🔻حکایتی آموزنده از شیخ جعفر کاشف الغطاء
🔸شیخ جعفر بن خضر مالکی، معروف به شیخ جغفر کاشفالغطاء یکی از بزرگترین علما و مراجع اوایل قرن سیزدهم هجری در جهان تشیع بود. نسب وی به ابراهیم (فرمانده سپاه مختار) پسر مالک اشتر نخعی (فرمانده سپاه امام علی) میرسد.
🔸از مهمترین آثار کاشف الغطاء کتاب جامع کشف الغطاء میباشد. شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا، شاگرد محمدباقر وحیدبهبهانی و شاگرد سید محمدمهدی بحرالعلوم بوده است.
🔸وی در نجف میزیسته و شاگردان بسیاری تربیت کـرده اسـت سـیـد جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه و شیخ محمد حسن صاحب جواهر الکلام از جمله شـاگـردان او هستند.در سال ۱۲۲۷ یا ۱۲۲۸ قمری درگذشت و در مکانی کنار حرم امام علی به خاک سپرده شد که بعدها به مقبره کاشف الغطا (جامع کاشف الغطا) معروف گشت.
🔸مرحوم شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء در یکى از شبها که براى تهجد برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار کرده و فرمود: برخیز به حرم مطهر مشرف شده و در آنجا نماز بخوانیم. فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت: من فعلا مهیا نیستم شما منتظر من نشوید؛ بعداً مشرف مىشوم. فرمود: نه، من این جا ایستادهام؛ برخیز، مهیا شو که با هم برویم. آقازاده، به ناچار از جا برخاست و وضوساخت و با هم راه افتادند، کنار در صحن مطهر که رسیدند، آن جا مرد فقیرى را دیدند که نشسته و دست نیاز به طرف مردم دراز کرده است. آن عالم بزرگوار ایستاد و به فرزندش فرمود: این شخص در این وقت شب براى چه این جا نشسته است؟
🔸گفت: براى تکدى از مردم. فرمود: چه مقدار ممکن است از رهگذران،...
وارثون
🔻حکایتی آموزنده از شیخ جعفر کاشف الغطاء 🔸شیخ جعفر بن خضر مالکی، معروف به شیخ جغفر کاشفالغطاء یکی
عاید او گردد؟ گفت: احتمالاً یک تومان (به پول آن زمان) مرحوم کاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم براى مبلغ بسیار اندک و کم ارزش دنیا )آن هم محتمل( در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشت و آمده در این گوشه نشسته و دست تذلل به سوى مردم دراز کرده است! آیا تو به اندازه این شخص، به وعدههاى خدا درباره شب خیزان ومتهجدان اعتماد ندارى که فرموده است: فَلا تَعْلَمُ نَفْسَ ما أُخفى لَهُم مِنْ قُره أَعینُ
🔸هیچ کس نمیداند چه پاداشهاى مهمى که مایه روشنى چشمهاست براى آنها نهفته شده؟! گفتهاند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار پدر خود چنان تکان خورد و تنبّه یافت که تا آخر عمر از شرف و سعادت بیدارى آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترک نشد.
@varesoon
.
💠 كجايند ياران حقيقي مهدي آل محمّد(عج)؟!
.
در كتابي خواندم، شايد در حدود دويست، سيصد سال پيش جمعي از صلحا در نجف اشرف مجتمع بودند.
.
از آدمهاي بسيار خوب و مقدّس. روزي با خودشان نشستند و گفتند: چرا امام نميآيد؟ در صورتي كه ما بيش از سيصد و سيزده نفر كه او لازم دارد هستيم.
.
به اين فكر افتادند كه سرّ تأخير در ظهور را به دست آورند. تصميمشان بر اين شد كه از بين خودشان يك نفر را كه به تأييد همه خوبترينشان هست، انتخاب كنند و او را بفرستند در مسجد كوفه يا سهله تا اعتكاف كند و از خود امام بخواهد كه سرّ تأخير در ظهور را بيان بفرمايد.
.
جمعيّت خودشان را به دو قسمت تقسيم كردند و قسمت بهتر را باز به دو قسمت و همچنين تا آن فرد آخر را كه از همه بهتر و مقدّستر و زاهد تر بود انتخاب كردند كه او به مسجد سهله يا مسجد كوفه برود. او هم رفت و بعد از دو سه روزي برگشت.
.
پرسيدند چه طور شد؟ گفت: راست مطلب اينكه من وقتي از نجف بيرون رفتم و رو به مسجد سهله راه افتادم با كمال تعجّب ديدم شهري بسيار آباد و خرّم در مقابل من ظاهر شد. جلو رفتم.
.
پرسيدم: اينجا كجاست؟ گفتند: اين شهر صاحب الزمان است و امام ظهور كرده است. بسيار خوشحال شدم و شتابان به در خانهي امام رفتم. كسي آمد و گفتم: به امام بگو فلاني آمده و اذن ملاقات ميخواهد. او رفت و برگشت و گفت:
.
آقا ميفرمايند: شما فعلاً خسته اي، از راه رسيدهاي. برو فلان خانه (نشاني دادند) آنجا مرد بزرگي هست.
ما دختر او را براي شما تزويج كرديم. آنجا باش و هر وقت احضار كرديم، بيا. من خوشحال شدم. به آن آدرس رفتم و خانه را پيدا كردم. از من خيلي...
وارثون
. 💠 كجايند ياران حقيقي مهدي آل محمّد(عج)؟! . در كتابي خواندم، شايد در حدود دويست، سيصد سال پيش جمعي
پذيرايي كردند و آن دختر را به اتاق من آوردند، هنوز ننشسته بودم كه درِ اتاق را زدند. گفتم: كيست؟ گفت: مأمور از طرف امام.
.
ميفرمايند: بيا! ميخواهيم قيام كنيم و شما را به جايي بفرستيم. گفتم: به امام بگو امشب را صبر كنيد. گفت: فرمودهاند: همين الآن بيا. گفتم: بگو من امشب نميآيم تا اين را گفتم ديدم هيچ خبري نيست. نه شهري هست، نه خانهاي هست و نه عروسي. من هستم و صحراي نجف
🔸معلوم شد مكاشفه اي بوده و خواستهاند به ما بفهمانند كه ما هنوز آمادگي براي آمدن امام زمان (علیه السلام) نداريم. يك دختر به ما تزويج كردهاند و ما به خاطر او دست از امام زمانمان برداشتهايم.
.
..................
📚صفیر هدایت شماره ۰۱۶ _ سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی (ره)
.
🌷 شادی روح مطهر مرحوم حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی صلواتی قرائت بفرمایید 🌷
@varesoon
🔹حکایتی از مرحوم آیت الله حاج سیّد عبدالله شیرازی
روزی در مدینه به حاج سیّد عبدالله می گویند:
ماشنیده ایم عوام شما به خلفاء لعن می کنند.
حاج سیّد عبدالله می فرماید:
عوام ما غلط می کنند، مُجتهدین مالعن می کنند.
عالم سنّی گفت: این که بدترشد .
مرحوم حاج سیّد عبدالله می گوید: مگر معاویه ، علی (ع) را لعن نمی کرد و حال آنکه علی (ع) نزد شما خلیفهٔ چهارم است.
شما می گوئید: معاویه مجتهد بود
«إجتَهَدَ وأخطَأَ»
ماهم می گوئیم مجتهدین ما هم اجتهاد کرده اند فرض کنید خطا کرده اند پس چه مانعی دارد.
@varesoon
🔻 کجای قرآن را بخوانم که فضائل علی عليهالسلام در آن نباشد؟
🔹معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند: آیا میدانی که ابن عباس تفسیر قرآن میکند. معاویه گفت: ابن عباس پسر عمهی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟! گفتند: تفسیر میکند آیات را به نفع علی بن ابیطالب! ما از این شاکی هستیم معاویه گفت: خودم رسماً وارد مجلس میشوم و جمع شان را برهم میزنم. معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس میشود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات میکرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید! بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت: ابن عباس تو تفسیر آیات میکنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو می کنی؟! ابن عباس گفت: معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال میکنم جواب میدهی؟
🔹ابن عباس گفت:✨انَّما اَنتَ مُنذِرُ وَلِکُلِ قَومِ هاد✨این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت: رسول خدا فرمود منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است! ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!
🔹ابن عباس گفت:✨انَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا✨بگو این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت: این هم قصهی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟
🔹ابن عباس گفت:✨انَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون✨معاویه این آیه برای کیست؟ معاویه گفت: زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! ولی حتما این را باید بخوانی؟
🔹ابن عباس گفت:✨عمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم✨معاویه بگو این آیه در حق کیست؟
معاویه گفت: رسول خدا فرمود خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش می پرسند و هم من از علی خواهم پرسید، ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟
🔹ابن عباس گفت:✨و اعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا✨بگو ببینم این آیه برای کیست؟
معاویه گفت: پیغمبر فرمود حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. ولی باید همین را تفسیر کنی؟
🔹ابن عباس گفت:✨کفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم✨ این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: این قصه قصهی علم علی ابن ابیطالب است که خدا همهی علم جاری رو در سیرهی او تعریف میکند، ولی لازم است حتما این را بخوانی؟
🔹ابن عباس گفت:✨قلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ✨بگو به من که این آیه برای کیست؟
معاویه گفت: این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند، ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟
🔹ابن عباس گفت:✨ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع✨این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت: روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود، شخص رو به پیغمبر کرد و گفت به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم! آیا باید همین آیه را بخوانی؟
🔹ابن عباس گفت:✨یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک✨این آیه دیگر برای چیست معاویه؟ معاویه گفت: این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم! ولی این را حتما باید بازگو کنی؟
🔹ابن عباس گفت: ✨الیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم✨معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟ معاویه گفت: این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است ولی آیه ای دیگر بخوان نه این!
🔹ابن عباس از جا بلند شد و گفت:
معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟!
🔹معاویه گفت: اصلاً ابن عباس بخوان ✨اذا زُلزِلَتِ الارضُ زِلزالَها✨ابن عباس: معاویه در این مورد هم شرمنده ات هستم که حتی این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!!!
🔹معاویه گفت: علی در این آیه دگر چه میکند ابن عباس؟! ابن عباس گفت: نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزلهای بر مدینه آمد که همهی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میان شان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین! ابوتراب بر تو امر میکند آرام گیر! معاویه که از غضب بر خود میپیچید، گفت: ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود!
📚 بحار الانوار ج ۴۴ ص ١٢٥
@varesoon
بعد از هر نماز واجب، معاویه را لعن میکردند!
آقای بهجت میفرمودند:
آقای طباطبائی(علامه طباطبایی) در نجف میگفتند: من بعد از هر نماز واجب، فلان عدد معاویه را لعن میکنم.
نمیدانم وقتی ایران آمدند، همان کار را ادامه میدادند یا نه، و عددش هم یادم رفته است.
بعد آقای بهجت فرمودند: آیا ما آن عِرق دینی را داریم که معاویه را لعن بکنیم؟!
اقیانوس علم و معرفت، ص۱۷۳، محمد کریم پارسا، نشر دانشگاه علامه طباطبایی.
@varesoon
@varesoon_bahjat