eitaa logo
وارثون
10.1هزار دنبال‌کننده
14.1هزار عکس
3هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶آسید مهدی قوام و داستان یک جوان @varesoon
🔶حاج صالح از اهل سنت و ساکن خواف می گوید: در ایام تبعید مدرس در خواف از طرف شهربانی در خانه من آمدند و گفتند کار اصلاح و حمام ایشان بر عهده توست و این مسأله را باید پنهان بداری، اول من امتناع کردم و گفتم نمی پذیرم که با تهدید جلادان رضاخان روبرو شدم و به ناچار قبول کردم... اول فکر می کردم که با فرد ساده ای روبرو هستم ولی در موقع دیدار با ایشان فهمیدم که با سید بزرگواری مواجهم. بعد از آن پذیرفتم که با جان و دل خدمتکارشان باشم. . 🔶در روزهای اول، مأمورین بالای سرمان بودند و حرفی بین ایشان و من رد و بدل نگردید... اما رفته رفته این سخت گیری کاهش یافت... روزی آقا می خواستند که لباسی از کرباس محلی برای ایشان تهیه شود و عجیب اینکه اصرار داشت حتی نخ آن باید ایرانی باشد. من نمی توانم آنچه از آقا دیدم برایتان بگویم چرا که آنچه از این شهید بزرگ دیدم محبت بود و نه گفتن به تمام جلادان رضاخانی. . 🔶حاج صالح از سوی عده ای از علمای اهل سنت مقیم خواف نزد مدرس رفت و به او گفت: اگر بخواهید از خواف فرار کنید، روحانیون شهر به شما کمک می کنند. مدرس پاسخ داد: نه نمی خواهم با فرار خود، مردم زحمتکش شهر را به دردسر بیندازم. حاج صالح با شنیدن این پاسخ به مدرس گفت: پس لااقل به بام زندان بروید و نفسی تازه کنید. مدرس گفت: تا وقتی که ظلم هست، همه جا زندان است. . @varesoon
💠استاد جاودان: 🔸مرحوم پهلوانی گفتند که یک بار با همسرم تند حرف زدم ، به من گفتند که تا ۲۰ سال فلان چیز را از تو گرفتیم! 🔸یکی از دوستان حال خوشی داشت و داشت به حرم مشرف می‌شد. در کفشداری یک آشنایی را دید و از ترس اینکه حال خوشش از بین برود، با آن فرد گرم نگرفت و سرد برخورد کرد. به او گفتند دیگر زیارت نیا؛ چون با زائر ما خوب برخورد نکردی! او هم با زحمت آن شخص را پیدا کرد و از او عذرخواهی کرد. این آقا آدم خوبی بود که به او گفتند زیارت نیا؛ و الا با ما که اصلاً کاری ندارند! @varesoon
سماحة المرجع الكبير آية الله السيد عبدالأعلى الموسوي السبزواري طاب ثراه مع نجله سماحة آية الله السيد علي السبزواري حفظه الله @varesoon_ar
قال امیرالمومنین (علیه‌السلام): مَنْ كَرُمَ مَحْتِدُهُ حَسُنَ مَشْهَدُهُ کسی که اصل و ریشه‏ او کریم و بزرگوار است، هم‌نشینی با او نیک است. تصنیف غرر / ۹۳۹۳ @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
🔶شخصی ثروتمند بخشي از اموال خود را وصيت براي ساخت بيمارستان نمود و وصی خود را آیت الله العظمی بروجردی و شاه قرار داد. . 🔶شاه مي خواست بيمارستان را در تهران بسازد ولی آیت الله بروجردی مي خواستند در قم ساخته شود. . 🔶بالاخره شاه با نظر آیت الله بروجردی موافقت كرد و اين بيمارستان كه بنام نكوئي نام گرفت، در قم ساخته شد. در مديريت اين بيمارستان بين اطرافيان اية الله بروجردي بحث شد. . 🔶آنها به حضرت آقا پيشنهاد كه دكتر مدرسی مدير شود و با نظر اية الله بروجردی و اطرافيان، اطبا و كاركنان انتخاب شوند و بيمارستان اداره شود. . 🔶آیت الله العظمي بروجردي مخالفت كردند وفرمودند: وظيفه ما خدمت به دين است و نه اداره بيمارستان. لذا دستور دادند كه بررسی نمايند كداميك از سازمان ها و ادارات بهترين مديريت را در اداره بيمارستان دارند. . 🔶بعد از تحقيقات به حضرت آیت الله بروجردی گزارش دادند كه سازمان خدمات شاهنشاهي در اين كار تخصص دارد. آیت الله بروجردی مديريت و اداره بيمارستان را به سازمان خدمات شاهنشاهي واگذار كردند. . 🔶در آن زمان رياست آن سازمان با خواهر شاه، اشرف پهلوي بود. وی روز كشف حجاب را براي افتتاح بيمارستان مقرر داشت تا بدون حجاب به قم بيايد و بيمارستان را افتتاح كند در ضمن دستور داده بود تا دخترهای دانش آموز بصورت بی حجاب در مسير بيمارستان جهت اسقبال قرار بگيرند. . 🔶حضرت آیت الله بروجردی روز قبل از افتتاح از جريان مطلع شدند، ايشان پيغام به شاه دادند كه اشرف به قم نيايد. . 🔶فردای آن روز خبر دادند كه اشرف پهلوی به علت كسالت به قم نمي رود. بعد از چند روز عده اي از طرف آیت الله بروجردی...
🔶دو خانم با هم دربارۀ اینکه گرد و خاک جارو شده را کجا بریزند دعوا و داد و بیداد می‌کردند و نزدیک بود که کار به کتک کاری بکشد. . 🔶آیت الله حاج شیخ علی محمد بروجردی که در مسیر بازگشت از مسجد بود، بدون هیچ نصیحت و توصیه‌ای، فوراً عبایشان را در می‌آورند و پهن می‌کنند و خاک‌ها را در آن می‌ریزند و عبا را بر می‌دارند و به خانه خود می‌روند. . 🔶یکی از خانم‌ها نقل می‌کند که این رفتار مرحوم حاج شیخ آن قدر در ما تأثیر گذاشت که منشأ رفاقت ما دو خانم گردید. . @varesoon
وارثون
🔶شخصی ثروتمند بخشي از اموال خود را وصيت براي ساخت بيمارستان نمود و وصی خود را آیت الله العظمی بروجرد
بيمارستان را افتتاح كردند. . 🔶اگرچه مديريت با سازمان خدمات شاهنشاهي بود. عده ای از بزرگان حوزه در منزل آیت الله بروجردی به ايشان گفتند: حضرت آقا اين واقعه را به اطلاع مردم برسانيد تا مردم بدانند شما چه خدمتی به دين كرديد. . 🔶ايشان در جواب آنها فرمودند: آنها خواستند كاری بكنند و ما هم گفتيم نه، آنها هم گوش كردند، اين ديگر جنجال ندارد. @varesoon
🔶فرزند آیت الله مرعشی نجفی: شب آخری که ایشان رحلت فرمودند، همان شب به بنده می فرمودند: . 🔶«من خیلی بارم سبک است و هیچ نگرانی ندارم، تنها یک چیز مرا زجر می دهد و آن این است که می ترسم در ایام زندگیم نوشته من یا صحبتهای من در هر موردی باعث شده باشد که حقی ناحق شود، یا در همسایگی ما گرسنه ای بوده باشد و ما غذای سیر خورده باشیم که و الله و بالله و تالله اگر چنین چیزی بوده من آگاهی نداشته ام و نصیحت می فرمودند که شما هم بارتان را سبک کنید و از تجمل پرستی وخانه بزرگ و...بپرهیزید، که همه چیز ظرف چند دقیقه نابود می شود.» . 🔶و روزی که ایشان از دنیا رفتند، یک قبا داشتند که مشکی بود و در ایام محرم و صفر می پوشیدند و مجموع پولی که در جیب ایشان بود، هشتصد تومان بود و هیچ اندوخته ای، زمینی یاملکی نداشتند. . @varesoon
🔶آیت‌الله شهید صدوقی، از آب حوض وضو می‌گرفت. محاسنش را عطر و شانه می‌زد. کفش‌های واکس خورده‌اش را می‌پوشید و راهی مسجد می‌شد. از توی بازار که رد می‌شد مردم می‌گفتند: ما آخوندی به خوش تیپی و تمیزی صدوقی ندیدیم. . 🔶دکتر به آیت‌الله صدوقی گفته بود از تخت پایین نیاید و نمازش را هم روی تخت بخواند. نماز شبش که تمام شد گفت: اگر می‌دانستم باید به خاطر جراحی چشم شبی بدون سجده در برابر خدا سپری کنم؛ هرگز حاضر نمی‌شدم عمل کنم. . 🔶دختر آیت الله صدوقی در خصوص خاطرات خود از پدرش میگوید: وقتی شهید دستغیب به شهادت رسیده بود پدرم با ناراحتی گفت: نوبت من بود چرا ایشان از من پیشی گرفت. . 🔶پدرم یکی دو هفته قبل از شهادت به ترور تهدید شده بود و منافقین از مردم خواسته بودند که به نماز جمعه نروند ولی پدرم با آن همه تهدیدات می گفت من نماز را ترک نمی کنم و آن جمله معروف که” مرغابی را از آب نترسانید” در خطبه نماز جمعه خطاب به منافقان گفته بود. . 🔶سال ۱۳۶۱ بود، آن سال ۱۱ رمضان و ۱۱ تیر مصادف شده بود، یکی از روزهای گرم تابستان اما این گرما و روزه‌داری مردم باعث نشد که صف نمازجمعه یزد آن هم به امامت آیت‌الله محمد صدوقی خلوت باشد، مردم حتی تا پشت‌بام‌ها هم سجاده و جانماز پهن کرده بودند. . 🔶نمازجمعه که تمام شد حوالی ساعت یک و ۲۰ دقیقه ظهر بود، مسجد ملا اسماعیل مملو از جمعیت بود، امام جمعه خیلی نگران گرمایی بود که مردم را آزار می‌داد حتی اجازه نداد بین دو خطبه اطلاعیه‌ای که آماده شده بود را بخوانند حتی از مردم درخواست کرد که همراه موذن اذان را تکرار نکنند تا نماز سریع‌تر تمام شود. . 🔶وقتی عرق‌ریزان...
🔶یکی از شاگردان آیت الله کوهستانی نقل کرد: که روزی به اتفاق چند تن از ارادتمندان آقاجان نزدشان فیض می بردیم، در خلال فرمایشاتشان . 🔶فرمودند: مدت هاست که این دوست به سراغ ما نمی آید. . 🔶گفتم: آقاجان دوست شما کیست؟ فرمودند: تَب . @ayt_kouhestani @varesoon