فقیه عارف مرحوم آیت الله سعادت پرور
رجب شعبان و رمضان؛ چهارشنبه بازار خدا هستند در چهارشنبه بازار این سه ماه هر متاعی را که میخواهید بردارید برای تمام عمر برای ابدیت
در طول سال و به ویژه در ماههای رجب شعبان و رمضان بر این ذکر استغفار مداومت داشته باشید این استغفار گناهان فراموش شده را هم شامل می شود
اسْتَغْفِرُ اللهَ مِنْ جَمِيعِ ما كَرِهَ اللَّهُ
@varesoon
استاد فاطمی نیا:
رجب و شعبان ماه هاي بزرگي مي باشند.
يكي از اولياي خدا ميفرمود : روايات دلالت ميكند كه رجب و شعبان مثل دوچشمه هستند كه مهمانان خدا قبل از ورود به ماه مبارك رمضان ، خود را در آن شست وشو بدهند و آماده ي مهماني خدا شوند.
اين ماه را مغتنم بدانيم ، زياد استغفار كنيم و تصميم بگيريم بر ترك معاصي .
ترك معصيت اولين قدم عبوديت است.
@varesoon
#لحظات_ماندگار
از راست به چپ >
۱. حجّت الاسلام والمسلمین
آقای حاج شیخ حسین فومنی حائری
۲. آیت اللّه حاج شیخ جواد فومنی حائری
موسس مسجد نو، کودکستان و دبستان
در خیابان خراسان تهران
۳.حجّت الاسلام والمسلمین
حاج شیخ جعفر جوادی شجونی
▫️تاریخ عکسبرداری : سال ۱۳۳۱ خورشیدی
@varesoon
🔶خانمی از اهل محله مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب,روزی به محضر ایشان آمد وگفت:
دیشب در مجلس روضه ای آقایی می گفت:
اگر شوهر,نماز نخواند همسرش باید از او فاصله بگیرد و اطاعت او را نکند اگر تشنه بود آب به او ندهد؛ اگر چنین کند گناه کرده در حدّی که همه پیامبران را کشته باشد! شوهر من, نمازش را مرتّب نمی خواند وظیفه شرعی من چيست؟
.
🔶آیت الله ارباب چند بار فرمودند:
عجب! خیلی عجیب است! من نمی دانم آن آقا این سخن را بر اساس چه مأخذ شرعی بیان کرده است؟
.البته شخص مسلمان موظف است تکالیف شرعیه واجب خود را حتماً انجام بدهد، ولی سخن آن آقا به نظر می رسد غیر مقبول است. ان شاء الله شوهر شما نمازش را می خواند.
.
🔶زن گفت: حضرت آقا! او نمازش را نمی خواند!
.
🔶فرمودند: ان شاء الله می خواند!
.
🔶زن پرسيد: پس امر به معروف در کجاست؟ و من در اين باره چه تکلیفی دارم؟
.
🔶حضرت آقا فرمودند: یکی دو بار که شوهر سر حال است، با زبان خوش به ایشان بگویید: من شما را دوست می دارم و اگر نمازتان را مرتب بخوانید خیلی بیشتر دوستتان دارم. همین و بس!
.
🔶زن نفس راحتی کشید و گفت: خدا عمرتان بدهد! نزدیک بود با سخنان آن آقا شیرازه زندگی ما گسسته شود.
.
کتاب گردش ایام خاطرات مرحوم دکتر خلیل رفاهی
@varesoon
.
🔹 در سفرم به نجف اشرف، دیداری با جناب آقای سیّد صاحب خویی - فرزند آیتالله خویی (ره) داشتم. در این دیدار، سیّد صاحب تعریف کرد که:
🔸 روزی پدرم پرسیدند: ... فکر میکنی من از کجا به این مراتب و مقامات رسیدهام؟ گفتم: حتماً از هوش و ذکاوت و پشتکار و تهجّد و اینگونه موارد به این مقام بلند علمی رسیدهاید.
فرمودند: خیر!
گفتم: پس به چه علّت بوده است؟
فرمودند: دو چیز باعث رسیدن به این مقامات و مراتب شده است؛
اوّل، صلهٔ رحم،
دوّم، گذشت از کسانی که به من ظلم کرده بودند.
🔹 سپس معظّمله دو مورد مثال برای من بیان کردند ....
📚 (حاج آقا جواد گلپایگانی؛ شبهای رمضان، صفحه ۱۷).
@varesoon
💠آیت الله ملکی تبریزی:
🔸نماز شب، موجب خشنودی خدا و دوستی فرشتگان است و سنت پیامبران و نور معرفت و اساس ایمان و آسایش بدن و ناخوشایندی شیطان است
🔸سبب اجابت دعا و قبولی اعمال و برکت در رزق و روزی است و شفیع میان نماز شب خوان و فرشته ی مرگ است و چراغ خانه ی قبر و فرش زیر پهلویش است و پاسخی برای دو فرشته نکیر ومنکر است و تا روز قیامت مونس و زائر او در قبر می باشد.
📚رساله لقاء الله صفحه ۱۸۹
📷 تصویر بازسازی شده از مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی توسط هوش مصنوعی
@varesoon
عتبه درب حرم حضرت ابوالفضل را میبوسم!
حضرت آیت الله بهجت میفرمودند:
مرحوم دربندی به مرحوم شیخ انصاری گفت:
آقا! کار شما برای مردم حجت است، وقتی به حرم میروی، ضریح حضرت ابوالفضل را ببوس!
شیخ در جواب فرمودند:
عتبه درب را میبوسم که گرد و خاکِ پایِ زُوّار است!
@varesoon
@varesoon_bahjat
سلطان الواعظین شیرازی، توفیق حضور در سرداب سامرا (غیبت) را یافت.
وی کتاب مفاتیح الجنان را که به تازگی منتشر شده بود، همراه داشت و از روی آن اعمالی را انجام میداد و زیارت نامههایی را میخواند. شیخی که کنارش نشسته بود و ذکر میگفت، با دیدن وی پرسید: «این کتاب از کیست؟ »
سلطان الواعظین پاسخ داد: از محدث قمی و با تعریف و تمجید بسیار حاج شیخ عباس و کتابش را به او معرفی کرد.
شیخ با شنیدن سخنان شیرازی گفت: «این گونه که تو از آن تعریف میکنی، نیست. »
سلطان الواعظین با عصبانیت گفت: «برخیز، بلند شو و از اینجا برو. »
فرد دیگری که در کنار وی نشسته بود، دستی به پهلویش زد و گفت: «مؤدب باش. ایشان، خود محدث قمی است! »
سلطان الواعظین با شنیدن این سخن به سرعت و با شرمندگی برخاست و روی شیخ را بوسید و از ایشان عذر خواست.
سپس خم شد تا دست وی را ببوسد، ولی محدث قمی دست خود را کشید. آن گاه خم شد و دست وی را بوسید و گفت: «شما سید هستید».
@varesoon