حضرت آیت الله خامنهای:
شخصیت ایشان جهات گوناگونی داشت که از هر جهتی از هر جنبه ای انسان میتواند چند جمله ای بیان کند یکی جنبه ی شخصی ایشان و شخصیت ایشان و خصوصیات اخلاقی و رفتاری ایشان بود؛ یکی از جنبه ی علمی ایشان میشود بحث کرد و صحبت کرد در وضع علمی ایشان یکی جنبه ی سلوکی ایشان است یک جنبه هم جنبه ی اجتماعی و سیاسی ایشان است. از همه ی این جهات درباره ی ایشان میشود بحث کرد.
@varesoon
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقایقی کوتاه مهمان چهره نورانی و ملکوتی مرحوم حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی
@varesoon
.
فرازهایی از فرمایشات
مرحوم آیتالله شیخ محمدتقی آملی :
🔸 باید شأن انبیاء و ائمه اطهار (علیهم السلام) را بشناسیم. ما حاجت های بسیاری از امام هشتم خواسته ایم، برآورده نشده است و از حضرت عبدالعظیم حسنی خواستهایم برآورده شده است.
🔹 شأن اهل بیت علیهم السلام بسیار بالاتر از رفع خواسته های عمومی از جمله شفا،گره گشایی و... است. لذا اهل بیت اینگونه حوائج را به اولیای رده پایین تر از خود حواله میدهند.
🔸 مانند حضرت سلیمان (علیه السلام) که با وجود توانایی آوردن تخت بالقیس، آوردن آنرا به (آصف یا جنّی از اجانین) حواله دادند. چرا که شأن ایشان بسیار بالاتر از این خوارق عادات بود.
📗 از خاطرات استاد حسن زاده آملی
@varesoon
مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی قاضی فرزند آیتالله سید علی قاضی طباطبائی تبریزی (قدس سرهما)
آيت الله حسن زاده میگويد:
«سيد مهدی قاضی روزی به بنده فرمود: پدرم بارها میگفت: انسان بايد محور برزخی پيدا كند تا به اسرار حروف و كلمات و حقايق اشيا دست يابد و آگاهی پيدا كند و از اين حالت طبيعی و عادی مردم متعارف به درآيد. و تا كسی از اين عالم خاكی با تزكيه و تقوا پوست نيندازد، به ملكوت عالم آشنا نمیشود. فرزندم! ارتقای برزخی به رشد و اعتلای وجودی نياز دارد. و سيد مهدی به اين نعمت متنعم بود».
@varesoon
..... چون مجلس درس به پایان رسید شیخ مرتضی انصاری به من نگاه کرده گفت: آخوند میبینم خیلی مؤذب می نشینی؟
من سربه زیر افکندم و عبای خود را بر روی سینه ام بیشتر کشیدم و حالتی داشتم قرین انفعال
شیخ دریافت که پیراهن به تنم نیست و قبای خود را پیش آورده ام تا گردن خود را بپوشانم و معلوم نشود که پیراهن ندارم زیرا از کفش و لباس تنها چیزی که داشتم و میتوانستم بگویم مالک آن هستم يك قبای پاره بود با یک عبای کهنه و يك جفت کفش که آن هم ته نداشت و با زحمت پای خود را بالاتر میگرفتم و به رویه کفش می چسباندم که پایم بر زمین کشیده نشود که نجس یا کثیف نشود تا آنجا كه يك روز مجبور شدم سه بار پای خود را بشویم و یکی از طلاب به گوشواره مدرسه نشسته بود مرا دید و به حالم رقت کرد و کفشی مندرس به من داد. در این وقت چنان بود که گفتی دنیا را به من داده اند
آن روز هم شیخ پس از مجلس درس از برهنگی من آگاه گردیده فهمید که پیراهن به تنم نیست و به این جهت قبای خود را به روی سینه ام کشیده ام و می نماید که مؤدب نشسته ام امر کرد پیراهنی به من دادند.
.... چهل سال نه گوشت خوردم و نه آرزوی گوشت داشتم و تنها خوراك من فکر بود و با این زندگی راضی و قانع بودم و هیچ گاه نشد که سخنی یاد کنم که گمان کنند از زندگانی خود ناراضی هستم
پولی برای خرید یک شمع به من میدادند ولی من در تاریکی میگذرانیدم و آن پول را به فقیرتر از خودم می دادم و شب ها کتاب خود را برداشته و به مبرز مدرسه می رفتم تا در برابر چراغ مبرز مطالعه کنم
طلاب هیچ اعتنایی به من نمی کردند مگر معدودی که مانند خود من با فقیرتر از من بودند.
خواب من بیش...
وارثون
..... چون مجلس درس به پایان رسید شیخ مرتضی انصاری به من نگاه کرده گفت: آخوند میبینم خیلی مؤذب می نشی
از شش ساعت نبود و چون با شکم خالی خواب آدم عمیق نمی شود بیشتر شب ها را بیدار بودم . و با ستارگان آسمان مصاحبت و مساهرت داشتم.
در این احوال به خاطرم می گذشت که امیرالمؤمنین نیز بیشتر شبها را به این نشان می گذرانید. من با همه تنگدستی و بیچارگی احساس می کردم که فکر من به عالمی بلندتر پرواز میکند و قوه ای است که روح مرا به سوی خود جذب میکند و شاید این در سایه روح خاص و طینت و ملیتم بود.
سی سال تمام داغی و گرمی نان تنها نانوخورش من بود.
@varesoon
آیتالله محمدتقی بهجت:
بالاخره، حالا که کار را به اینجا رساندیم، خودمان میدانیم دوایش استغفار است. [آیا استغفار] میکنیم؟
چارهای نیست از اینکه باید بهسوی خدا برویم، اگر بهسوی خدا نرفتیم موانع هم اگر رفع بشود، موقتاً رفع میشود، دائماً رفع نمیشود.
📚 بهسوی محبوب، ١٠۴
@varesoon
@varesoon_bahjat
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان دلنشین آیتالله حسنعلی نجابت با موضوع امام زمان (ارواحنافداه)
@varesoon