eitaa logo
وارثون
10.1هزار دنبال‌کننده
14.1هزار عکس
3هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
‌آیت الله سیّد محمود حسینی شاهرودی‌: 🔻من‌ در مشكلات‌، صد مرتبه‌ صلوات‌ برای‌ مادر حضرت‌ اباالفضل ‌العبّاس‌(علیه السلام‌)، حضرت ام‌ البنین‌ (سلام الله علیها) می‌فرستم‌. @varesoon
جناب حاج محمد تهرانی به نقل از پدرشان، مرحوم میرزاابولقاسم عطار می‌گفتند: آیت الله میلانی به من فرمودند: میرزا! هر وقت حال داشتی دعا کن با ولایت امام حسین(ع) از دنیا بروم! بعد با دست‌شان اشاره کردند و فرمودند: بقیه‌اش هیچ، هیچ، هیچ! @varesoon
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
💠آیت الله سید رضا بهاءالدینی: 🔸راه خدا (سیر و سلوک) صدق می خواهد ، بی غل و غش بودن می خواهد. 🔸به مردم و کسانی که می خواهند راهِ خدا بروند، بگویید : با کلک بازی ، کسی به جایی نمی رسد. @varesoon
✅مرحوم علامه حسن زاده آملی : 🔻ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍین‌که ﻋﺎﺑﺪ ﺑﺎﺷﯽ ، ﻋﺒﺪ ﺑﺎﺵ! 🔻ﺷﯿﻄﺎﻥ ۶۰۰۰ ﺳﺎﻝ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ ﻋﺎﺑﺪ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﻋﺒﺪ ﻧﺸﺪ. ﺗﺎ ﻋﺒﺪ ﻧﺸﻮﯼ، ﻋﺒﺎﺩﺗﺖ ﺳﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ. 🔻ﻋﺒﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺒﯿﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ میﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻧﻪ دلت. @varesoon
. حضرت آیه اللّه شیخ عبدالکریم حق‌شناس: داداش جون در عزاداری حضرت اباعبدالله(صلوات الله علیه) شرکت کنید! شلوغش کنید! حسین است، عزیزِ خداست. او برای ما شلوغش کرده!داداش جون مبادا نسبت به این مجالس کوتاهی کنید! . 🌹 جهت سلامتی و تعجیل در فرج مولانا حضرت بقیة‌الله‌الاعظم روحی‌وارواح‌العالمین‌لتراب‌مقدمه‌الفداء صلواتی قرائت بفرمایید 🌹 @varesoon
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
💥شبیه کارگر قبرستان آیت‌الله بهجت به نقل از علامه طباطبایی می‌فرمود؛ پیرمردی را در نجف دیدم که خاتم‌‌ الفقهاءو المجتهدین مرحوم شیخ اعظم مرتضی انصاری را درک کرده بود. از او پرسیدم؛ حال مرحوم شیخ از نظر ظاهری چطور بود؟ گفت؛ کفَعَلَةِ قبور، مثل کارگرهای‌ قبرستان بود. شیخ انصاری‌ها کجا و ما کجا..! @varesoon @varesoon_bahjat
علامه طباطبایی: اینکه خداوند متعال عبادات ما را قبول می‌کنـد فقط از فضل خداست وگرنه اصلا عبادتی رخ نداده است ... @varesoon
‍ ✍مرحوم حاج اسماعیل دولابی : از حدیث کسا ، ادبِ صحبت کردن با فرزندان و شوهر و همسر را بیاموزید. وقتی می خواهید از منزل خارج شوید ، اهل خانه را خشنود کنید و بیرون بیایید. وقتی هم خواستید وارد خانه شوید، بیرون در استغفار کنید و صلوات بفرستید ، هر ناراحتی که دارید بیرون بگذارید و با روی خوش داخل [خانه] شوید. اهل خانه هم با روی خوش به استقبال شما بیایند. کمال زن و مرد در این‌ است. @varesoon
👤 آیت الله وحید خراسانی : 🔻دلی که می‌خواهد از امام حسین(علیه السلام) نور بگیرد ، باید گناه را از خود جدا کند. او خیال می‌کند که شب تاسوعا و عاشورا به حسینیه نیامده ؛ بیچاره نمی‌داند که او را به حسینیه راه نداده‌اند که نیامده ، نه اینکه خودش نیامده است! 🔻وقتی بَشَر ، آلوده و ناپاک شد ، از این دستگاه دور می‌شود و مُقَدَّمات اِنصرافش را فراهم می‌کند. @varesoon
💠 توحيد آخوند 🔹 حاج محمود آقا کفایی که شاید بزرگترین نوه مرحوم آخوند بود از آشیخ احمد دشتی نقل کرد: شبی در منزل مرحوم آخوند بودیم. خادم حضرت با یکی از مریدان مرحوم آخوند وارد آن جلسه شد و آن مرید پول هنگفتی تقدیم مرحوم آخوند کرد و رفت. آن خادم مطلبی به مرحوم آخوند گفت و مرحوم آخوند به او اشاره کرد که شما بنویسید. خادم هم نوشت و به مرحوم آخوند داد. مرحوم آخوند به نوشته نگاه کرد و از آن خوشش نیامد. سپس همه آن پول را به خادم داد. 🔸 وقتی خادم رفت، مدتی سکوت جلسه را فراگرفت که قضیه از چه قرار بود؟ آشیخ احمد یا یکی دیگر از اصحاب مرحوم آخوند سؤال کرد که آقا! جریان چه بود؟ 🔹 ایشان فرمود: خادم به من گفت که می‌خواهم دو تا از پسرهایم را داماد کنم، ولی وضع مالی من خوب نیست. به او گفتم: ما چقدر تقدیم کنیم؟ بنویس که ببینم. او مبلغی روی کاغذ نوشت، ولی دیدم مبلغ ناچیزی نوشته است، خوشم نیامد، اما تمام آن پول را به او دادم. 🔸 اصحاب با ناراحتی گفتند: آقا شما همه این مبلغ را یک‌جا به او دادید؟ مرحوم آخوند فرمود: مهیا کردن وسایل ازدواج برای دو پسر، همین مقدار خرج دارد. مدتی اصحاب با مرحوم آخوند یک و دو کردند. یکی از افراد جلسه گفت: اگر شما طلبه‌ها را در نظر نمی‌گیرید، لااقل خودتان را در نظر بگیرید. شما تازه خانه‌تان را فروختید. (این قضیه بعد از شکست مشروطه و افول مرحوم آخوند واقع شده است)
وارثون
💠 توحيد آخوند 🔹 حاج محمود آقا کفایی که شاید بزرگترین نوه مرحوم آخوند بود از آشیخ احمد دشتی نقل کرد:
🔹 مرحوم آخوند شروع کرد به گریه کردن به گونه‌ای که چنین گریه‌ای تا آن وقت سابقه نداشت. اصحاب از کار خود ناراحت شدند که چرا سبب شدند مرحوم آخوند متذکر شکست و مشکلاتشان گردد و این‌گونه متأثر شود. 🔸 وقتی گریه آخوند پایان یافت، فرمود: شما خیال می‌کنید که من برای فروختن خانه ناراحت شده‌ام. ناراحتی من از این است که زحمات چندین ساله من هدر رفته است. من حدود بیست سال است که به شما میگویم موحد باشید، خدا را بشناسید، بدانید منشأ امور جای دیگر است. 🔹 من طلبه‌ای بودم، قدری درس خواندم، ازدواج کردم، بعد هم تدریس کردم و عده‌ای شاگرد من و بعد چند نفر هم مقلد من شدند. این حوادث همگی به عنایت خداوند متعال و مصلحت ما همین بود که رخ داده است. معلوم می‌شود حرف‌های من هیچ اثری در آقایان نگذاشته و جدی تلقی نشده است. من از این بابت ناراحتم. 📚 جرعه‌ای از دریا ؛ ج ۲ ص ۴۳۱ @varesoon