4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴کلام حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در بارگاه یزید (لعنت الله علیه)
🎤شیخ حسین انصاریان
#حضرت_زینب (سلاماللهعلیها)
@varesoon_husseiniyye
قال امیرالمومنین (علیهالسلام):
النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَی رُكْنٍ وَثِيقٍ
مردمان سه گروه اند: عالم ربانی و دانشجویی که به دنبال راه نجات است و مردم نادانِ پست مرتبه، پیروان هر آوای بلندی که از نور علم چراغی نیفروخته و به پناهگاه مطمئنی پناه نجسته اند.
تصنیف غرر / ۷۶
@varesoon
▪️مصیبت جانسوز حضرت زینب کبری
در کتاب تظلم الزهراء آمده است:
وقتی حضرت زینب از فرو افتادن امام حسین از اسب خبردار شد بی هوش گردید.
وقتی که به هوش آمد به طرف معرکه دوید و لباس هایش بر زمین می کشید و گاهی از دهشت بر زمین می افتاد تا به معرکه رسید به طرف راست و چپ نگاه می نمود
برادرش را دید که در میان خاک و خون می غلتد و خون مانند ناودان از جراحاتش سرازیر است، خود را روی بدن مبارکش انداخت و گفت:
«أ أنت الحسین أخی؟ أ أنت ابن أُمی ؟ أ أنت نور بصری؟ أ أنت مهجة قلبی؟ أ أنت حمانا ؟أ أنت رجاءنا ؟ أ أنت کهفنا ؟ أ أنت عمادنا ؟ أنت ابن محمد المصطفی أ أنت ابن علی المرتضی أ أنت ابن فاطمة الزهراء؟»
«آیا تو حسین برادر من هستی؟ آیا تو پسر مادر من می باشی؟ آیا تو نور چشم و میوهٔ قلب من هستی؟ آیا تو حامی ما و امید ما و پناه و تکیه گاه مایی؟ آیا تو پسر محمد مصطفایی؟ آیا تو پسر علی مرتضایی؟ آیا تو پسر فاطمه زهرایی ؟»
این سخنان را با سوز و گداز می گفت ، جوابی نمی شنید و امام حسین با او سخن نمی گفت زیرا در اثر جراحات زیاد در حال غش بود.
حضرت زینب باز به خطاب و ندبه و گریه ادامه داد تا وقتی که حضرت به هوش آمد و با گوشه چشم به وی اشارتی نمود و علیا مخدره بی هوش شد وقتی که به هوش آمد عرض نمود :
«أخی بحق جدی رسول اللّٰه إلا ما کلَّمتنی و بحق أبی أمیر المؤمین إلا ما خاطَبتَنی یا حشاش مهجتی بحق أُمی فاطمة الزهراء إلا ما جاوَبتنی یا ضیاء عینی کَلّمنی یا شقیق روحی جاوبنی»
«برادرم! به حق جدم رسول خدا با من سخن بگو . به حق پدرم امیر المومنین مرا طرف خطابت قرار بده . ای پارهٔ جگرم به حق مادرم فاطمهٔ زهرا جوابم را بده. ای نور دیده ام ! با من تکلم کن . ای روح و روانم جواب بده».
با این سخنان جانسوز حضرت امام حسین به هوش آمد و فرمود:
خواهر عزیزم! امروز روز جدایی و فراق است. این همان روزی است که جدم وعده داده است و آن حضرت مشتاق ملاقات من می باشد سپس حضرت غش نمود در این وقت حضرت زینب نشست و برادرش را در بغل گرفت و به سینه چسبانید .
امام حسین التفاتی فرمود و گفت : خواهر عزیزم ! زینب !دلم را شکستی و داغ بالای داغم گذاشتی تو را به خدا آرام باش و ساکت شو .
حضرت زینب صیحه ای زد و گفت:
«واویلاه ! أخی یابن أمی ! کیف أسکن و أسکت و أنت بهذه الحاله تعالج سکرات الموت تقبض یمیناً و تمدّ شمالاً ، تُقاسی منوناً و تلاقی احوالاً روحی لروحک الفداء و نفسی لنفسک الوقاء».
«وای برمن! ای برادر عزیزم و ای پسر مادرم! چگونه آرام گیرم و چگونه ساکت شوم در صورتی که تو در این حال در سکرات موت هستی و در خون خود می غلتی ، جانم فدایت و نفسم به قربانت».
حضرت زینب با برادر و برادر با وی سخن می گفت ناگهان احساس تازیانه بر کتف خود نمود و کسی گفت:
از او دور شو و گرنه تو را با او می کشم .
حضرت زینب متوجه شد که شمر بن ذی الجوشن (لعنة اللّٰه علیه) است پس دست بر گردن برادرش امام حسین انداخت و فرمود:
«یا عدو اللّٰه لا انتحی عنه إن ذبحته فاذبحنی معه».
«ای دشمن خدا از برادرم دور نمی شوم اگر می خواهی او را ذبح نمایی مرا با او ذبح کن».
شمر لعین با خشونت و ضرب شدید او را از برادرش جدا کرد وبه حضرت زینب گفت:
اگر نزدیک بیایی با این شمشیر گردنت را می زنم.
📚زندگی نامه نائبة الزهراء زینب کبری
صفحه ۱۵۱ـ۱۵۳
✍🏻 مرحوم حاج شیخ عباس حاجیانی
@varesoon
.
🛑 اجازه بدهید حق این جمله را ادا کنیم ....!!!
.
به نقل از مرحوم حضرت آیت الله میرزا احمد سیبویه:
در محضر ميرزای بزرگ شیرازی روضهخوانی بود، شیخی عبارتِ مقتل را میخواند، رسید به این عبارت:
«و دخلت زینبُ علی ابن زیاد»
ميرزا با شنیدن این عبارت خيلی منقلب شدند، به گونهای که عمامهشان را برداشتند و گريه شدیدی کردند.
روضه خوان خواست ادامه بدهد، ميرزا فرمودند:
شيخ! اجازه بده ما حقِ این جمله را ادا کنيم، بعد وارد قسمت بعدی شويد!
آن قدر آن بزرگوار منقلب شدند و گریه کردند که اجازه ندادند روضه خوان، ادامهاش را بخواند.
زینب کجا و مجلسِ نامحرمان کجا؟!
.
جهت تسلای قلب نازنین حضرت بقیةاللهالاعظم روحیوارواحالعالمینلترابمقدمهالفداء صلواتی قرائت بفرمایید
@varesoon
.
✅ العبد محمدتقی بهجت:
🔶چقدر با شجاعت بوده است حضرت زینب علیهاالسلام!
🔻جلوی آنچنان کافر جبار عجیب و غریب در دنیا، میفرماید:
«اى پسر آزادشدهها [که جدّمان در فتح مکه اسیرشان کرد و سپس آنها را آزاد نمود]، آیا این عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده بنشانى و دختران رسول خدا صلّیاللّهعلیهوآله اسیر باشند و پردۀ حجاب آنان را بدرى؟»
📚 رحمت واسعه ، ویراست سوم، ص١٣١
@varesoon
@varesoon_bahjat
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم آیت الله ناصری
مقام حضرت زینب (سلام الله علیها)
@varesoon
🔴حضرت زینب سلام الله علیها در کجا دفن است؟
محل دفن حضرت زینب(س) طبق نظریه مشهور در شام و در جنوب شهر دمشق است.[۱] اما برخی مورخان محل دفن او را مصر یا مدینه ذکر کردهاند.[۲]
دیدگاه دفن در شام:
بسیاری مورخان و عالمان از جمله علامه بحرالعلوم (۱۳۲۰-۱۲۵۴ق) و محدث نوری (۱۳۲۰-۱۲۵۴ق) معتقدند قبر حضرت زینب کبری(س) در محلی به نام « راویه » در یک فرسخی (بیش از ۵ کیلومتر) دمشق میباشد، که الان به نام زینبیه معروف است.[۳] آنها بر این عقیدهاند حضرت زينب كبرى(س) در اثر قحطى در مدينه و يا واقعه حره به همراه شوهرش عبدالله بن جعفر از مدینه خارج شد و به شام آمد و در سال ۶۲ قمری از دنیا رفت.[۴] علی هاشمی الخطیب مورخ و متکلم قرن سیزدهم بر این باور است قبر امکلثوم دختر امام علی(ع) در مصر است و قبر زینب کبری در شام است. به گفته او شیعه این قول را قوی میداند.[۵]
دیدگاه دفن در مصر:
برخی از مورخین قبر حضرت زینب(س) در قاهره، پایتخت مصر دانستهاند که اکنون این محل در منطقه سیدة الزینب قاهره با عنوان مقام السیدة زینب مشهور است.[۶] عبیدلی النسابه مورخ شیعه در کتابچه کوچک خود به نام اخبار الزینبیات این قول را اختیار کرده است.[۷] آنها معتقدند بعد از بازگشت کاروان باقى مانده واقعه کربلا از شام به مدینه، حضرت زینب(س) مردم را علیه حکومت بنی امیه تحریک میکرد، یزید دستور داد که او را از مدینه تبعید کنند، حضرت زینب(س) مصر را انتخاب کرد، حاکم مدینه او را همراه عده دیگری از زنان بنی هاشم در سال ۶۱ قمری به مصر فرستاد و در همان جا از دنیا رفت.[۸] محمدجواد مغنیه از عالمان شیعه معتقد است که این...
آيت الله سید ابوالقاسم خوبی (رحمة الله علیه) در ترجمه حضرت زینب سلام الله علیها) می نویسد:
همانا حضرت زینب سلام الله علیها شریک برادرش حسین علیه السلام در دفاع از اسلام و جهاد در راه خدا و نیز دفاع از شریعت جدش پیامبر صلی الله علیه و آله است.
در فصاحت چنین بود که گویا گوشه ای از لسان پدرش بود و نیز در ثبات قدم هم به مانند پدرش بود
در مقابل افراد سرکش سر تعظیم فرود نمی آورد و از کسی غیر از خداوند پروا نداشت
و کلامش حق و راستگویی بود
طوفان و تندباد روزگار او را تکان نمیداد و از بین نمی برد
و حقا که او خواهر حسین علیه السلام و شریک او در راه عقیده و جهاد است.
معجم رجال الحدیث: ج ۲۴ ص ۲۱۹
@varesoon