eitaa logo
وارثون
10هزار دنبال‌کننده
14هزار عکس
3هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
هنگامی که در کربلا بودم شبی در خواب دیدم که فردی به من گفت: «شیخ عبدالکریم! کارهایت را ردیف کن که تا سه روز دیگر از دنیا خواهی رفت.» از خواب بیدار شدم و غرق در حیرت گشتم، امّا بدان توجه زیاد نکردم. شب سه شنبه بود که این خواب را دیدم ، روز سه شنبه و چهارشنبه را به درس و بحث رفتم و کوشیدم خواب را فراموش کنم. روز پنج شنبه که تعطیل بود با برخی از دوستان به باغ معروف «سید جواد کلیدار» در کربلا رفتیم و پس از گردش و بحث علمی ناهار خوردیم و به استراحت پرداختیم. هنوز خوابم نبرده بود که به تدریج تب و لرز شدیدی به من دست داد و به سرعت شدت یافت و کار به جایی رسید که دوستان هر چه عبا و روانداز بود همه را روی من انداختند، امّا هنوز می لرزیدم و آنگاه پس از ساعتی تب سوزانی همه وجودم را فراگرفت و احساس کردم که حالم بسیار وخیم است و با مرگ فاصله ای ندارم. از دوستان خواستم که مرا هر چه زودتر به منزل برسانند و آنان نیز وسیله ای یافتند و مرا به خانه انتقال دادند و در منزل به حالت احتضار افتادم و کم کم علائم و نشانه های مرگ از راه رسید و حواس ظاهری رو به خاموشی نهاد و تازه به یاد خواب سه شنبه افتادم. در آن حالت بحرانی بودم که دیدم دو نفر وارد اتاق شدند و در دو طرف من قرار گرفتند و ضمن نگاه به یکدیگر گفتند:«پایان زندگی اوست و باید او را قبض روح کرد.» من که مرگ را در برابر دیدگانم می دیدم با قلبی سوخته و پر اخلاص به سالار شهیدان توسل جسته و گفتم: «سرورم! من از مرگ نمی هراسم امّا از دست خالی و فراهم نکردن زاد و توشه آخرت، بسیار نگرانم، شما را به حرمت مادرت فاطمه -علیها السلام- شفاعت مرا نما تا خدا مرگم را به تأخیر اندازد و من کار آخرت را بسازم و آنگاه بروم.» شگفتا که پس از این توجه قلبی دیدم فردی وارد شد و به آن دو نفر گفت: «سیدالشهداء -علیه السلام- می فرمایند: « شیخ، به ما توسل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نموده ایم و تقاضا کرده ایم که عمر او را طولانی سازد و خدا از سر مهر به ما اجابت فرموده است، او را رها کنید.» آن دو به نشانه اطاعت خضوع کردند و آنگاه هر سه با هم صعود نمودند. درست در آن لحظات احساس کردم که رو به بهبود بازگشتم. صدای گریه خاندانم را شنیدم و توجه یافتم که به سر و صورت می زنند، به طور آهسته خود را حرکت دادم و دیده گشودم امّا دریافتم که چشمانم بسته و برصورتم پوشش کشیده اند. خواستم پایم را حرکت دهم که دیدم دو شصت پایم را نیز بسته اند. دستم را برای کنار زدن پوشش از صورتم به آرامی حرکت دادم که دیدم همه ساکت شدند و گفتند: «گریه نکنید حرکت دارد» و آرام شدند، پوشش از روی من برداشتند و چشمم را گشودند و پاهایم را باز کردند. اشاره کردم که آب بیاورید و آب را به دهانم ریختند کم کم از بستر مرگ برخاستم و نشستم و به تدریج بهبودی کامل خویش را یافتم و این به خاطر برکت و عنایت مولایم امام حسین علیه السلام- بود. @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
💠 مُبادی آداب 🔹️ وقتی مشهد بودم، یک روز عید به دیدن آقای میلانی رفتم، ایشان فرمود: شب اینجا تشریف بیاورید تا درباره یک فرع فقهی در باب حج مذاکره کنیم. عرض کردم: به چشم. 🔹️ شب خدمت ایشان رفتم. استفتایی بود درباره کسی که می‌خواهد قبل از میقاتْ مُحرِم شود، چون یقین به محل میقات ندارد، می‌خواهد برای سهولت امر از مشهد با نذر مُحرم شود، آیا جایز است؟ 🔹️ آقای میلانی خیلی مُبادی آداب بود. به یاد دارم در حین بحث نیاز به مراجعه به کتاب بود، ایشان می‌خواست خودش بلند شود و از کتابخانه کتاب بردارد؛ من استجازه کردم که من این کار را انجام دهم. 🔹️ یادم است من از مرحوم آقای داماد مطلبی نقل کردم و ایشان خوشش آمد. گفتم: آقای داماد برخلاف نظر بیشتر آقایان به نذر إحرام قبل از میقات اشکال می‌کند و می‌فرماید: چون برخلاف قواعد است، باید به همان مقداری که نصوص دالّ است، اکتفا شود و مورد نصوص، نذر إحرام قبل از میقات شُکراً است، لذا نذر برای سهولت، خارج از موضوع روایت است. آقای میلانی از این حرف خوشش آمد. 🔹️ در حین بحث چندبار از اندرونی منزل خدمت آقای میلانی آمدند و از ایشان خواستند برای شام برود. ایشان فرمود: نه، زود است. دو سه مرتبه این اتفاق افتاد. وقتی بحث ما به آخر رسید و از محضر ایشان بیرون آمدم، به ساعت نگاه کردم، دیدم خیلی از وقت شام گذشته است و ایشان با اینکه پیرمرد بود و توانایی جسمی‌شان مساعد نبود، رفتن را به تاخیر انداختند و اشاره نکردند که بحث را کوتاه کنیم. من هم متوجه نبودم که وقت شام آقا گذشته است. __________________________ 📚 جرعه‌ای از دریا؛ ج ۳، ص ۵۷۶ @varesoon
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد فاطمی نیا : علاّمه طباطبایی از استادشان آیت‌الله میرزا علی قاضی رحمة الله علیه نقل نمودند که ایشان گفته‌اند: تمام فیض‌ها از مسیر حضرت أباعبدالله علیه السلام به عالم می‌رسد؛ و پیشکار ایشان هم حضرت أبوالفضل علیه السلام هستند. 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، ج ۱ ص ۱۵۴ @varesoon
استاد عبدالقائم شوشتری : استعاذه را بیشتر کنید ، که ما دشمن بسیار خطرناکی داریم او موجودی است هنرمند و همه کاره، همه فن حریف به نام ابلیس! این دشمن: 1⃣ از عمر طولانی برخوردار شده است. 2⃣ عالم اجنه را درک کرده، نقاط ضعف و قدرت آن را می‌داند. 3⃣ در عالم بالا با ملائکه بوده است. 4⃣ با بشر بوده و با تمام زیر و بم او آشناست 5⃣ قسم یاد کرده که بشر را گمراه کند مگر مخلَصین. از این رو هر وقت شیطان وسوسه‌تان کرد و نتوانستید حریف نفس بشوید، هفت مرتبه بگویید: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» در احادیث آمده است که وقتی این ذکر را بگویید هفت ملک به کمک شما می‌آیند و آنها را دفع می‌کنند من تجربه کرده‌ام که وقتی انسان «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» را می‌خواند احساس قوت می‌کند. @varesoon
@haghshenas_hozeh4_724361193841492260.mp3
زمان: حجم: 875.6K
🔸نجات فطرس ملک به برکت امام حسین(علیه السلام) 🎙آیت الله حق شناس @varesoon
استاد جاودان: يكي از راههاي نجات انسان از گناه ، پناه بردن به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است . ايشان به انتظار نشسته اند تا كسي دستش را به سمتشان دراز كند تا ايشان او را هدايت كنند . كسي كه در گناه گرفتار است بكوشد نمازش را با توجه و درست بخواند . اجازه تصرف شيطان بر انسان دست خود آدم است و او فقط دعوت كننده است؛ شيطان جواني ما را ازبين مي برد؛ اگر انسان پاك باشد او هيچ ولايتي بر انسان نخواهد داشت. @varesoon
مرحوم آیت الله گلپایگانی در ماه مبارک رمضان چندین ختم قرآن داشتند که یکی از ختم‌های قرآنشان برای بی‌وارثان بود و یکی هم برای بد وارثان! منظور از بی‌وارثان آن‌هایی بودند که کسی را نداشتند تا برایشان خیراتی بفرستند و منظور از بد‌‌ وارثان کسانی بودند که وارث داشتند، اما وارثان و فرزندان‌شان، فراموش‌شان کرده بودند! @varesoon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عرضه كننده ي انواع دُرّ نجف،تسبیح،انگشتر،مدالی و... 💢خرید حضوری واینترنتی تلفن۰۹۱۲۸۰۵۴۳۸۲ اینستاگرام: 1️⃣ instagram.com/negin_dorre_najaf تلگرام: 2️⃣ https://t.me/negin_dorre_najaf ایتا: 3️⃣ https://eitaa.com/negin_dorr_najaf
آیت الله حق‌شناس (رضوان الله تعالی علیه) نقل می‌فرمودند: یک نفر آمد به او گفتم که: شما برو مسجد، دارن موعظه میکنن. گفت: کار من از این چیزا گذشته. گفتم برو، دستگاه پروردگار عریضه. (آن شخص) گفت: نه خیر، کار من گذشته. گفتم: برو کفشها رو جفت کن. گفت: من عرض کردم، من دیگه مأیوسم. (و حال اینکه یأس از رحمت پروردگار از معاصی کبیره است) گفتم: حالا ی کار دیگه کن. این سماور رو ما آتیش کردیم، یک زغال، یک زغال، برای ابا عبد الله (سلام الله علیها) ببر. گفت: خب، این میشه. این کار میشه. یک زغال برای خاطر ابا عبد الله (سلام الله علیها) انداخت توی سماور. آیت الله حق‌شناس (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرمودند: مدتی گذشت. من سراغ ایشون گرفتم. گفتند: آقا یادت میاد اون شخصی که پارسال اومد و این قضایارو به او تذکر می دادید، و گفت: کار من گذشت، چه شد. گفت: در عالم رویا دیدیم او را. گفتیم: پروردگار چه کار کرد با تو؟ گفت: همون زغالی که، من برای ابا عبد الله (سلام الله علیها) انداختم، همون کار منو درست کرد. گفت: من کارم گذشته بود. وقتی که رفتم. اون آخر عمر دیگه منتجی شدم. کسی که به سراغ من آمد آقا ابا عبد الله (سلام الله علیها) بود. فرمودند: برای همون ی حبه زغالی که در سماور انداختی، ما از تو گذشتیم. نه حالا شما تصور بکنید که انسان باید از عالم تکلیف صرف نظر بکنه. اینهارو میگم که شما شوق پیدا کنید، انشا الله انشا الله توجه بکنید، پروردگار شمارو دوست داره. منبع: رادیو قرآن. @varesoon