت با عالمي بزرگ از نزديك حرف نزده بودم. نشستم و خيلي با آب و تاب از منشاء عالم، كنه آسمان و علت علت العلل وعوالم ششگانه حرف زدم و تا 20 دقيقه و يا بيشتر آن مردم الهي بزرگوارانه به حرف‌هاي كودكانه‌ام گوش داد! حسابي كه حرف زدم بدون هيچ تكبري فرمودند خوب حرف مي‌زني و بعد به شوخي فرمودند من مثل تو سخنران خوبي نيستم! كمي خودم را جمع كردم و با لبخندي منتظر شنيدن شدم. روي ميز بيسكوئيت بود ايشان خيلي متواضعانه در ظرف را برداشتند و فرمودند بفرماييد و من كه منتظر جواب بودم از آن همه صبر و آرامش كلافه شده بودم. بعد سرشان را پائين انداختند و مقداري فكر كردند؛ لحظاتي كه ايشان در حال فكر بودند شايد خيلي طول نكشيد اما نمي‌دانم چرا اين‌قدر براي من خوشايند بود؛ احساس بزرگي مي‌كردم؛ احساس مي‌كردم آنقدر ارزش دارم كه كسي مثل آيت الله مصباح براي پاسخ درست به من به فكر فرو رفته‌اند. بعد شروع به سخن كردند و چند جمله كوتاه در مورد خلقت وسير آن فرمودند؛ انگار در آن چند دقيقه تامل در حال ساده سازي استدلال‌ها در حد فهم يك نوجوان 13 ساله بودند. راستش را بخواهيد نه اينكه آن جواب‌هاي كوتاه ذهن مرا قانع كرده باشد؛ چراكه نه وقت زيادي بود و نه من زمينه‌اي مانند دانش لا اقل در حد منطق داشتم؛ چه برسد به فلسفه! اما آنچه مرا آرام كرد روح بلندي بود كه خاضعانه در مقابل كودك حرافي نشسته بود و پدرانه وقتي را كه ثانيه هايش ارزش يك عمررا داشت براي آرام كردن ذهن او صرف مي‌كرد. @varesoon
. 🔻در این ماه (شعبان) در حد توان یک ارتباط محكمى با قرآن می‌خواهد. بخشى از شب را بايد انس با قرآن داشت و اين ماه شعبان را هم انسان ادامه بدهد آن وقت در ماه رمضان جواب مى‏ دهد. 🔸جواب می‌دهد به اين معنا كه آن ايامى كه ايام نزول قرآن هست انسان حس انس فوق العاده ‏اى با قرآن خواهد كرد. ‌ ‌‌ ‌ حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری @varesoon
بلا، با صدقه رفع می‌شود صدقه علاوه بر روایت، درایت هم هست بلا، با صدقه رفع می‌شود؛ اگرچه محکمِ محکم شده باشد. نه اینکه فقط روایت است که صدقه، دافع بلیات است؛ نخیر، درایت هم هست. می‌دانیم که از لطف و احسان است که شارع فرموده: «إِسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَة؛ روزی را با صدقه نازل کنید». 📚 گوهرهای حکیمانه، ص١٣ @varesoon @varesoon_bahjat
باورهای علمای سلف حضرت آیت الله جوادی آملی 👇👇👇👇👇 @varesoon
آیت الله جوادی آملی: «من تقریباً اوایل شهریور ۳۴ بود که رفتم خدمت استادمان مرحوم شیخ محمدتقی آملی. آقا شیخ محمد تقی هم از اوتاد این روزگار بود هم مرحوم آقا ضیا در تقریظ ایشان نوشته: «کهف المجتهدین العظام» هم مرحوم آقای نائینی در اجازه نامه ایشان نوشته: «صفوة المجتهدین العظام»، تقریرات ایشان در مکاسب را هم جامعه مدرسین چاپ کرده و ایشان آن روزها داشتند عروة الوثقی را شرح می‌کردند: مصباح الهدی فی شرح عروة الوثقی که آن را هم تدریس می‌کردند هم تألیف. اوّلین سالی که ما درس خارج رفتیم درس ایشان بود و جزوه نوشتن را هم از ایشان یاد گرفتیم. شاید یک وقت به عرض شما رساندیم، ما برای اینکه طرز جزوه نوشتن را یاد بگیریم، اوّل جزوه خود ایشان را گرفتیم. می‌دیدم ایشان در تمام این صفحات بالای هر صفحه «بسم الله الرحمن الرحیم یا صاحب الزمان ادرکنی» الآن ما چیزی که می‌نویسیم همان اوّل یک «بسم الله» را می‌نویسیم؛ اما در تمام صفحات بالایش نوشته بود: «بسم الله الرحمن الرحیم یا صاحب الزمان ادرکنی» این دأب علمای نجف بود. مرحوم سعید العلماء که با شیخ انصاری دوتایی درس شریف العلماء می‌رفتند. شریف العلماء همین است که مرحوم شیخ در رسائل چند جا دارد: «استادی الشّریف» مرحوم شیخ انصاری از صاحب جواهر به عنوان معاصر یاد می‌کند، ولی از شریف العلماء به عنوان استاد: «استادی الشّریف»، دو تایی باهم می‌رفتند درس مرحوم شریف العلماء. آن آثاری که از سعید العلماء حالا یا خودشان نوشتند یا تقریرات درسی ایشان بود مانده، این است که در بسیاری از صفحات در حاشیه‌اش نوشته «یا اباالفضل ادرکنی». اینها باور کردند این مسائل را.» @varesoon
آیت الله جاودان: من چندی پیش مشرف بودم. خدا نصیب همه تان کند،کربلا بودم اول به نیت پدر و مادر، به در که می رسیدم، در را می بوسیدم. هرجا که دربی گیر می آوردم و می توانستم، اول به نام پدر و مادرم می بوسیدم. همینجور که پای من ناتوان است، پای پدرم هم یک کم ناتوان بود. در راه رفتن بنده خدا در زحمت بود. شب که خدمت ایشان نشسته بودیم، می گفت بیا پای من را بمال، ماساژ بده. من می رفتم پای ایشان را می مالیدم، نرمش میدادم. بعدها پشیمان شدم خدایا من باید با عشق این پا را می مالیدم. عادی. عادی به درد می خوردها اما اگر با عشق بود مثلا کف پا را می بوسیدم... عقلم نرسید. اگر شما کف پایش را بوسیدی، حالا یک قیافه ای هم داری، دو کلاس هم درس خواندی. مثلا فرض کنید داری مکاسب هم درس می دهی. رسائل درس می دهی. پای پدرت را هم می بوسی. اونوقت پدر یک جوری دلش خوش می شود. آن دلخوشی را نمی شود جایی گیر آورد. از آن دلخوشی خدا لطف هایی را برایت خلق می‌کند که بشینی برای آثارش لذت ببری! @varesoon