🔶روزی مرحوم آیتالله محمد علی اراکی در درس فرمودند: قرآن کریم می فرماید:
وقتی حضرت یوسف(علیه السلام) به اشاره زلیخا وارد مجلس زنان اشراف شد، از بس که جمال دلآرایی داشت، چنان زنان از خود بی خود و غافل شدند که با چاقو دست های خود را بریدند و متوجه درد و خون نشدند.
.
🔶در این لحظه مرحوم آقای اراکی در حالی که صدایشان می لرزید و اشک بر محاسن نورانی شان جاری بود، با دست هایشان محکم بر سرشان کوبیدند. .
🔶و فرمودند: خاک بر سرت محمد علی! چرا تو در نماز چنین نیستی ؟! معشوقِ حقیقیِ عالم، خداست.
.
🔶زنان مصری، مجذوب جمال یک مخلوقِ خدا شدند تو چرا محو ِجلوه خالق نمی شوی؟! تو چرا در نماز خشوع و خضوع نداری؟! چرا افکار گوناگون در وقت نماز، بر وجودت حاکم است؟!
.
@varesoon
🔶خاطره ای به نقل از مرحوم آیت الله حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری:
مرحوم آیت الله بروجردی، توکل و مناعت طبع عجیبی داشت؛ و اعتمادش به الطاف خداوند، ضرب المثل بود.
.
🔶وقتی مسجد اعظم را در قم می ساختند، با توجه به هزینه سنگینی که داشت، هر کمکی از جانب هرکسی به ساخت مسجد را قبول نمی کردند حتی محمد رضاشاه پهلوی در خواست کرده بود کمکش را به احداث مسجد اعظم قبول کنند.
.
🔶مرحوم آیت الله بروجردی به این دلیل که مسجد اعظم با کمک مردم ساخته می شود، پیشنهاد شاه را رد کردند و پیام دادند به جای کمک به مسجد اعظم، اقدام به احداث سد برای رودخانه قم کنید تا سیل وارد شهر و منازل سکنه قم نشود و ضمنا مردم قم آب شیرین ندارند، چاره جویی کنید.
.
🔶خاطره دیگر از مرحوم آیت الله بروجردی ، مربوط به ساخت مسجد اعظم است که سرهنگی مایل بود هزینه تهیه یکی از درهای شبستانی را بپردازد به این شرط که به عنوان یادبود ، نام سرهنگ را روی در ثبت کنند که بانی این در فلان سرهنگ است.
.
🔶مرحوم آیت الله بروجردی قبول نکردند و فرمودند کسانی که بدون درخواست درج نامشان ، هزینه های مسجد را تا اینجا پرداخته اند، بقیه را هم خواهند پرداخت و نیازی به کمک تو نیست.
@varesoon
🔸️مرحوم حاج آقا فخر می فرمودند:
«یک روز، من و یکی از دوستان به نام مرحوم آقای انشایی در خدمت آقا شیخ مرتضی زاهد بودیم.
.
🔶آقا شیخ مرتضی، تسبیحش را گم کرده بود و با نگاه و با کشیدن دست با این طرف و آن طرف، به دنبال تسبیحش می گشت.
.
🔶و به ما هم گفت:
شما این تسبیح مرا ندیدید؟
️ما هم شروع به گشتن و پیدا کردن تسبیح ایشان در اتاق کردیم.
.
🔶بعد از دقایقی آقا شیخ مرتضی با چشمانی اشک آلود و گلویی بغض کرده فرمود:
«ببنید این امر می تواند به این معنا باشد که مثلاً خداوند می خواهد به من بفرماید
که ای مرتضی! یک عمر است که ما تو را نگه داشته ایم و الا تو خودت تسبیحت را هم نمی توانی نگه داری»
.
@varesoon
«پرسش و پاسخ از آیتالله محمدتقی بهجت»
🔹سؤال: مؤمن از نظر کمّی چقدر باید توسل داشته باشد؟
آیا یک شیعه در هر روز باید به هر امامی توسل داشته باشد یا فقط به ولیّعصر عجلاللهفرجهالشریف توسل داشته باشد؟
برنامه توسل باید چگونه باشد که استمرار داشته باشد؟
🔸 جواب:
روایت است که هرروزی اختصاص دارد به امامی مخصوص و به بعضی از ائمه.
انسان باید هر روزی، خودش را به صاحب آن روز پناهنده [کند].
❓سؤال: هر روز یک امام اشکال ندارد؟ یعنی مثلاً [درروایت]سهشنبهها متعلق به سه امام است. آیا ما میتوانیم خودمان هر روز به ترتیب به یک امام توسل داشته باشیم؟ یا نه، آن کار که مأثور است[و در روایت ذکر شده] بهتر است؟
🔸جواب:
رعایت کردن مأثور[ آنچه در روایات ذکر شده]، موافق احتیاط است.چون غیر مأثور را که خودش انشاء کند احتمال دارد که…
❓سؤال: انشاء نمیخواهم بکنم؛ همینطور امروز توسل به یک امام، فردا امام دیگر، همینکه ارتباط داشته باشم؟
🔸 جواب:
مانعی ندارد اینها، مگر اینکه عرض کردم، قصدش مخالفت با طریقه اهلبیت باشد[که دراینصورت جایز نیست].
❓سؤال: وجوب صله رحم چند روز یکبار است؟ وجوبش درباره پدر و مادر چگونه است؟
🔸 جواب:
همانکه همه اینها در ترک قطع، شریک هستند؛ اما قطع[رحم]مختلف است، یک دفعه انسان مثلاً هیچ با آنها ارتباط ندارد نه کتابت نه… در حال اختیار، در حال اضطرار، اینها مختلف هستند. قطع[رحمِ] محرّم[وحرام]، همان است که هیچگونه ارتباطی نباشد وحال آنکه ممکن است کتابت بکند، ممکن است برای آنها یک چیزی را اهداء بکند.
@varesoon
@varesoon_bahjat
🔶شیخ اعظم انصاری و فاضل اردکانی در تشییع جنازهای شرکت میکنند و چون خانههای نجف کوچک بود، در کوچه نشسته مینشینند.
.
🔶شیخ روی زمین مینشیند و فاضل نیم خیز. شیخ انصاری به فاضل اردکانی می گوید شما پیرمرد هستید و اینگونه نشستن برای شما خوب نیست.
.
🔶فاضل می گوید لباس من از وجوهات تهیه شده است. من باید برای تمیز کردن آن پول صابون و آب بدهم و نمیدانم که استفاده از وجوهات برای این کار صحیح است یا خیر؟
.
🔶جدای از اینکه شستن مکرر لباس سبب فرسوده شدن آن می شود. بین شیخ و فاضل اردکانی مباحثه در میگیرد و بعد همه میبینند که شیخ هم نیم خیز میشود.
@varesoon
🔶حاج آقا شیخ جعفر توسلی فرمودند: «من می دانم که اگر بروم جای من خوب است، امّا یک آرزو و یک خواسته دارم که در لعن هایم بر قاتلین حضرت از حضرت زهرا سلام الله علیها می گیرم» پرسیدم می شود بفرمایید خواسته تان چیست؟
.
🔶گفتند: «بله! دوست دارم وقتی می روم «جاروکِش» قصر حضرت زهرا سلام الله علیها باشم!» به فهم خودم گفتم حاج آقا حالا که میخواهد بهشت برود میخواهد جاروکِش باشد؛ انسان بهشت می رود تا جاروکِش ها را ببیند و جاروکِش ها در خدمتش باشند؛ گفتم:«حاج آقا! حتماً این را می خواهید؟»
.
🔶گفتند: «بله! دوست دارم جاروکِش قصر حضرت زهرا سلام الله علیها باشم و انشاءالله می شوم.» پیش خودم فکر کردم حاج آقا چه خواسته بزرگی دارد که از فهم من خارج است، اگر مراتب بهشت را حساب کنیم بالاترین مراتب برای حضرت زهرا سلام الله علیها است و قصر حضرت زهرا در بلند مرتبه ترین مراتب بهشت است و جاروکِش قصر حضرت زهرا سلام الله علیها در بلند مرتبه ترین «مقام» است.
.
🔶حاج آقا توسلی در دنیا غیر از عشق به حضرت زهرا سلام الله علیها عُلقه ای (وابستگی) نداشت، یک روز به من گفتند: «من فقط و فقط، فقط و فقط دوست دارم در این دنیا بمانم که یک مقدار بیشتر لعن بر قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها بگویم.»
.
🔶شیخ جعفر توسلی: لعن کردن دشمنان حضرت فاطمه الزهرا علیها السلام به این عبارت: «لَعنَ اللهُ قَاتلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ یا مُولاتِی یا فاطمَة الزهراء»، کنز است، از گنج هم بالاتر است، خیلی راهگشا و پر برکت است. این از الطاف الهی به من است و این لعن را از کتابی نیاموختم. این لعن را زیاد بگویید...
وارثون
🔶حاج آقا شیخ جعفر توسلی فرمودند: «من می دانم که اگر بروم جای من خوب است، امّا یک آرزو و یک خواسته دا
و حضرت زهرا سلام الله علیها را خطاب قرار دهید. مشکلات به صورت اعجاز آمیزی حل می شود.
.
🔶از این لعن برکاتی دیدم. این لعن، از طریق عارفانه به من رسیده است، نه اینکه کسی به من آموخته باشد. از خودشان اهل بیت علیهم السلام به من رسیده است که این لعن را به این نحو بگو. حرف من این است؛ صلواتی که بی لعن باشد، تکمیل نمی شود.
اللهم رزقنا شفاعتها و زیارتها و برکاتها و اعجازها.
.
🔶از وصیت های خادم الزهرا، حاج شیخ جعفر توسلی: هنگام دفن من، در سرازیری قبر، اول لعن بر قاتلین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را بگویید، سپس به خاکم بسپارید.
@varesoon
🔶آیت الله حاج شیخ غلامحسین عبدخدایی
از صحیفه سجادیه زیاد استفاده مینمود، بهویژه از دعای مکارم الاخلاق؛ دعای عالیةالمضامین را زیاد قرائت مینمود. دعاهای ایشان روح مخصوصی داشت عدهای شیفته دعاهای ایشان بودند.
.
🔶در دعا اشک میریخت و مردم را منقلب میساخت. در دعا به مانند کودکی بود که با اصرار و بهصورت خیلی طبیعی و بدون تکلف از خدا میخواست؛ میگفت: "خدایا! تو به عذاب ما محتاج نیستی و ما به رحمت تو احتیاج داریم. تو افرادی را مییابی که آنها را عذاب کنی، ولی ما کسی نداریم که به ما رحم کند".
.
🔶و نیز میگفت: " وَ عَمِّرْنِی مَا کَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِکَ، فَإِذَا کَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ.....(صحیفه سجادیه ـ دعای مکارم الاخلاق) به من عمر و زندگی عنایت فرما، مادامی که عمر من در راه تو مصروف گردد، ولی اگر قرار شد که زندگی و عمر من، چراگاه و محل تاخت و تاز شیطان باشد؛ مرا قبض روح فرما، پیش از آنکه بغض تو به سراغ من آید یا غَضب تو بر من استحکام یابد.
.
🔶معمولاً در شبانهروز دومرتبه به حرم مطهر امام رضا(سلام الله علیه) مشرف میشد؛ یکدفعه پساز نماز عشاء و یکدفعه هم پیشاز نماز صبح، این تشرف در ماه مبارک رمضان به سه مرتبه میرسید که دفعه سوم آن پساز نماز ظهر بود.
.
🔶آیت الله دکتر محمدهادی عبدخدایی درباره پدرش چنین میگوید: «دنیا را می خواست تا دو رکعت نماز بالای سر مطهر امام هشتم علیه السلام بخواند.»
.
🔶ماه مبارک رمضان چند ختم قرآن میکرد. فرزندش میگوید: «یادم میآید در نوجوانی،...
.
حکایت پیر زن نخ ریس و گریه آیت الله سید محمد حجت کوهکمری (قدس سره) :
پیر زنی در قم با نخ ریسی خود, خمس و سهم امامش را نزد آیت الله حجت کوه کمری (قدس سره) می آورد.
وقتی می خواست از اتاق بیرون رود عقب عقب می رفت و خیره خیره به آقا نگاه می کرد؛ آقا دلیلش را پرسیدند؟
پیر زن گفت: می خواهم خوب قیافه شما رو در خاطرم نگه دارم ، و روز قیامت شما را تحویل خدا بدهیم و بگویم: خدایا ! من جان کندم و خمس و سهم امامم را به این آقا دادم تا از دینم حافظت کند, حال اگر او در راه کم گذاشته او را مؤاخذه کن!
مرحوم آیت الله حجت (قدس سره) خمس را بر زمین گذاشتند و به شدت گریه کردند...
@varesoon
وارثون
🔶آیت الله حاج شیخ غلامحسین عبدخدایی از صحیفه سجادیه زیاد استفاده مینمود، بهویژه از دعای مکارم الا
صبحها وقتی هنوز در رختخواب بودم، پدر را میدیدم که از خواب برخاسته است و آرام آرام قرآن تلاوت می کند». «آیت الله العظمی میلانی به حاج شیخ لقب «شیخ العلما» داده بود. وی از سهم امام استفاده نمیکرد و میگفت: «عالمی که نیاز به وجوهات دارد، باید مجیب التجار باشد».
.
🔶با اینکه در آن هنگام تقریباً ۸۵ الی ۹۰ سال سن داشت، گاهی به همراه خیریه انصارالحجة(عج) به منازل اطفال میرفت؛ گاهی شبهای زمستان در کوچههای پُرگِل اطراف شهر به سختی توشههای آذوقه را میکشید تا وارد منزل بینوایی میشد، البته اطرافیان کمک میکردند، ولی او هم دوست داشت خودش دستی برساند و زیر کیسه آذوقهای بگیرد.
.
🔶آیت الله حاج شیخ غلامحسین عبدخدایی در سال ۱۳۰۳ هجری قمری در شبستر تبریز متولد شدند.
در ۲۴ خرداد ۱۳۵۹ شمسی برابر با اول شعبانالمعظم ۱۴۰۰ قمری، بر اثر کهولت سن در ۹۷ سالگی ندای حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
.
🔶پیکر پاکش پس از تشییع با شکوهی در مشهد مقدس و اقامه نماز توسط حضرت آیت الله حاج حسن قمی؛ در قسمت شمالی رواق دارالسلام حرم مطهر رضوی(سلام الله علیه) آرام گرفت.
@varesoon