ایام فاطمیه بود .
من در شمیران پای منبر سید می رفتم، به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ده شب مراسم عزاداری بود.
منبرش که تمام شد، برگشت به من گفت که فلانی!
گفتم : بله
گفت: حالش را داری امشب برویم با همدیگر الواطی کنیم؟
من اول تعجب کردم،گفتم: آقا شوخی تان گرفته؟
گفت : نه، امشب می خواهیم برویم الواطی، پول منبر را گرفتیم پولدار شدیم، حالش را داری بیا تا برویم؟
گفتم : آقا اگر شما بروید الواطی ،ما هم هستیم، چون شما اگر الواطی هم بروید، معصیت خدا نیست، ثواب و حسنات است.
گفت: پس ماشینت را روشن کن برویم ، ماشین را روشن کردیم و نشست بغل دست ما و گفت: راست برو میدان بهارستان.
با هم آمدیم میدان بهارستان،دیدم چند تا زن فاحشه گوشه و کنار میدان ایستاده بودند. یکی جوان تر بود.
سید گفت : برو آن جوان تر را صدا بزن بیاد.
ما رفتیم و دیدیم دختر جوانی است اشاره کردم: بیا
خوب ماشین هم داشتیم و فکر کرد ما هم اهل معصیت هستیم و راه افتاد امد دم در ماشین
همین که خواست در را باز کند و بنشیند، سید شیشه ماشین را پایین داد و دست کرد تو جیبش و پاکت پولش را در آورد و گفت: دخترم ! من ده شب برای مادرم زهرا علیها السلام منبر رفتم، این پول را امشب به عنوان پول منبر و روضه به من دادند، آدرسم را هم پشتش نوشتم، این پول را بگیر و به خانه ات برو و تا تمام نشده از خانه بیرون نیا، پولت هم که تمام شد، آدرس و تلفنم را هم نوشته ام . بیا من پول بهت می دهم، خرجی ات را می دهم، شوهرت می دهم، جهیزیه برایت تهیه می کنم، تو جوانی ، دخترم حیف است دامنت را از الان به معصیت آلوده کنی.
هر سخن از دل...
وارثون
ایام فاطمیه بود . من در شمیران پای منبر سید می رفتم، به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله
بر آید، لاجرم بر دل نشیند
من دیدم که این دختر منقلب شد،یک مرتبه اشک بر صورتش نشست و پاکت پول را گرفت: و گفت:
آقا به مادرتان زهرا علیها السلام دیگر گناه نمی کنم.
@varesoon
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰مروری بر زندگانی علامه طباطبایی
با صدای دلنشین استاد شهید مرتضی مطهری
@varesoon
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضرت آیت الله وحیدخراسانی:
ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نگران سوم جمادی الثانی است .....!!!!
@varesoon
آیتالله محمدتقی بهجت:
تمام شیعیان به منزلهی اولاد فاطمه علیهاالسلام هستند، ولی خدا میداند که چه کارهایی میکنیم که شاید سبب شود آن حضرت از ما و کار ما ناراضی شود!
📚 در محضر بهجت، جلد ١، ص١٨٣
@varesoon
@varesoon_bahjat
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرف های دلت را فقط به خدا بگو ....!!!
مرحوم حضرت آیت الله سید جواد حیدری
@varesoon
گفته میشود آیتالله اراکی از خوابی تعریف میکند که در آن امیرکبیر را در مقامی متفاوت و رفیع در جهان باقی دیده و علت را جویا شده است.
آیتالله اراکی چنین تعریف میکند:
از ایشان پرسیدم، آیا مقامی که تو به آن رسیدهای محصول شهادت و کشته شدن مظلومانهات بوده است؟
با لبخند گفت: خیر.
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت:نه
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است.
گفتم چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم. (منبع: کتاب آخرین گفتارها)
@varesoon