eitaa logo
وارثون
10هزار دنبال‌کننده
14هزار عکس
3هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
مرحوم حضرت آیت الله بهاءالدینی: دستگاه امام حسین (علیه السلام) فوق فقه است… نباید به دستگاه امام حسین اهانت شود ، این عزاداری ها احیا کننده نماز و مساجد است . سعی کنید پایتان را از کشتی حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) بیرون نگذارید ، و دائمأ به امری از امور دستگاه امام حسین (علیه السلام) مشغول باشید . آشپزی ، چای دادن ، سینه زدن ، کفش جفت کردن و ... تا بواسطه آن ، از همه شیعیان دستگیری شود ، و إلا حساب و کتاب آن طرف ، دقیق تر از این حرفهاست. @varesoon
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
مرحوم حضرت آیت‌الله بهجت: می‌گویند: مرحوم دربندی با آن فضلش در بالاسر حرم سیدالشهداء علیه السلام داد می زد:«یا حسین به حق مادرت زهرا سلام الله علیها شمر را شفاعت نکن». سه دفعه بلند این را می‌گفت. به او می‌گفتند: آیا شفاعت شمر ممکن است؟! می‌گفت: چرا ممکن نیست، چرا محال است؛ مظهر رحمت واسعه خدا هستند. ما چه می‌دانیم، ما قسمش می‌دهیم که این کار را نکند. 📚 رحمت واسعه ص ۲٠۱ @varesoon @varesoon_bahjat
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
💠مرحوم حضرت آيت الله محمدتقی بهجت: وقتي كه روح انسان به عالم ديگر رفت می فهمد اين همه تشريفات در دنيا لازم نبود. @varesoon @varesoon_bahjat
استاد عبدالقائم شوشتری : جای بسی تاسف است که بعضی قرآن کریم و راهنمایی آن و ائمه معصومین علیهم السلام را رها کرده اند و از دیگران استمداد و راه جویی می کنند... 📚غم عشق ص ۱۲۰ @varesoon
حضرت آیت الله خامنه‌ای: روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) روز باعظمتی است. به فرمایش مرحوم آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی ملکی - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوّم شعبان را باید به‌عنوان پرتوی از عظمت حسین‌بن‌علی به‌حساب آورد و به‌شمار آورد؛ روز بزرگی است. @varesoon
استاد جاودان: آدم اگر بوی امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مشامش برسـد، بهشت را یادش می‌رود. اصلاً فاصـلۀ این بزرگواران با بهشت، بی‌نهایت است. بهشت از نور امام حسین (علیه السلام) آفریده شده نه از خود ایشان! نه از جان ایشـان! @varesoon
💠ابوالفضل العباس (علیه السلام)سقّاي تشنگان عالم روايت شده: بعد از شهادت حضرت صديقه‌ي كبري‌(سلام الله علیها) اميرالمؤمنين (علیه السلام) از برادرش عقيل كه به انساب عرب آشنا بود و قبيله‌ها را خوب مي‌شناخت،درخواست كرد براي من زني انتخاب كن كه از قبيله‌ي شجاعان و سلحشوران باشد تا فرزندي شجاع براي من بياورد. عقيل هم جناب امّ‌البنين را انتخاب كرد و گفت: او آباء و اجدادش از شجاعان عرب بوده‌اند. اميرالمؤمنين (علیه السلام) با او ازدواج كرد و اين زن سعادتمند از امير (علیه السلام) چهار پسر آورد و هر چهار پسر روز عاشورا، خود را فداي برادرشان امام حسين (علیه السلام) كردند و بزرگشان عبّاس (علیه السلام) بود كه در كربلا سي و چهار سال داشت. اسم شريفش عبّاس،كنيه‌اش ابوالفضل و لقبش باب الحوائج يا سقّاست. آن كس كه دو دست در راه خدا داده سزاوار است «باب الحوائج» باشد. درِ خانه‌اش به روي حاجتمندان باز و دستهايش گره‌گشاي گرفتاران گردد. آن جوانمردي كه خودش سقاي مشك آب به دوش بود و تصدّي آب رساني به تشنگان دشت كربلا را داشت، در كنار آب روان با لب تشنه جان داد!! آري،او جا دارد كه سقّاي تمام تشنه‌هاي عالم باشد و هر كه تشنه‌ي هر كمالي هست؛ اگر رو به آستان اقدس اين سقّا ببرد، او به اذن خدا سيرابش مي‌كند. 🔸ختم مجرّب حضرت ابوالفضل (علیه السلام) اين ختم را من خودم تجربه نكرده‌ام ولي در نوشته‌ي بعضي از آقايان علما خوانده‌ام كه اين از ختوم مجرّبه است: كسي كه حاجتي دارد، در يك نشست۱۳۳ مرتبه(كه عدد حروف كلمه‌ي عبّاس است)اين جملات را بگويد و متوسّل به حضرت ابوالفضل (علیه السلام) بشود. اِن شاءالله حاجت روا مي‌شود. يا كاشِفَ الْكَربِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَيْن اِكْشِفْ كَرْبي بِحَقِّ اَخيكَ الْحُسَيْن «اي كسي كه اندوه از چهره‌ي حسين برطرف كردي، اندوه از چهره‌ي من برطرف كن به حقّ برادرت حسين[علیه السلام]». ................ 📚صفیر هدایت شماره ۰۴۰ _ سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی (ره) @varesoon
47.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥داستان رؤیای مرحوم آیت الله ممقانی به نقل از آیت الله میلانی: صف روضه خوان ها و مادحین در روز محشر سریع تر از صف فقها پیش می رفت ... @varesoon
در زمان مرحوم علامه ي بحرالعلوم، قبر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام) خراب شد. به علامه ي بحرالعلوم خبر دادند که قبر مقدس حضرت عباس (عليه السلام) دارد خراب مي شود علامه بحرالعلوم دستور داد تا قبر شريف آن حضرت، ترميم و تعمير شود. بنابر اين شد که در روز معيني مرحوم علامه به اتفاق استاد بنا، به سرداب مقدس بروند و قبر را تجديد بنا کنند. در روز مقرر، مرحوم علامه همراه با استاد بنا، در سرداب و زيرزمين مطهر وارد شدند، معمار نگاهي به قبر و نگاهي به علامه کرد و گفت: آقا اجازه مي فرماييد که سؤالي بکنم؟ علامه فرمود: بپرس؟ 💥استاد بنا گفت: «ما تا حالا خوانده و شنيده بوديم که حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام) اندامي موزون و رشيد و قدي بلند و چهار شانه داشته اند. به گونه اي که وقتي سوار بر اسب مي شده اند، زانوهايشان در برابر گوش‌هاي اسب قرار مي گرفته است. پس بنابراين بايد قبر مقدس آن حضرت هم بزرگ و طولاني باشد! ولي من مي بينم که صورت قبر ايشان کوچک است؟!» 🔸 آيا شنيده هاي من دروغ است؟ يا کوچکي قبر علت ديگري دارد؟! 🔘علامه بحرالعلوم به جاي جواب دادن، سر به ديوار گذاشتند و سخت گريه کردند. گريه ي طولاني علامه، معمار را نگران و ناراحت و مضطرب نمود و عرضه داشت: آقاي من! چرا گريان و اندوهناک شديد و سرشک غم از ديدگان فرومي ريزيد؟! مگر من چه گفتم؟ آيا از سؤالي که من کردم، تأثر در شما ايجاد شده است؟ 🥀علامه فرمودند: استاد بنا! پرسش تو دل مرا به درد آورد. چون شنيده هاي تو درست و صحيح است، اما من به ياد مصائب و دردهاي وارد شده، بر عمويم عباس (عليه السلام) افتادم. 🔸آري حضرت عباس (عليه السلام)، اندامي رشيد و قد و قامتي بلند داشتند. ولي به قدري ضربت شمشير و تيرها و گرزها و نيزه ها، بر بدن نازنين او وارد کردند، که بدنش را قطعه قطعه نمودند و آن اندام رشيد به قطعات خونين تبديل شد. آيا انتظار داري که بدن پاره پاره ي حضرت عباس عليه السلام که توسط امام سجاد (عليه السلام) جمع آوري و دفن شد، قبر بزرگتر از اين قبر داشته باشد؟ 📚کرامات العباسيه ص 78 به نقل از شخصيت حضرت ابوالفضل عليه ‌السلام ص 124. @varesoon
استاد فاطمی نیا: یکی از کتب اخلاقی که اگر به آن عمل شود انسان را معراج می دهد ، کتاب شریف "معراج السعاده" نوشته ی عالم بزرگ شیعه ملا احمد نراقی است. این کتاب به زبان فارسی است و تلخیص کتاب "جامع السعادات" مرحوم ملامهدی نراقی است. این پدر و پسر اعجوبه بودند ، علامه طباطبایی می فرمودند این دو عالم را هنوز کسی کما هو حقه نشناخته است. خاتم المحدثین آشیخ عباس قمی نیز کتاب معراج السعاده را خلاصه کرده و اسم آن را "المقامات العلیه" گذاشته است و یک کتاب مختصر و نورانی است. حقیقتا ما قدر این نعمت ها را نمیدانیم، اگر هم بعضی مقدس ها این کتاب ها را تهیه کنند ، گوشه ی طاقچه خاک می خورد. این ها را روز قیامت به رخ ما می کشند؛ می گویند چرا جامع السعادات نخواندی؟ میگوییم عربی بلد نبودیم! می گویند پس چرا معراج السعاده نخواندی؟ می گوییم مفصل بود فرصت نداشتیم! ممکن است بگویند این مقامات العلیه را می خواندی که مختصر بود! این گنجینه های تشیع ، نسخه های شفا بخش است. @varesoon
هنگامی که در کربلا بودم شبی در خواب دیدم که فردی به من گفت: «شیخ عبدالکریم! کارهایت را ردیف کن که تا سه روز دیگر از دنیا خواهی رفت.» از خواب بیدار شدم و غرق در حیرت گشتم، امّا بدان توجه زیاد نکردم. شب سه شنبه بود که این خواب را دیدم ، روز سه شنبه و چهارشنبه را به درس و بحث رفتم و کوشیدم خواب را فراموش کنم. روز پنج شنبه که تعطیل بود با برخی از دوستان به باغ معروف «سید جواد کلیدار» در کربلا رفتیم و پس از گردش و بحث علمی ناهار خوردیم و به استراحت پرداختیم. هنوز خوابم نبرده بود که به تدریج تب و لرز شدیدی به من دست داد و به سرعت شدت یافت و کار به جایی رسید که دوستان هر چه عبا و روانداز بود همه را روی من انداختند، امّا هنوز می لرزیدم و آنگاه پس از ساعتی تب سوزانی همه وجودم را فراگرفت و احساس کردم که حالم بسیار وخیم است و با مرگ فاصله ای ندارم. از دوستان خواستم که مرا هر چه زودتر به منزل برسانند و آنان نیز وسیله ای یافتند و مرا به خانه انتقال دادند و در منزل به حالت احتضار افتادم و کم کم علائم و نشانه های مرگ از راه رسید و حواس ظاهری رو به خاموشی نهاد و تازه به یاد خواب سه شنبه افتادم. در آن حالت بحرانی بودم که دیدم دو نفر وارد اتاق شدند و در دو طرف من قرار گرفتند و ضمن نگاه به یکدیگر گفتند:«پایان زندگی اوست و باید او را قبض روح کرد.» من که مرگ را در برابر دیدگانم می دیدم با قلبی سوخته و پر اخلاص به سالار شهیدان توسل جسته و گفتم: «سرورم! من از مرگ نمی هراسم امّا از دست خالی و فراهم نکردن زاد و توشه آخرت، بسیار نگرانم، شما را به حرمت مادرت فاطمه -علیها السلام- شفاعت مرا نما تا خدا مرگم را به تأخیر اندازد و من کار آخرت را بسازم و آنگاه بروم.» شگفتا که پس از این توجه قلبی دیدم فردی وارد شد و به آن دو نفر گفت: «سیدالشهداء -علیه السلام- می فرمایند: « شیخ، به ما توسل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نموده ایم و تقاضا کرده ایم که عمر او را طولانی سازد و خدا از سر مهر به ما اجابت فرموده است، او را رها کنید.» آن دو به نشانه اطاعت خضوع کردند و آنگاه هر سه با هم صعود نمودند. درست در آن لحظات احساس کردم که رو به بهبود بازگشتم. صدای گریه خاندانم را شنیدم و توجه یافتم که به سر و صورت می زنند، به طور آهسته خود را حرکت دادم و دیده گشودم امّا دریافتم که چشمانم بسته و برصورتم پوشش کشیده اند. خواستم پایم را حرکت دهم که دیدم دو شصت پایم را نیز بسته اند. دستم را برای کنار زدن پوشش از صورتم به آرامی حرکت دادم که دیدم همه ساکت شدند و گفتند: «گریه نکنید حرکت دارد» و آرام شدند، پوشش از روی من برداشتند و چشمم را گشودند و پاهایم را باز کردند. اشاره کردم که آب بیاورید و آب را به دهانم ریختند کم کم از بستر مرگ برخاستم و نشستم و به تدریج بهبودی کامل خویش را یافتم و این به خاطر برکت و عنایت مولایم امام حسین علیه السلام- بود. @varesoon