🌷 استاد فاطمي نيا از آيت الله بهجت نقل كرده اند که :
🖌 درجواني پيش استادي درس ميخواندم ؛ در بين شاگردان ، طلبه ي جواني مريض شد و از دنيا رفت. استاد از مرگ شاگردش خيلي ناراحت شد. آن زمان در نجف اشرف رسم بود كه سقّاها از فرات آب شيرين مي آورند و مي فروختند.
🖌 يك روز سقايي آمد ، استاد به شاگردان پولي داد تا آب را از او بخرند و براي خوردن به مردم بدهند تا براي شاگردي كه مرحوم شده بود ، حسنه و ثوابي نوشته شود.
🖌 بعد از مدتي استاد آن شاگرد را درخواب ديد ، مشاهده كرد كه آن شاگرد شهري دارد كه در آن قصرها به فلك كشيده و خودش هم در يكي از قصرها نشسته است!
🖌 سلام عليكمي ميكند و ميپرسد: اينها را ازكجا اورده اي؟! اوضاع چيست؟!
🖌 شاگرد جواب ميدهد : همان لحظه كه مشك آب را برايم خريدي و به مردم دادي ، اين شهر را به من دادند!
🖌 "مثقال ذره" يعني سنگيني ذره هم ميماند ، هر خيري بفرستيد نزد خدا آن را خواهيد ديد. خدا كند بدون زاد و توشه از اين دنيا نرويم.
@varesoon
@varesoon_bahjat
✅حجت الاسلام ناصری:
🔸 خدا رحمت کند آیت الله بهاءالدینی را که میفرمودند: «آقا سحر را بیدار شو، اما به نفست نماز شب و عبادات سنگین را تحمیل نکن که تا میخواهی بیدار بشوی، بگوید که بخواب، نمیخواهد بلند شوی. بلند شو چایی درست کن و بخور.»
🔸 ابتدا باید با رفق و مدارا از نفس کار کشید و خود این، یک سبکی دارد که اگر انسان آن سبک را نشناسد، لطمه میخورد، عقب میافتد.
@varesoon
💠آیت الله وحید خراسانی :
🔸هر كسی آنچه در توان دارد، در بيرون آوردن هيئات عزاداری در روز شهادت صدیقه ی کبری سلام الله علیها سعی كند.
🔸هر «یـازهـرایی» كه گفته شود، در دفتر عمل شما نوشته میشود ...
🔸دم جان دادن و شب اول قبر و در قیامت حضرت فاطمۀ زهرا علیهاالسلام جبران میکند... .
🔸بايد مراقب باشید كه اين فرصت از دست نرود!
@varesoon
استاد جاودان :
من وقتی میخواهم دعا کنم برای تمام پدر و مادرهایم تا حضرت آدم دعا میکنم. خویشان خود را نیز سهیم میکنم. برای همسایهها هم دعا میکنم. برای اساتید و رفقا هم دعا میکنم.
برای حقداران هم دعا میکنم. در قیامت ممکن است شخصی بیاید و از ما طلبکار باشد (در دنیا از حق او غفلت کردیم یا فراموش کردیم از او رضایت بگیریم) و به ما بگوید در قبال طلبم از تو نماز مقبول میخواهم. من که نماز مقبول ندارم! در عوض او میگوید قسمتی از گناهان من بر دوش تو باشد!
وقتی ما در این دنیا بارها برای او دعا کردیم، دیگر در آن روز بدهکار نیستیم. برای کسانی هم که التماس دعا گفتند، دعا میکنم. این دعا این است:
اللهم اغفر لنا و لوالدینا و لقراباتنا و لأساتیذنا و لمعلّمینا و لرفقائنا و لجیراننا و لمن وصّانا بالدّعاء و لمن وجب حقه علینا.
با یک دعای ساده در قنوت میتوان این همه انسان را خشنود کرد.
@varesoon
شیخ اعظم، شیخ مرتضی انصاری، مادرش را تا نزدیك حمّام به دوش مى گرفت و او را به زن حمامى سپرده، مى ایستاد، تا بعد از پایان كار او را به خانه برگرداند.
هر شب به دست بوسى مادر مى آمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون مى رفت.
پس از مرگ مادر به شدت مى گریست. و می فرمود: گریه ام براى این است كه از نعمت بسیار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم.
شیخ پس از مرگ مادر با كثرت كار و تدریس و مراجعات تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را خواند، با آنكه مادر از متدیّنههاى روزگار بود.
@varesoon
اگر کنیزی در اسلام بمیرد، مسلمانان باید اعلان کنند و جمع شوند و او را تشییع جنازه کنند.
اما دختر پیغمبر از دنیا رفت، در حالی که وصیت کرد شب مرا کفن کن «لا تعلم أحدا»؛ احدی را اعلام نکن.
چه دید که اینطور گفت ....
بخاری نوشت: فاطمه سلاماللهعلیها شش ماه بعد از پیغمبر صلی الله علیه وآله زندگی کرد و دیگر با ابیبکر حرف نزد و «دُفِنَتْ لَيْلاً».
⁉️ چه خبر است؟
ما همه میشنویم و شنیدهایم که «دُفِنَتْ فَاطِمَةُعليهاالسلام لَيْلاً.»
حقی ضایع شد که چنین حقی در عالم ضایع نشده و نخواهد شد؛ شخصیتی محزون شد که در عالم نظیر ندارد و حزنی که سابقه ندارد و نخواهد داشت.
آیت الله حاج شیخ حسین وحیدخراسانی
@varesoon
حجت الاسلام جعفر ناصری:
به ياد دارم که آن اوايل که مرحوم آیت الله کمشيري از عراق آمده بودند با حاج آقا [آیت الله ناصری] خدمت ایشان ميرفتيم.
حاج آقا از ايشان پرسيدند: «آقا انسان چه کند که مستجاب الدعوه شود؟»
ايشان فرمودند: «بزرگان ميگويند: اگر انسان به نماز اول وقت متلزم شد، به گونهاي که اگر الآن دارد از پيادهرو ميرود و اذان شد براي نماز بايستد، اگر ملتزم به نماز اول وقت شد مستجاب الدعوه خواهد شد.»
@varesoon
راه یافتن ملا حسینقلی همدانی به محضر آقا سید علی شوشتری
روزگاری در نجف به درس شیخ مرتضی انصاری می رفتم تا اینکه دریافتم که شیخ انصاری همیشه چهارشنبه ها به منزل آیت الله آقا سید علی شوشتری که در ظاهر از شاگردان درس شیخ انصاری بود می رود.
روزی به بهانه استخاره به منزل آقا سید علی شوشتری رفته و در زدم وچون خادم آمد در را باز کرد.
گفتم: استخاره می خواهم.
آقا سید علی فرمود: بگویید بیاید داخل.
چون داخل شدم دیدم که شیخ به گونه شاگردان نشسته و آقا سید علی بسان استادان نشسته و مطالبی می فرمایند.
من نیز در دل خود گذارندم که از این پس خدمت سید برسم. آن روز چون جلسه تمام شد و برخاستم.
سید به من فرمود: شیخ سرش شلوغ است و کمتر می تواند اینجا بیاید اما شما اگر خواستید می توانید دیگر روزها نیز اینجا بیایید.
بدنیسان فرزانه ای را که آخوند ملاحسینقلی به دنبالش بود یافت. ایشان مشتاقانه به محضر آقا سید علی حاضر شد و پیگیر در کار سیر و سلوک پیش رفت و چنان شد که استاد عنایت ویژه ای به او پیدا کرد. گویی که او می یافت.
جناب آخوند ملاحسینقلی شاگردان فراوانی را تربیت می کند و فرزانگان عارفی از دست او تربیت می شوند. حکایتی را که آقا بزرگ تهرانی نقل کرده گویای این عنایت ویژه سید به آخوند است:
آخوند ملاحسینقلی در ایام تحصیل در نجف اشرف در مدرسه سلیمیه حجره داشت و در همان ایام، سخت بیمار شد و در بستر بیماری خوابید.
اتفاقاً پزشکی از ارادتمندان سید علی شوشتری به خدمت ایشان رسید. سید از دکتر درخواست می کند که فوراً به مدرسه سلیمیه برود و آخوند همدانی را معالجه کند.
دکتر پس از معاینه آخوند خدمت سید...