💠آیت الله مجتهدی تهرانی:
🔸روایت است کسی که نماز شب بخواند روزیاش زیاد میشود.
🔸استاد خوب گیرش میآید، رفیق خوب پیدا میکند، داماد خوب، عروس خوب، پدر زن خوب، اینها رزق هستند.
🔸ما خیال میکنیم که رزق یعنی پول بدست آوریم، میگوییم پس چرا ما نماز شب خواندیم پول گیرمان نیامد!
🔸رزق معنوی مهمتراست. اگر کسی نماز شب بخواند رزق معنوی بدست میآورد و بعد از آن به اسلام خدمت میکند، مثل تالیفات کتابها!
@varesoon
1_15087909445.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
مصاحبه با مرحوم حضرت آیت الله میرزا احمد سیبویه
@varesoon
🟣👈 بهترین دعا در ماه شعبان
💠 اِبْرَاهِيمُ بْنُ مَيْمُونٍ عَنِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى أَنَّهُ قَالَ: صَوْمُ شَعْبَانَ كَفَّارَةُ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ حَتَّى لَوْ أَنَّ رَجُلًا بُلِيَ بِدَمٍ حَرَامٍ فَصَامَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ أَيَّاماً وَ مَاتَ رَجَوْتُ لَهُ الْمَغْفِرَةَ قَالَ قُلْتُ فَمَا أَفْضَلُ الدُّعَاءِ فِی هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ الِاسْتِغْفَارُ إِنَّ مَنِ اسْتَغْفَرَ فِی شَعْبَانَ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً كَانَ كَمَنِ اسْتَغْفَرَ فِی غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ قُلْتُ فَكَيْفَ أَقُولُ قَالَ قُلْ:«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».
💠 امام رضا (علیه السلام) فرمود:
روزه ماه شعبان کفاره گناهان بزرگ است؛ حتی اگر کسی خون حرامی به گردن داشته باشد و در ماه شعبان چند روز روزه بگیرد و از دنیا برود من امیدوارم که آمرزیده شود.
💠 ابراهیم بن میمون گوید: به آن حضرت گفتم: بهترین دعا در این ماه چیست؟
💠 فرمودند: استغفار.
کسی که در هر روز از ماه شعبان هفتاد مرتبه استغفار کند مانند این است که در ماههای دیگر هفتاد هزار مرتبه استغفار نموده باشد.
💠 گفتم: چگونه استغفار کنیم؟
فرمودند: بگو:«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».
📚 فضائل الأشهر الثلاثة، ص ۵۶
@varesoon
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
🌟🌸 ولادت پرنور و سرور حضرت ارباب، شاه عالمین، سُرور قلب محمد مصطفی (ص)، نور دو عین علی مرتضی (ع) و میوه دل فاطمه زهرا (س)، حضرت حسینابنعلی (علیهالسلام)، مبارکباد🌟🌸
💠 آیتالله محمدتقی بهجت :
🔸خدا میداند که قضایای حضرت سیدالشهدا علیهالسلام چه رحمت واسعهای است.
📚کتاب رحمت واسعه، ص٢٠٨ (مجموعه فرمایشات حضرت آیتاللّٰه بهجت پیرامون حضرت سیدالشهداء علیهالسلام و اصحاب و یاران آن حضرت)
@varesoon
@varesoon_bahjat
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
آیتالله بهجت:
صاحب جواهر رحمهالله خیلی پرکار بوده است. کتاب جواهر او از عجایب و یا معجزات تاریخ است که شامل یک دورهی فقه استدلالی مبسوط و کامل میباشد.
در محضر بهجت، ج۱، ص ٢۶٩
@varesoon
@varesoon_bahjat
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ذکری که مثل اسم اعظم است
🔹آیتالله میرباقری: اگر در راه خدا زمین خوردیم، بلافاصله برخیزیم و جبران کنیم و دستمان را در دست خدا و دست امام زمان(عج) قرار دهیم. نگذاریم گناه روی گناه و خطا روی خطا بیاید.
🔹یکی از اذکاری که مثل «اسم اعظم» است و اگر در سختیها حتی یک بار هم گفته شود، بار برمیدارد و گره باز میکند ذکر «یا صاحبَالزمان» است.
@varesoon
💠آیت الله سید رضا بهاءالدینی:
🔸ذکر صلوات برای اموات خاصیت دارد ، گاهی من برای اموات صلوات را هدیه میکنم و اثرات عجیبی هم دیدم .
🔸خواب دیدم فردی به چند نوع عذاب گرفتار است ، مقداری صلوات برایش هدیه کردم دوباره در خواب دیدم، الحمد لله صلواتها او را نجات دادهاند .
🔸کسی میگفت : مادرم چند سال قبل مرده بود ، یک شب خوابش را دیدم ، گفت: پسرم ! هیچ چیزی مثل صلوات روح من را شاد نمیکند ؛ بهترین هدیه که به من می دهی ، این ذکر است .
@varesoon
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠بهترين استاد خصوصی برای سيروسلوک در بیان آیت الله مظاهری
@varesoon
بسم الله الرحمن الرحیم.
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین
اخلاقی شگفت انگیز و عاقبتی عجیب
مترجم تفسیر بسیار مهم « المیزان » ، استاد بزرگوار حضرت آقای سید محمد باقر موسوی همدانی ، در روز جمعه شانزدهم شوال ۱۴۱۳ ساعت ۹ صبح در شهر قم حکایت زیر را برای این عبد ضعیف و خطاکار مسکین نقل کرد:
در منطقه گنداب همدان که امروز جزء شهر شده ، مردی بود شرور ، عرق خور و دایم الخمر به نام علی گندابی.
او در عین اینکه توجهی به واقعیات دینی نداشت و سر و کارش با اهل فسق و فجور بود ، ولی برقی از بعضی از مسایل اخلاقی در وجودش درخشش داشت.
روزی در یکی از مناطق خوش آب و هوای شهر با یکی از دوستانش روی تخت قهوه خانه برای صرف چای نشسته بود.
هیکل زیبا ، بدن خوش اندام و چهره باز و بانشاط او جلب توجه می کرد.
کلاه مخملی پرقیمتی که به سر داشت بر زیبایی او افزوده بود ، ناگهان کلاه را از سر برداشت و زیر پای خود قرار داد ، رفیقش به او نهیب زد : با کلاه چه می کنی ؟ جواب داد : اندکی آرام باش و حوصله و صبر به خرج بده ، پس از چند دقیقه کلاه را از زیر پا درآورد و به سر گذاشت . سپس گفت : ای دوست من ! زن جوان شوهرداری در حال عبور از کنار این قهوه خانه بود ، اگر مرا با این کلاه و قیافه می دید شاید به نظرش می آمد که من از شوهرش زیبایی بیشتری دارم ، در آن حال ممکن بود نسبت به شوهرش سردی دل پیش آید : نخواستم با کلاهی که به من جلوه بیشتری داده گرمی بین یک زن و شوهر به سردی بنشیند.
در همدان روضه خوان معروفی بود به نام شیخ حسن ، مردی بود باتقوا ، متدین ، و مورد توجه . می گوید : در ایام عاشورا در بعد از ظهری به محله حصار در بیرون همدان برای روضه خوانی رفته بودم ، کمی دیر شد ، وقتی به جانب شهر بازگشتم دروازه را بسته بودند ، در زدم ، صدای علی گندابی را شنیدم که مست و لا یعقل پشت در بود ، فریاد زد : کیست ؟ گفتم : شیخ حسن روضه خوان هستم ، در را باز کرد و فریاد زد : تا الآن کجا بودی ؟ گفتم : به محله حصار برای ذکر مصیبت حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام رفته بودم ، گفت : برای من هم روضه بخوان ، گفتم : روضه مستمع و منبر می خواهد ، گفت : اینجا همه چیز هست ، سپس به حال سجده رفت ، گفت : پشت من منبر و خود من هم مستمع ، بر پشت من بنشین و مصیبت قمر بنی هاشم (سلام الله علیها) بخوان !
از ترس چاره ای ندیدم ، بر پشت او نشستم ، روضه خواندم ، او گریه بسیار کرد ، من هم به دنبال حال او حال عجیبی پیدا کردم ، حالی که در تمام عمرم به آن صورت حال نکرده بودم . با تمام شدن روضه من ، مستی او هم تمام شد و انقلاب عجیبی در درون او پدید آمد !
پس از مدتی از برکت آن توسل ، به مشاهد مشرفه عراق رفت ، امامان بزرگوار (سلام الله علیهم اجمعین) را زیارت نمود ، سپس رحل اقامت به نجف انداخت.
در آن زمان میرزای شیرازی (رضوان الله تعالی علیه) صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو در نجف بود ، علی گندابی جانماز خود را برای نماز پشت سر میرزا قرار می داد ، مدتها در نماز جماعت آن مرد بزرگ شرکت می کرد.
شبی در بین نماز مغرب و عشاء به میرزا خبر دادند فلان عالم بزرگ از دنیا رفته ، دستور داد او را در دالان وصل به حرم دفن کنند ، بلافاصله قبری آماده شد ، پس از سلام نماز عشا به میرزا عرضه داشتند : آن عالم گویا مبتلا به سکته شده بود و به خواست حق از حال سکته درآمد ، ناگهان علی گندابی همان طور که روی جانماز نشسته بود از دنیا رفت ، میرزا دستور داد علی گندابی را در همان قبر دفن کردند !
منبع: کتاب، عبرت آموز: مجموعه ای از نکته ها و داستان های کتب استاد حسین انصاریان.
ص: ۳۲ تا ۳۴.
@varesoon