#لحظات_ماندگار
از راست حضرات آیات:
میرزا آقا جواد تهرانی
میرزا علی فلسفی
سیّد عبدالله شیرازی
سیّد عزّالدین زنجانی
میرزا حسنعلی مروارید
سیّد عبدالرضا شهرستانی
@varesoon
در باران آرامِ ۲۵ آبان، شهر حال و هوای دیگری داشت. باران میبارید، اما هیچکس عجلهای برای پناه گرفتن نداشت. مردم آمده بودند تا پیکر کسی را بدرقه کنند که سالها سایهاش بر سر این شهر بود؛ پدری که خودش را در عنوان و مقام نمیدید، بلکه در آرامکردن دلها، در گشودن گرهها، در شنیدن رنج مردم...
کوچهها خیس بود، اما اشکها از باران واضحتر. جمعیت آرام پیش میرفت و صدای سورههایی که خوانده میشد با شرشر باران قاطی شده بود. انگار آسمان هم میدانست شهر یکی از ستونهای معنویاش را از دست داده.
او برای مردم فقط یک عالم نبود؛ پناه بود. وقتی حرف میزد، دلها آرام میشد. وقتی سکوت میکرد، باز هم چیزی از او به دلها مینشست. و حالا همان مردم، همان دلهای آرام گرفته، زیر باران آمده بودند تا به او «خدا نگهدار» بگویند.
۲۵ آبان برای این شهر فقط یک تاریخ نیست؛ روزی است که باران شهادت داد پدر معنویاش چه اندازه عزیز بود...
به بهانه سالگرد ارتحال آیت الله نجومی اعلی الله مقامه الشریف.
@varesoon
توصیه پدرانه آیةالله قاضی(ره) به علامه طباطبایی(قدس سرهما)
علامه طباطبائی میگوید:
چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرّف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی و رحمیّت گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب میشدم، تا یک روز دَر مدرسهای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور میکردند، چون به من رسیدند دستِ خود را روی شانه من گذاشتند و گفتند:
ای فرزند! دنیا میخواهی نماز شب بخوان و آخرت میخواهی نماز شب بخوان.
این سخن آنقدر در من اثر کرد که از آن به بعد تا زمانی که به ایران مراجعت کردم، پنج سال تمام، در محضر قاضی روز و شب به سر میبردم و آنی از ادراک فیض ایشان دریغ نمیکردم و و از آن وقتی که به وطن مألوف بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پیوسته روابط ما برقرار بود مرحوم قاضی طبق روابط استاد و شاگردی، دستوراتی میدادند و مکاتبات از طرفین برقرار بود.
علامه میفرمودند: ما هرچه داریم از مرحوم قاضی داریم.
@varesoon
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◼️ مرحوم آیتالله فاضل لنکرانی:
دسته عزاداری شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام در سوم جمادی الثانیة انعکاس جهانی دارد که با کتاب و صحبت و ... تحقق پیدا نمیکند.
@varesoon
⬅️خبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) از غصب فدک و خلافت و شهادت حضرت زهرا و محسن (علیهما السلام)
✍️ ابی مخنف لوط بن یحیی (رضوان الله علیه) عالم و مورخ بزرگ شیعه در قرن دوم هجری قمری در كتاب بحر الانساب از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره ی فتنه ی غاصب اول و دوم و غصب فدک و شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) و سقط حضرت محسن (علیه السلام) و بیعت اجباری به امیر المومنین (علیه السلام) خبر دادند و فرمودند یا ،علی بدان که من به زودی این دنیا پست را ترک میکنم و امت من حق من را که بر آنها واجب است زود فراموش میکنند و اولین کسانی که با تو دشمنی میکنند فلانی و فلانی هستند که غاصب دوم سند فدک را میگیرد و لگد بر شکم فاطمه میزند و باعث سقط محسن میشود؛ سپس طناب بر گردن تو میاندازند و تو را به زور به مسجد برده و غاصب اول به تو میگوید یا با من بیعت میکنی یا تو را به قتل میرسانم ...
📚الهجوم على بيت فاطمة عليها السلام تاليف عبد الزهرا مهدی صفحه ۲۲۴
#حضرت_زهرا (سلاماللهعلیها)
#فاطمیه
@varesoon_husseiniyye
📜 صفحهی اسناد و دستنوشتههای تاریخی وارثون
این صفحه جایی است برای مطالعه و جستجو در اسناد قدیمی، نامههای تاریخی، دستنوشتههای ارزشمند، و مدارک دیرین.
🔍 در این صفحه چه میبینید؟
- معرفی اسناد تاریخی نادر از علما و بزرگان
- تحلیل و متن خوانی برخی دستنوشتهها
آدرس صفحه اسناد و دستنوشتههای تاریخی وارثون
👇👇👇👇👇
t.me/varesoon_asnad
▫️مرحوم آیتالله سید ابراهیم میرباقری ـ از شاگردان آیتالله بروجردی، علامه شعرانی و علامه طباطبایی ـ در روایت خاطرات خود از سالهای شاگردی میگوید:
🔻هفت سال در درس تفسیر علامه حاضر میشدم؛ جلساتی که هر تابستان در ایوان مدرسه حجتیه برگزار میشد و حال و هوای خاصی داشت. علاوه بر آن، در درس اسفار نیز شرکت میکردم. پس از آنکه به دلایلی درس اسفار تعطیل شد، علامه تدریس شفاء را آغاز کردند و پس از گذشت دو سال، دوباره به اسفار بازگشتند. من هم هر روز پس از بازگشت از درس، آنچه شنیده بودم را از حفظ و بهطور مسلسل مینوشتم.
▪️گاهی محفل پنجشنبههای مرحوم علامه در منزل پدرم ـ که خیاط بودند ـ برگزار میشد و ایشان به خانه ما تشریف میآوردند.
🔻یکی از روزها برای دیدار علامه به منزلشان رفتم. سالهای پایانی عمرشان بود. خودشان در را گشودند؛ دیگر چندان توجهی به ظواهر نداشتند و بسیار آرام و آهسته سخن میگفتند.در آن ایام توجه ایشان به محسوسات بسیار کم شده بود.
▫️برایم چای آوردند ،خودشان قندی را برداشتند تاباچای میل کنند ، از ایشان پرسیدم:
«آقا، حال قلبتان چطور است؟»
منظورم قلب جسمانی بود؛ چون شنیده بودم دچار ناراحتی قلبی شدهاند. اما علامه پرسش را درباره مقامات قلب تلقی کردند.
در همان حال، حدود نیم ساعت درباره مراتب قلب و مقامات باطنی سخن گفتند؛ در حالی که قند همچنان در دستشان بود و از خوردنش غافل مانده بودند.
🔹این صحنه برایم عجیب بود؛ انسانی که قندی را که برداشته فراموش میکند، اما با چنین تسلط و دقتی از لطایف و دقائق علوم باطنی سخن میگوید. با اینکه برخی در آن روزها میگفتند علامه...
وارثون
▫️مرحوم آیتالله سید ابراهیم میرباقری ـ از شاگردان آیتالله بروجردی، علامه شعرانی و علامه طباطبایی ـ
دچار «فراموشی» شده، اما روشن بود که ذهن و روح ایشان همچنان سرشار از حکمت، شهود و استواری علمی است.
📃 بیانی از مرحوم آیتالله سید ابراهیم میرباقری درباره علامه طباطبایی (رضوانالله تعالی علیه) در گفتگو با علیرضا سلطانیان
@varesoon
💠 پرهيز از امامت
🔹️ سه چهار شب بعد از نماز مغرب و عشا در مدرسه فیضيه، آقای طباطبايی به من منظومه درس میداد. يکی از شبها خواستم به ايشان اقتدا كنم ولی ايشان حاضر نشد. شب بعد ديدم متصل به ديوار ايستاده است تا کسی نتواند به او اقتدا كند! بعداً شنيدم ظاهراً استاد ايشان مرحوم آقای آسید علی قاضی گفته بود كه تصدّی اين امور صلاح شما نيست. از اين جهت آقای طباطبايی از امامت جماعت پرهيز داشت.
🔹️ برادر آقای قدوسی از دنیا رفته بود. عصری برای تشييع جنازه وی رفتيم. ده ـ پانزده نفر بيشتر نبوديم. يکی از آنها آقای طباطبايی بود، چون آقای قدوسی داماد ایشان بود. داخل حرم شديم و در مسجد طباطبايی منتظر شديم آقای طباطبايی امامت كنند. آقای قدوسی به آقای طباطبايی گفت: امر كنيد ايشان (يعنی من) امامت كند. من گفتم: آقای طباطبايی هستند؛ ايشان میخوانند. آقای قدوسی گفت: ايشان نمیخوانند! لذا من نماز خواندم و ايشان اقتدا كرد. آقای طباطبايی مرتب در نماز مرحوم حاج آقای ما شركت میكرد.
🔹️ ویژگی ديگر آقای طباطبايی اين بود كه در مباحث فقهی هم مداخله نمیكرد. زمانی كه من در مشهد در نماز آقای ميلانی شركت میكردم، آقای طباطبايی هم شركت میكرد و بعد از نماز آقای ميلانی گعده داشت. من هم گاهی در آن گعده شركت میكردم. يك بار مسئلهای فقهی مطرح شد و آقای طباطبايی هيچ جواب نداد و من جواب گفتم. آقای طباطبايی در مباحث فقهی هيچ مداخله نمیكرد و اين را من ديدم.
زمهر افروخته، ص ۱۲۵_۱۲۶.
📚 جرعهای از دریا؛ ج ۳ ص ۶۰۸
@varesoon