وارثون
آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی نقل می کنند : شب اول قبر آيتالله شيخ مرتضی حائری برايش نماز لي
لرزيدن. خواستم جيغ بزنم ولي صدايم در نميآمد. تنها دهانم باز و بسته ميشد و داشت نفسم بند ميآمد. بدجوري احساس بی کسی و غربت کردم
گفتم خدايا به فريادم برس! خدايا نجاتم بده، در اينجا جز تو کسی را ندارم....
همين که اين افکار را از ذهنم گذرانيدم متوجه صدايی از پشت سرم شدم.
صدايی دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زيباتر از هر موسيقی دلنشين!
سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگريستم، نوری را ديدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من ميآمد.
هر چقدر آن نور به من نزديکتر ميشد آن دو نفر آتشين عقبتر و عقبتر ميرفتند تا اينکه بالاخره ناپديد گشتند.
نفس راحتي کشيدم و نگاه ديگري به بالاي سرم انداختم. آقايي را ديدم از جنس نور !
نوری چشم نواز و آرامش بخش.
ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نميتوانستم حرفي بزنم و تشکري کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زيبايش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسيد: آقای حائری! ترسيدی ؟
من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسيدم، آن هم چه ترسي! هرگز در تمام عمرم تا به اين حد نترسيده بودم. اگر يک لحظه ديرتر تشريف آورده بوديد حتماً زهره ترک ميشدم و خدا ميداند چه بلايي بر سر من ميآوردند.
بعد به خودم جرأت بيشتر دادم و پرسيدم: راستي، نفرموديد که شما چه کسي هستيد.
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می نگريستند فرمودند:
من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما ۷۰ مرتبه به زيارت من آمديد من هم ۷۰ مرتبه به بازديدت خواهم آمد، اين اولين مرتبهاش بود ۶۹ بار ديگر هم خواهم آمد.
@varesoon
حضرت آیت الله شبیری زنجانی:
تواضع و تقوای خارق العاده مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری زبانزد خاص و عام بودند.
ایشان خیلی از «من» گفتن پرهیز داشتند و وقتی مطلبی از وی میپرسیدند، رأی و نظر خودش را با عبارتی از بزرگان بیان میکردند، مثلاً میفرمودند:
شیخ مرتضی انصاری چنین میفرماید، صاحب جواهر چنین عقیدهای دارد و ...و از تعبیری که «من» در آن بود، مجتنب بودند. حتّی از معارفِ معاصر خودشان نقل قول میکردند مثلاً میفرمودند:
آقای بروجردی چنین نظری دارد، یعنی من هم همین عقیده را دارم!
شنیدم در درس خودش از کتاب مصباح الهدی تألیف حاج شیخ محمد تقی آملی استفاده میکردند با این که خودشان از آقای آملی ادقّ نظراً(=دقیقتر) بودند!
جرعهای از دریا، ج۳، ص۶۲۵، نشر موسسه کتاب شناسی شیعه، سید موسی شبیری زنجانی.
@varesoon
یکی از اساتید میفرمودند:
دیشب که به دیدار و احوال پرسی پدر ور مشهد رفتم، گفتند:
ظهر با محمد- اخوی بنده- رفتیم مسجد سر کوچه، جای پارک نبود رفتیم مسجد جعفری- بالا خیابان، نبش کوچه زردی- امام جماعت در رکوع و سجده، سبحان ربی الاعلی و بحمده و سه مرتبه سبحان الله میگفت.
بعد از نماز اول خواستم تذکر دهم که به جای سبحان الله، صلوات بگوید مردّد شدم. لذا به خودِ او گفتم:
لطفاً یک استخاره بگیرید!
قرآن را که گشودند این آیه آمد:
و هُدوا الی الطیبِ مِنَ القول و هُدوا الی صراطِ الحمید
حج، آیه ۲۴
لذا منظور را و تذکر را گفتم، پذیرفتند و برخاسته اعلام کردند که آقای حکیمباشی اینطور گفتند و پس از این چنین میکنیم.
بعد افزودند و گفتند:
یک بار حاج آقا رحیم ارباب با لحن ستایش گرانه فرمودند:
نظر من بر رُجحان و برتری ذکر توحیدی سبحان الله بود و نظر آقا سید جمال گلپایگانی بر رجحانِ صلوات بود و نظر ایشان درست تر است!
نقل خاطره از حکیم باشی
@sireyefarzanegan
@varesoon
#لحظات_ماندگار
مرحوم آیت الله میرزا هاشم آشتیانی
فرزند مرحوم حضرت آیت الله میرزا حسن آشتیانی
@varesoon
📢شفای بیماری در بیانات آیتالله بهجت
آیتالله بهجت برای شفای از بیماریها میفرمودند:
🔺مخلوط آب زمزم و تربت سیدالشهدا علیهالسلام را هر روز مقدار کمی به نیت شفا بهطور منظم میل کنید، تا زمانیکه بهبودی حاصل شود؛
🔺همچنین به همین نیت صدقه به افراد متعدد بدهید، اگرچه مقدارش زیاد نباشد.
📢همچنین در مواردی میفرمودند:
🔺هفتاد بار سورۀ حمد را به مخلوط آب زمزم و تربت بخوانید و سپس آن را به مریض بدهید تا بهصورت مرتب هر روز بخورد.
🔺به نیت شفا هر روز هفت بار سورۀ حمد را قرائت کنید.
🔺هر که به عیادت مریض میآید به نیت شفا سورۀ حمد را بخواند.
📢مریض پس از نماز صبح دو رکعت نماز حاجت بخواند و پس از آن سه مرتبه بگوید:
اللَّهُمَ اشْفِنِي بِشِفَائِكَ وَ دَاوِنِي بِدَوَائِكَ وَ عَافِنِي مِنْ بَلَائِكَ فَإِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِك
پس از آن یک بار بگوید: بِحُرْمَةِ الإمامِ الکاظِم علیهالسلام
@varesoon
@varesoon_bahjat
عاشقان ثارالله (علیهالسلام)
صفحه اختصاصی وارثون از خاطرات، رشادتها و زندگینامه شهدا
✅ تلگرام
t.me/varesoon_shohada
✅ ایتا
eitaa.com/varesoon_shohada
✅ اینستاگرام
instagram.com/varesoon.shohada
قال امیرالمومنین (علیهالسلام):
يَا أَيُّهَا النَّاسُ ازْهَدُوا فِي الدُّنْيَا فَإِنَّ عَيْشَهَا قَصِيرٌ وَ خَيْرَهَا يَسِيرٌ وَ إِنَّهَا لَدَارُ شُخُوصٍ وَ مَحَلَّةُ تَنْغِيصٍ وَ إِنَّهَا لَتُدْنِي الْآجَالَ وَ تَقْطَعُ الْآمَالَ أَلَا وَ هِيَ الْمُتَصَدِّيَةُ الْعَنُونُ وَ الْجَامِحَةُ الْحَرُونُ وَ الْمَانِيَةُ الْخَئُون
ای مردمان! به دنیا بی رغبت شوید، به راستی زندگانی آن کوتاه است و خیر آن اندک و به راستی سرای رفتن و گذر کردن است و جایگاهی است که همواره آدمی را مکدّر میسازد و به راستی اجل ها را نزدیک میسازد و امید ها را ناامید میکند، بدانيد كه دنیا چهارپايی سركش و گريزپای است و اسبی چموش و نافرمان و دروغگويی خائن است.
تصنیف غرر / ۲۴۴۴
@varesoon
نکته دیگر که خیلی آموزنده است و نشان دهنده روحیه تواضع مرحوم آیت الله محمد کاظم شیرازی- جد مادری بنده- این مرد بزرگ در برابر استاد خود بود این است که میفرمودند:
من حدود ۴۰ سال درس مرحوم آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی میرفتم و از سامراء ملازم آن مرحوم بودم.
هر وقت به خانه میرزا میرفتم درِ خانه اش را میبوسیدم. وقتی که بیرون میآمدم باز میبوسیدم، تا این که ایشان زعامتِ عامه یافت. از آن پس این کار را ترک کردم زیرا خوف این را داشتم که حمل به جهات دیگر بکنند نه جنبه احترام به استاد!
مجله حوزه، شماره ۵۱-۵۰، سال ۱۳۷۱، گفتگو با آیت الله سید رضی شیرازی.
@varesoon
حضرت آیتالله بهجت:
اگر کسی اهلیّت داشته باشد، یعنی طالبِ معرفت باشد و در طلب، جدیّت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به إذن الله معلّمش خواهند بود؛ وگرنه سخن پیغمبر (صلیالله علیه و آله) هم در او اثر نخواهد کرد، چنان که در ابوجهل اثر نکرد!
📚 در محضر بهجت، ص22.
@varesoon
@varesoon_bahjat
حضرت آیت الله بهجت بعد از وفات حضرت علامه به این ناچیز فرمودند:
آقای طباطبائی فقهش از حکمتش بیشتر بود. زهدش مانع فتوا دادن بود، و تعدد اساتیدش در نجف در فقه و اصول بود نه در حکمت.
اقیانوس علم ومعرفت
@varesoon
@varesoon_bahjat
عتبه درب حرم حضرت ابوالفضل را میبوسم!
حضرت آیت الله بهجت میفرمودند:
مرحوم دربندی به مرحوم شیخ انصاری گفت:
آقا! کار شما برای مردم حجت است، وقتی به حرم میروی، ضریح حضرت ابوالفضل را ببوس!
شیخ در جواب فرمودند:
عتبه درب را میبوسم که گرد و خاکِ پایِ زُوّار است!
@varesoon
@varesoon_bahjat