🔶خاطره از آیت الله سید محمود طالقانی
یکی از اهالی روستا میگفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیت الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید.
.
🔶ایشان پرسیدند: مثلا چه باید بکنم؟
گفت: مثلا شما هیچ اهتمامی برای جمع کردن مردم در مسجد ندارید. اگر دوست ندارید برای مردم سخنرانی کنید، اقلا برای نماز جماعت دعوتشان کنید.
.
🔶آیت الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. من هر نیمهشب در این هوای سرد زمستان، فانوسبهدست تا سرِ چشمه میروم و وضو میگیرم. بعد هم آهسته و قدمزنان به سوی مسجد میروم که نمازم را بخوانم.
.
🔶اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمیآید.
@varesoon
#لحظات_ماندگار
حضرات آیات:
سید ابوالحسن اصفهانی، میرزاجهانگیرخان قشقایی و میرزا عبدالرحیم حائری
@varesoon
عاشقان ثارالله (علیهالسلام)
صفحه اختصاصی وارثون از خاطرات، رشادتها و زندگینامه شهدا
✅ تلگرام
t.me/varesoon_shohada
✅ ایتا
eitaa.com/varesoon_shohada
✅ اینستاگرام
instagram.com/varesoon.shohada
🔶آیت الله آقای غیب غلامی از مرحوم شیخ محمد آخوندی نقل میکنند:
.
🔶وقتی آیت الله وحیدخراسانی وارد نجف شدند فاطمیه اول درمنزل مرحوم آیت الله آقا سیدابوالحسن اصفهانی منبر میرفتند.
.
🔶و سلیقه مرحوم سید بر این بود که معمولا برای ذکر مصیبت به بیرونی تشریف می آوردند اما از اول تا آخر منبر آیت الله وحید را تشریف می آوردند و گوش میکردند.
.
🔶ازاطرافیان به آیت الله وحید عرض کرده بودند که سید را درمنبر دعا کنید ایشان فرموده بودند ان شاالله روز آخر مجلس دعا میکنم.
.
🔶روز آخر که متوسل به حضرت صدیقه (سلام الله علیها) شده بودند دعا کرده بودند که خدایا ازاین پیر غلام امیرالمومنین هم به شایستگی قبول بفرما.
.
🔶وقتی پایین آمده بودن مرحوم آقای آسید ابوالحسن اصفهانی ایشان را بغل کرده وانگشتری که در دستشان بود به ایشان هدیه میکند.
.
🔶بعدآن جلسه از بیوت مراجع وقت نجف از آیت الله وحید برای فاطمیه دوم دعوت میکنند که ایشان اجابت نمیکنند و میفرمایند من درنجف نیستیم.
.
🔶عده ای به خیال اینکه ایشان شاید درکربلا یا کویت باشند منصرف میشوند.
.
🔶روزی مرحوم شیخ محمد کوفی برای تهجد به مسجد سهله مشرف میشود ومی بیند آیت الله وحید به ستونی تکیه کردند ومشغول عبادت هستند.
.
🔶عرض میکند شما اینجا چه میکنید؟
همه نجف فکر میکنند که شما کویت هستید.
.
🔶فرمودند من چهل روز اعتکاف دارم.
.
🔶شیخ محمد کوفی به آیت الله وحید میفرمایند درتشرفی که خدمت حضرت ولی عصر (روحی له الفدا) داشتم امر کردند به شما عرض کنم: منبر را تشریف ببرید و درس را هم ادامه دهید هر کجا در مشکل بودید ما شما را یاری میکنیم.
.
🔶به اینجا که رسید آیت...
وارثون
🔶آیت الله آقای غیب غلامی از مرحوم شیخ محمد آخوندی نقل میکنند: . 🔶وقتی آیت الله وحیدخراسانی وارد نجف
الله وحید به ما فرمودند: دیگر طلبگی ما گل کرد
@varesoon
🔶خانمی از اهل محله مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب,روزی به محضر ایشان آمد وگفت:
دیشب در مجلس روضه ای آقایی می گفت:
اگر شوهر,نماز نخواند همسرش باید از او فاصله بگیرد و اطاعت او را نکند اگر تشنه بود آب به او ندهد؛ اگر چنین کند گناه کرده در حدّی که همه پیامبران را کشته باشد! شوهر من, نمازش را مرتّب نمی خواند وظیفه شرعی من چيست؟
.
🔶آیت الله ارباب چند بار فرمودند:
عجب! خیلی عجیب است! من نمی دانم آن آقا این سخن را بر اساس چه مأخذ شرعی بیان کرده است؟
.البته شخص مسلمان موظف است تکالیف شرعیه واجب خود را حتماً انجام بدهد، ولی سخن آن آقا به نظر می رسد غیر مقبول است. ان شاء الله شوهر شما نمازش را می خواند.
.
🔶زن گفت: حضرت آقا! او نمازش را نمی خواند!
.
🔶فرمودند: ان شاء الله می خواند!
.
🔶زن پرسيد: پس امر به معروف در کجاست؟ و من در اين باره چه تکلیفی دارم؟
.
🔶حضرت آقا فرمودند: یکی دو بار که شوهر سر حال است، با زبان خوش به ایشان بگویید: من شما را دوست می دارم و اگر نمازتان را مرتب بخوانید خیلی بیشتر دوستتان دارم. همین و بس!
.
🔶زن نفس راحتی کشید و گفت: خدا عمرتان بدهد! نزدیک بود با سخنان آن آقا شیرازه زندگی ما گسسته شود.
.
کتاب گردش ایام خاطرات مرحوم دکتر خلیل رفاهی
@varesoon
🔶اوایل انقلاب منافقین شایعه کرده بودند که:
شهید بهشتی سنی است و به ولایت امیر المومنین علی (سلام الله علیه) اعتقادی ندارد و حتی در اذان و اقامه عبارت (اشهد ان علیا ولی الله) را نمی گوید!
.
🔶به شخصی که این شایعه را باور کرده بود گفتند: در نماز جماعت ایشان شخصا شرکت کن تا خودت شهادت به ولایت علی (علیه السلام) را با گوش های خودت بشنوی!
.
🔶از آن طرف دوستان به شهید بهشتی هم گفتند:
اگر ممکن است امشب این عبارت را کمی بلندتر بگوئید تا این آقا بشنود و رفع شبهه بشود!
.
🔶آن شب شهید بهشتی آن عبارت را که مستحب هم هست نگفتند. بعد از نماز وقتی از ایشان پرسیدند:
آقا! چرا امشب (اشهدان علیا ولی الله) را نگفتید!
.
🔶فرمودند: من تمام وجودم به ولایت امیرالمؤمنین شهادت می دهد, اما امشب دیدم اگر بگویم به خاطر ولایت و محبت امیرمومنان نیست, بلکه به خاطر این است که یک مخالف خود را راضی کنم, پس نگفتم!
.
@varesoon_shohada
🔶شهید مدرس در اصفهان ضمن تحصیل و تدریس کارگری می کرد، مرحوم آیت الله خادمی از قول آیت الله سید محمد باقر درچه ای نقل کردند که مدرس بعدازظهرها که به درس و بحث حاضر می شد، شلوارش پر از گل بود، پس از تحقیق و تفحص مشخص شد که در خانه خشت می زند.
.
🔶در ایامی که متولی مدرسه سپهسالار بود، هفته ای یک روز به دهات موقوفه می رفت و کار مقنی ها را که مشغول حفر و لایروبی قنوات بودند، مورد ارزیابی و بررسی قرار می داد. خود شخصاً طناب به کمر می بست و وارد چاه می شد و سپس مزد آنان را می داد.
.
🔶مدرس در ایام تدریس در این مدرسه روزهای پنج شنبه و جمعه به روستاهای شهریار می رفت و سرقنات با مقنی ها کار می کرد. یکی از شاگردان وی تعریف می کند که روزی در یکی از آبادیهای اطراف تهران به دیدن یکی از دوستان رفتم.
.
🔶آن دوست ضمن صحبت گفت: سیدی است که گاه هفته ای یک روز به ده ما می آید و سر قنات می رود و بیشتر از همه مقنی ها کار می کند. من ابتدا از مطلب گذشتم تا اینکه یک روز عصر پنج شنبه به همراه میزبان از ده بیرون رفتیم و بر حسب اتفاق از کنار قنات عبور کردیم. مقنی ها مشغول کار بودند، وقتی که دقت کردم، دیدم مدرس نیز بالای چاه، مشغول کشیدن دلو از چاه می باشد، دیگر نزدیک نشدم و سخنی هم نگفتم.
.
🔶روز شنبه که سر درس استاد (مدرس) حاضر شدم، گفتم آقا شخصی شبیه شما را در فلان آبادی بر سر چاه دیدم. مدرس در جوابم گفت: کار برای کسی عیب و عار نیست وانگهی مزدی را که از این راه می گیرم از هر پولی پاکتر و حلالتر است و از تو می خواهم که با کسی در این خصوص سخنی نگویی.
.
🔶سپس این جمله را بر زبان جاری می ساخت: ما...