«حواله امام حسین علیه السلام»
آقاي سیدمرتضی برقعی قمی در منزل آقاي شیخ جعفر مجتهدی (رحمة الله علیه) منبر ميرفت. يک بار بعد از منبر، آقاي برفعی قصد رفتن داشت که آقای مجتهدي امر به نشستن کرد. او مدتي نشست و دوباره خواست برود که باز آقاي مجتهدي امر به نشستن کرد.
براي بار سوم که می خواست برود، آقاي مجتهدي عتاب کرد که بنشين. چند لحظه بعد، شخصي براي آقاي مجتهدي سويچ ماشيني را آورد . آقاي مجتهدي سويچ را به آقاي برقعي داد و گفت: آقا امام حسين (ع) فرمودهاند که: «نوکر نبايد به ارباب بيوفايي کند.».
بعد از اين ماجرا آقاي برقعي شروع به گريه کرد. وقتي علتش را پرسیدند، گفت:«مدتي بود که به يک اتومبیل نياز داشتم و پول هم نداشتم که بخرم. يک نامه به يکي از مسؤولين نوشته بودم و تقاضاي اتومبیل کرده بودم. يک هفتهاي مردد بودم که نامه را ببرم به او بدهم. امروز تصميم جدّي داشتم پيش ايشان بروم که اين جريان پيش آمد.
@varesoon
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
احساس حضور خدا در همه حال ، همه مسائل را حل می کند.
✍مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت
@varesoon
@varesoon_bahjat
بسم الله الرحمن الرحیم
متاسفانه صفحه اینستاگرام وارثون با حدود یک دهه فعالیت در فضای مجازی، بدون دریافت هیچگونه تذکر و پیام و احتمالا به علت ریپورت مکرر دشمنان و عنودان به ساحت مقدس اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) در آخرین روزهای ماه اول بهار ۱۴۰۵ برای همیشه از دسترس خارج شد.
از همه همراهان و عزیزان که این مدت این صفحه را با همه کم و کاستها دنبال و حمایت کردند نهایت تشکر را داشته و از مولایمان حضرت حجت بن الحسن (صلوات الله علیه) طلب عفو در قصور و تقصیر را داریم.
ااَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
@varesoon
کانال نشر آثار آیتالله سید جواد حیدری یزدی (ره)
🔰مجموعهای از سخنرانیها، صوتها و ویدئوهای معنوی و اخلاقی این عالم ربانی
برای بهرهمندی از بیانات پرفیض این عالم ربانی در کانال زیر عضو شوید:
Eitaa.com/seyedjavadheidari
🌷 مرحوم میرزایی قمی نقل کردند:
🖌 روزی در منزل ما دو نفری با علامه طباطبایی نشسته بودیم و از علوم محتجبه صحبت میشد ، علامه فرمود :
🖌 ختم فواتح سُوَر را در نجف اشرف گرفتم و نیّتم این بود که چه راهی را در پیش بگیرم که خیر دنیا و آخرت در آن باشد؟
بعد از پایان ختم به من گفته شد :
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
📚 علوم اسراری ، ص۶۹
@varesoon
🔰دوّمذوالقعدة سالروز ارتحال مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی
و الحقّ ایشان[مرحوم انصاری] آیتی بزرگ از آیات الهیّه بود.
حضرت آقای انصاری، فوقالعاده مرد کامل و شایسته و منوّر به نور توحید بود،
روابط ارادت و اطاعت از این بزرگمرد الهی بسیار قویّ و نیرومند و ذیأثر بود.
تا در روز جمعه دوّم شهر ذوالقعدة الحرام ۱۳۷۹ دو ساعت از ظهر گذشته حضرت ایشان"مرحوم انصاری" با سکتۀ مغزی در سنّ ۵۹ سالگی به سرای خلود شتافتند و حقیر از دو روز قبل در همدان بودم و هنگام ارتحال در بالینشان حاضر؛ و جنازۀ ایشان"مرحوم انصاری" را به قم حمل نموده و پس از طواف قبر بیبی"حضرت معصومه" سلام الله علیها، نیمه شب در قبرستان علیّ بن جعفر مدفون شدند. حقیر داخل قبر ایشان"مرحوم انصاری" رفتم، صورت را از کفن باز کرده و بر روی خشت نهادم و آخرین بوسه را بر چهرۀ منوّرشان نموده از قبر بیرون آمدم.
علامه سید محمدحسین طهرانی
@varesoon
حضرت آیت الله آقای حاج سید عبدالعلی تقوی شیرازی:
همیشه مردم را تشویق به یادگیری و ترویج خطبه نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) میکنم و معتقدم در مجالس فاطمیه محور بحث اهل منبر باید همین خطبه و شرح غربت و مظلومیت حضرت امیرالمومنین و صدیقه کبری (سلام الله علیهما) و بیان ظلم ها و جنایات دشمنان ایشان باشد و حدود پنجاه سال قبل به مردم اعلام کردم هرکسی این خطبه را حفظ کند جایزه میدهم و خودم هم حفظ کردم تا اینکه شبی در عالم خواب مادرم حضرت صدیقه کبری زهرای مرضیه صلوات الله علیها را دیدم و بدون پوشش صورت جلو آمدند و نزدیک صورت من و فرمودند که( ما هذه الغمیزه فی حقی ) این چه ضعف و سستی ست در یاری حق من؟
@varesoon
⚡️ حضرت از من تبلیغ دین جدشان را میخواهند
🔻 استاد محمدحسن معزالدینی:
🔹مرحوم آقای سید جواد حیدری میفرمود: «اگر جبرئیل به من خبر دهد که فردا صبح ساعت هشت، امام زمان (عجل الله فرجه) در مسجد جامع نماز میخوانند و تو میتوانی به دیدار ایشان بیایی، اما من در آن ساعت برای منبر قول داده باشم، به دیدارشان نمیروم. چرا؟ زیرا حضرت از من تبلیغ دین جدشان را میخواهند.
🔸اگر من منبر را رها کنم و به دیدار امام زمان بروم، مانند افسر راهنماییای خواهم بود که او را سر چهارراه گذاشتهاند تا مراقبت کند ترافیک روان باشد و تصادفی رخ ندهد؛ اما او پستش را رها کند و برود تا فرماندهاش را ببیند و به او احترام نظامی بگذارد. در این حال، فرمانده به او میگوید: چرا اینجا آمدی؟
او پاسخ میدهد: آمدم شما را ببینم.
اما فرمانده میگوید: بیجا کردی که آمدی! برو سر پستت و انجام وظیفه کن.»
@varesoon