eitaa logo
وارثون
10.4هزار دنبال‌کننده
14.3هزار عکس
3.1هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
«۱۰ سال فکر کردم تا منظور علامه را فهمیدم!» مرحوم محمدهادی معرفت، قرآن پژوه معاصر: آیت الله العظمی خویی (رحمت الله علیه)، استاد محترم ما، در زمینه تفسیر به رأی، نظریه ای دارند و استاد بزرگوار، علامه طباطبایی هم نظریه ای دارند. این دو بزرگوار هر دو شاگرد مرحوم محمدجواد بلاغی، صاحب تفسیر آلاء الرحمن هستند؛ یعنی هر دو شاگرد یک مکتب اند و تفسیر قرآن را از یک استاد گرفته اند، ولی در این مسأله – تفسیر به رأی – دو دیدگاه دارند در مقابل یکدیگر. آقای خویی می فرماید: اگر مفسر براساس ضوابط و اصول مقرره عقلائیه که اصول محاوره ای نیز گفته می شود و اصول لفظی یا اصول عقلایی نیز نامیده می شود، از قرآن استنباط کند و بفهمد، این تفسیر به رأی نیست، تفسیر به رأی، آن گاه است که انسان از راه، وارد نشود و از غیر طریق و مقررات عقلائیه بخواهد، مطالب قرآن را کشف کند. وقتی راه را کج برود و برخلاف شیوه عقلا حرکت کند، این تفسیر به رأی است. علامه طباطبایی می فرماید: قرآن در القای مطالب و بیان مقاصد خود، شیوه ای غیر از شیوه متعارف عقلا پیش گرفته است و لذا اگر کسی بخواهد، قرآن را با همین شیوه عقلایی و براساس همین اصول و مقررات معمول در محاوره تفسیر کند، این تفسیر به رأی است. من وقتی درباره تفسیر و شرایط تفسیر و آفات و موانع و منابع تفسیر بررسی می کردم و می نوشتم – که اکنون این نوشته ها با عنوان التفسیر و المفسرون به چاپ رسیده است – به اینجا که رسیدم، فرمایش آقای خویی را نقل کردم، فرمایش علامه طباطبایی را نیز نقل کردم، ولی در‌ آن زمان در این اندیشه بودم که علامه چه می خواهد بگوید؟ چگونه ممکن...
وارثون
«۱۰ سال فکر کردم تا منظور علامه را فهمیدم!» مرحوم محمدهادی معرفت، قرآن پژوه معاصر: آیت الله العظمی
است انسان همین روش عقلا را برگزیند و بر اساس اصول و مقررات عقلائیه حرکت کند و به سراغ قرآن برود، و این، تفسیر به رأی باشد؟ این به چه معنی است؟ و لذا فرمایش ایشان را به کامل نقل کردم و در کنار آن نوشتم: جای تأمل است، باید دقت شود. ده سال – بدون مبالغه – روی این موضوع فکر می کردم که ایشان چه می خواهد بگوید، پس از ده سال به فرمایش ایشان پی بردم. ایشان مسأله نوی را مطرح کرده است. مطلب تازه ای که هم اکنون با عنوان « شناخت زبان وحی » در اروپا مطرح است و « هرمنوتیک » نامیده می شود. می گویند: اساساً وحی، زبان خاصی دارد، زبان وحی، زبان مردم عادی نیست، نمی توان همان گونه که برای تفهیم و تفهم سخنان مردم به سراغ آن ها می رویم، به سراغ زبان وحی هم برویم.ایشان می خواهد بفرماید، اساساً قرآن، زبان خاصی و اصطلاحاتی ویژه خود دارد. گاه مطالب خود را در قالب اصطلاحات خود مطرح ساخته، نه بر اساس اصطلاحات عرف عام. بنابراین اگر بخواهید مطالب قرآن را بر پایه مصطلحات عرف عام معنی کنید، اشتباه کرده اید، بلکه باید قرآن را از دیدگاه مصطلحات ویژه خود او تفسیر کنید و بفهمید. 📚 مجله پژوهش های قرآنی، شماره 9-10 @varesoon
آیت الله حق شناس: آیا جایز است از اول مغرب تا اذان صبح تلویزیون ببینید، استراحت کنید، داداش‌جون! و با پروردگار نیایش نکنید، دردهایتان را به او نگویید؟! از همه شیاطین با قدرت‌تر، شیطانی است که موظف است اشخاصی را که می‌خواهند نماز شب بخوانند را وسوسه کند؛ این شیطان در وسوسه خیلی استاد است. @varesoon
قال امیرالمومنین (علیه‌السلام): مَنْ بَخِلَ عَلَيْكَ بِبِشْرِهِ لَمْ يَسْمَحْ بِبِرِّهِ کسی که از خوشرویی به تو بخل می‌ورزد، بخششی به تو نخواهد کرد. تصنیف غرر / ۹۹۴۱ @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 در باب سلوک شیخ انصاری 🗓 ۱۸ جمادي الثانیة (۱۲۸۱) سالروز وفات حاج شیخ مرتضی انصاری ✔️آیت‌الله‌ شبیری زنجانی: 🔹از مسائلی که راجع به سلوک شیخ است و نشان می‌دهد که جایگاه شیخ انصاری از نظر معارفی در چه پایه‌ای است، این است که در بعضی از کتب، درباره جودی شاعر نوشته‌اند که او می‌گفته است من در مشهد به حضرت رضا ع متوسّل شدم برای اینکه یک نفر مرشد معنوی را به من ارائه دهند که با ارشادات آن شخص هدایت پیدا کنم. در همان عالم به او القا می‌کنند که مرشد تو در نجف است. او خیال می‌کند که مقصود از این کلام، یکی از صوفی‌های بکتاشی است که در نجف دستگاهی پهن کرده بود. جودی وارد نجف می‌شود و سحر به حمام می‌رود و غسل می‌کند تا به حرم رفته و بعد پیش مرشد بکتاشی برود تا تصحیح باطنی پیدا کند. بین الطلوعین، و کمی بعد از اذان صبح، از مقابل منزل آسید علی شوشتری می‌گذرد؛ در همین حین درب منزل ایشان باز می‌شود و خادم منزل ایشان، در را باز می‌کند و می‌گوید شما به داخل بیایید آقا با شما کار دارند. وقتی او به خدمت آقا سیدعلی شوشتری می‌رود، ایشان به او می‌گوید مرشد تو، شیخ‌ انصاری است و می‌رود و به شیخ انصاری اتصال پیدا می‌کند. @varesoon
✅حضرت آیت‌الله بهجت: 🔻مرحوم شیخ انصاری با آن همه درس و بحث و تألیف، هر روز زیارت عاشورا ، زیارت جامعه و یک جزء قرآن می‌خواند. 🔻گویا علت عقب‌ماندگی ما، ترک مستحبات است. 📚رحمت واسعه ، ویراست سوم، ص٣۵٠ @varesoon @varesoon_bahjat
🔶شیخ اعظم انصاری و فاضل اردکانی در تشییع جنازه‌ای شرکت می‌کنند و چون خانه‌های نجف کوچک بود، در کوچه نشسته می‌نشینند. . 🔶شیخ روی زمین می‌نشیند و فاضل نیم خیز. شیخ انصاری به فاضل اردکانی می گوید شما پیرمرد هستید و اینگونه نشستن برای شما خوب نیست. . 🔶فاضل می گوید لباس من از وجوهات تهیه شده است. من باید برای تمیز کردن آن پول صابون و آب بدهم و نمی‌دانم که استفاده از وجوهات برای این کار صحیح است یا خیر؟ . 🔶جدای از اینکه شستن مکرر لباس سبب فرسوده شدن آن می شود. بین شیخ و فاضل اردکانی مباحثه در می‌گیرد و بعد همه می‌بینند که شیخ هم نیم خیز می‌شود. @varesoon
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله مجتهدی تهرانی: یکی از شاگردان شیخ انصاری(ره) می گوید زمانی که در نجف اشرف و نزد شیخ انصاری به تحصیل مشغول بودم، شبی شیطان را در خواب دیدم که طنابهای متعددی در دست داشت، پرسیدم: این بندها برای چیست؟ پاسخ داد اینها را به گردن مردم می اندازم و آنها را به سمت خویش می کشم و به دام می اندازم، هرکدام از این طنابها برای یک شخص است طنابی را دیدم که کلفت بود شیطان گفت: روز گذشته این طناب را به گردن شیخ مرتضی انصاری انداختم و او را از اتاقش تا وسط کوچه کشیدم، ولی علی رغم زحمات زیادم، شیخ از قید رها شد و برگشت. شخص گفت: وقتی از خواب بیدار شدم، در تعبیر آن به فکر فرو رفتم. پیش خودم گفتم بهتر است که از خود شیخ تعبیرش را بپرسم از این رو، به حضور ایشان رسیدم، خواب خود را که برای ایشان تعریف کردم فرمودند: شیطان راست گفته است، زیرا آن ملعون می خواست مرا فریب دهد که به لطف خدا از دامش گریختم. @varesoon
🔶وقتی دختر مرحوم شیخ اعظم انصاری را عقد کردند مدّتی گذشت و هیچ چیز در بساط نبود تا دختر را به خانه شوهر بفرستند! . 🔶تا آنکه روزی مرحوم شیخ آمد و به همسرش گفت: برای اصلاح کار دخترمان فکری به نظرم رسیده... . 🔶اینکه پانزده تومان برای صوم و صلاۀ آورده اند، روزه اش را تو بگیر، نمازش را من می خوانم تا مقدّمات کار دخترمان درست شود و او را به خانه شوهر بفرستیم. . . 🔶سبط الشیخ نوه دختری شیخ انصاری نقل می‌کند: مرحوم شیخ دخترش را شوهر داده بود و طبق معمول بین عقد و عروسی فاصله‌ای می‌افتد، خانواده ایشان به خدمت شیخ رسید عرض کردند: آقا امشب شب عروسی دختر شماست دستوری دهید همراه دختر چه بفرستیم؟ شیخ فرمود: یک سبد خرما! خانم آشفت و گفت: شب عروسی است و مردم همراه دخترانشان چیزهای گرانبها می‌فرستند، من چگونه دخترم را با دست خالی بفرستم؟! . 🔶شیخ در گنجه‌ای (کمدی) را که کنارش بود، به روی خانم گشود، خانم شیخ دید از پایین تا بالای گنجه کیسه‌های پول روی هم چیده شده است، شیخ فرمود: آن مقدار که من می‌توانم در حضور پیامبر خدا جواب بدهم، همین سبد خرماست، شما هم هر چه می‌توانید جواب بدهید بردارید.» . 🔶خانم عرض کرد: شما که شیخ انصاری هستید و نمی‌توانید جواب دهید، من چگونه می‌توانم جواب دهم؟! . . . 🔶آقای سبط الشیخ فرمودند: مرحوم شیخ خواستند دخترشان را که جده ماست به پسر برادر خود آقا شیخ محمد حسن بدهند وکیل شیخ به نام محمد صالح که از تجار بود آمد و گفت: من مخارج ازدواج را می دهم. . 🔶مرحوم شیخ فرمود: در این صورت من این عروسی را بهم می زنم. فرد مذکور نزد شیخ منصور پدر شیخ محمد حسن رفت و گفت: من...
🎙آیت الله العظمی وحید خراسانی: 🔸نوبت رسید به صاحب جواهر، پسر بیست ساله صاحب جواهر فوت شد به پدر خبر دادند. آمد پای جنازه پسرش نشست. دو ورق جواهر را نوشت، گفت این هم برای تو...بعد آهی کشید. 🔸پرسیدند:این آه چه بود؟! گفت: سرّ آه من این است که این بچه در زمان فقر و تنگدستی من زندگی کرد! صاحب جواهر با چه مشقتی زندگی کرد! چنین مردی صاحب جواهر است، این روزگار سلف و این روزگار ما! این مسائل بهت انگیز است. 🔸نوبت به شیخ انصاری رسید.... اما ایشان مادر پیری داشتند که برای مادرشان شهریه ای را معین کرده بود، پیرزنی با آن حوائج و گرفتاری به میرزای شیرازی شکایت برد که من با این مقدار شهریه چه کنم؟! 🔸میرزا پیش شیخ آمد و بیان کرد مادرت چنین روزگاری دارد، شیخ فرمود: محال لایمکن است از این حق من بگذرم! اما تو مجتهدی و اختیار داری... میرزا دست برد به زیر نگین ها و ریخت به دامن مادر شیخ و گفت: 🔸همچون مادری مثل تو فرزندی مثل شیخ تربیت کند سزاوار این حدّ است این از علم ایشان و این هم از زهد ایشان. 🔸صاحب جواهر در حال نزع (لحظات آخر عمر) بود، همه علماء اعلم آن وقت. نجف خالی نبود، نجفی که مهد کاشف الغطاء بود. همه علما منتظر بودند که چه رخ می دهد؟! 🔸دم جان دادن صاحب جواهر فرمود: شیخ مرتضی را بیاورید در حرم به شیخ گفتند: صاحب جواهر سراغ تو را گرفته است شیخ آمد و صاحب جواهر به ایشان گفت: کجا بودی؟! 🔸گفت: در حرم برای شفای شما دعا می کردم که صاحب جواهر فرمود: من رفتم و این امّت را به تو سپردم، این زهد ایشان است. 🔸بعد از صاحب جواهر به شیخ رجوع کردند. شش ماه گذشت اما شیخ انصاری رساله ای برای...
وارثون
🔶وقتی دختر مرحوم شیخ اعظم انصاری را عقد کردند مدّتی گذشت و هیچ چیز در بساط نبود تا دختر را به خانه ش
مقداری از مخارج عروسی را تقبل می کنم وقتی که شیخ شنید به برادرش گفت: قبول نکن اگر قبول کردی من این کار را نمی کنم. . 🔶جهیزیه دختر شیخ را یک نفر از بام به آن بام به یک نفر دیگر داد و یا سه مرتبه. . 🔶شیخ محمد حسن می گوید ظرف هائی که به ما داده شد، مثل این بودند که وصله داشتند. این مطلب را از کوچکی به ما گفتند. . @varesoon