✍سه عمل مؤثر...🔻
🔹من از یکی از اساتید بزرگوار خود که حکیمی عارف و معلمی حاذق و طبیبی کامل مانند او ندیدهام، پرسیدم: بهترین عملی که تجربه کردهاید در تأثر قلب کدام است؟ فرمودند: سجده طولانی در هر روز که بر آن مداومت کند و یک ساعت یا سه ربع آن را طول دهد و در آن بگوید: "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" در حالی که خود را گرفتار غل و زنجیرهای اخلاق رذیله و در زندان طبیعت زندانی ببیند و خداوند را پاک و منزه بداند از اینکه در حق او ظلمی روا داشته؛ صد مرتبه سوره قدر در شب جمعه و عصر آن را ترک نکند. و ایشان فرمودند: چیزی از اعمال مستحبه را ندیدم که مانند این سه عمل مؤثر باشد.
📚اسرار الصلوه، ص ۱۸۳
▪️میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
@varesoon
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 چه کار کنیم برزخمان نورانی و روشن باشد؟
استاد فاطمینیا
@varesoon
✳️ نیمه شعبانی که وحید بهبهانی مرتد شد!
آیتالله وحید بهبهانی در مراسم نیمهٔ شعبان، بعد از گذشت نُه ماه و حضور در مسجدی در کربلا، فرمودند: امشب بهانهٔ خوبی است تا مطالبی را دربارهٔ حضرت برای شما بگویم. بدانید که در غیبت ایشان مصلحتی وجود دارد، پس نگویید چرا امام زمان «عج» آشکار نمیشود؛ شما توان فرمانبرداری را از او ندارید؛ او لباس خشن میپوشد، نان جو میخورد. پنهان بودن او هم از الطاف خداوند است.
مردم به هم نگاه کردند و گفتند: مسجد، بیامام باشد بهتر است از اینکه امام جماعتش دشمن امام زمان «عج» باشد. شخص دیگری در حالی که لبهایش را به هم فشار میداد گفت: نان حضرت را میخورند و شمشیر بر روی حضرت میکشند!
آقا محمدباقر وحید بهبهانی با مشاهدهٔ نگاههای خشمآلود مردم، از گفتار خود پشیمان شد و شتابان به خانه رفت. دقایقی بعد در خانه را زدند، ایشان در را باز کرد، خادم مسجد _محمدحسین مسگر _ بود. با نگاه خشمآلود، سجاده را به وسط حیاط پرت کرد و گفت: شما مرتد شدهاید و نمازهای ما را باطل ساختید.
آنشب، آقا تا نزدیکی صبح بیدار بود و هراسان. نزدیکیهای اذان صبح صدای در خانه بلند شد.
_ آقا در را باز کنید! محمدحسین مسگر هستم. اشتباه کردم! پوزش میطلبم!
آقا در را باز کردند. ایشان به دستوپای آقا افتاد.
آقا فرمودند: بلندشو ببینم چه شده، سرشب که مرا مرتد خواندی و الان پوزش میطلبی؟!
گفت: آقا چون به خانه رفتم و خوابیدم در عالم رؤیا حضرت ولیعصر را دیدم که ظهور فرمودهاند، من شتابان خود را به ایشان رساندم.
به من فرمودند: ای محمدحسین! این عبای تو مال میرزاحسن بزاز است و تو ندانسته از دیگری خریدهای باید به صاحبش برگردانی. من عبا را به میرزاحسن دادم. سپس فرمودند: این قبای تو نیز از آن حاج ابوطالب خرمافروش است که ندانسته خریدهای. قبا را نیز به صاحبش بازگرداندم. بدینترتیب همهٔ اموال و دارایی مرا از دیگری خواندند و من یکییکی به صاحبانش بازگرداندم.
پس از آن فرمودند: این همسرت نیز در واقع خواهر شیری توست باید از او جدا شوی. من از همسرم جدا شدم. در این هنگام فرزندم قاسم از دور نمایان شد. حضرت با مشاهدهٔ او فرمودند: قتل فرزندت واجب است. شمشیر بگیر و پسرت را کیفر ده.
من خشمگین شدم و فریاد زدم به خدا سوگند تو حتی سید نیستی، تا چه رسد به اینکه صاحبالامر باشی!
ناگهان از خواب بیدار شدم و دانستم که ما را یارای پیروی از آن بزرگوار نیست. سخن شما درست است. من شرمندهام! مرا عفو کنید!
آیتالله وحید بهبهانی در حالی که او را از روی زمین بلند میکردند، میفرمودند: خداوند همه ما را عفو کند، اگر لطف او نباشد همهٔ ما گرفتار خواهیم بود.
وحید بهبهانی پاسدار حریم عقل / ص ۶٠.
به نقل از:
عدنان زعفرانی
امام زمان در رؤیاهای صادقه
نشر سمیع / صص ۱۱ تا ۱۳.
@varesoon
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
آیت الله محمدتقی بهجت:
استادم آقا شیخ محمدحسين غروى اصفهانى بسیار به سوره ی «قدر» توجه داشتند و می فرموند خواندن این سوره آثار زیادی دارد و هر کس این سوره را در شبهای ماه رمضان به ویژه شبهای قدر بخواند از فواید بسیاری بهره می برد؛ از جمله این که می تواند معارف قرآن را بفهمد.
📚ذکرهای شگفت عارفان ۲، صفحه ۴۴.
@varesoon
@varesoon_bahjat
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠دو نکته مهم برای نورانیت دل در بیان آیت الله حاج آقا مرتضی تهرانی
@varesoon
🎆دیدار با امام زمان (علیه السلام) وپی بردن به ارتباط نزدیک آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانی:
✨مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالنّبی عراقی می گوید: «در روزگاری که در نجف اشرف بودم، چهارده مسئله مهّم وغامض مرا مشغول داشته ودر پی آن بودم که آنها را از امام عصر (علیه السلام) سؤال کنم.
در همان شرایط شنیدم مرتاضی که از راه ریاضت شرعی به مقاماتی رسیده است به نجف آمده وکارهای شگفت انگیزی از او نقل می کردند.
✨به دیدار او رفتم و او را آزمودم، دیدم مرد آگاهی است. از او پرسیدم که: «آیا با اطلاّعات وتخصّص ودریافتهای تو، راهی به کوی امام عصر (علیه السلام) است؟»
پاسخ داد: «آری».
پرسیدم: «چگونه؟»
✨گفت: «شما با نیّت خالص وبا وضو یا غسل به صحرا برو ودر نقطه ای دور دست وخلوت رو به قبله بنشین وهفتاد بار… را با همه وجود قرائت کن، آنگاه حاجت وخواسته خود را بخواه ومطمئن باش که هر کس در پایان برنامه نزد تو آمد مطلوب ومحبوب تو می باشد. دامان او را بگیر وخواسته ات را بخواه».
✨به همین جهت روزی از روزها با آمادگی کامل به بیابان مسجد سهله رفتم ورو به قبله، آن برنامه را به انجام رساندم که دیدم مردی گرانقدر وپرابهّتی در لباس عربی پدیدار شد وبه من گفت: «شما با من کاری داشتید؟»
گفتم: «با شما خیر»
فرمود: «چرا؟»
چنان غفلت زده بودم که باز هم گفتم: «نه، با شما کاری نداشتم».
@varesoon
وارثون
🎆دیدار با امام زمان (علیه السلام) وپی بردن به ارتباط نزدیک آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانی: ✨مرحوم
✨او رفت و به ناگاه من به خود آمدم واز پی او به راه افتادم. او به منزلی در همان دشت وارد شد ومن نیز به آنجا رسیدم امّا دیدم در بسته است. در زدم، فردی درب را گشود وپرسید: «چه می خواهید؟»
گفتم: «همان آقایی را که اینجا آمدند».
پس از چند دقیقه باز گشت وگفت: «بفرمایید».
وارد شدم. منزل کوچکی بود وایوانی داشت. تختی بر آن ایوان زده شده بود وبر روی آن وجود گرانمایه دوازدهمین امام معصوم، حضرت مهدی (ع) نشسته بود.
سلام کردم وآن گرامی پاسخ داد، امّا من چنان مجذوب آن حضرت شدم که مسائل اصلی خود را تماماً فراموش کردم. بناچار چند سؤال دیگر طرح وپاسخ آنها را گرفتم وبیرون آمدم.
✨کمی از خانه دور شدم. دیدم مسائل چهارده گانه ای که در پی پاسخ یافتن بدانها بودم به یادم آمد.
بی درنگ باز گشتم وبار دیگر درب منزل را زدم. همان فرد بیرون آمد وگفت: «بفرمایید».
✨گفتم: «می خواهم خدمت حضرت شرفیاب شوم وپاسخ سؤالهای خویش را بگیرم».
گفت: «آقا تشریف بردند امّا نایب او هستند».
گفتم: «اگر ممکن است اجازه دهید از نایبشان بپرسم».
گفت: «بفرمایید».
✨وارد شدم، امّا هنگامی که نگاه کردم دیدم آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانی جای حضرت مهدی (ع) نشسته وبر روی همان تخت قرار دارد.
✨پرسشهای خود را یکی پس از دیگری طرح نمودم وایشان پاسخ دادند. خداحافظی کردم وبیرون آمدم.
پس از خروج از منزل، با خود گفتم: «شگفتا! آیت الله اصفهانی که در نجف بودند، کی به اینجا آمدند؟!»
فوراً به نجف باز گشتم ودر هوای گرم بعد از ظهر به منزل ایشان رفتم. اجازه ورود گرفتم، دیدم مشغول نماز است.
✨نمازش به پایان رسید. رو به من کرد وضمن تفقّد فرمود: «مگر پاسخ سؤالهای خود را نگرفتی؟»
گفتم: «چرا امّا!»
✨بار دیگر پرسیدم وایشان به همان سبک جواب داد ومن دریافتم که مقام وموقعیّت آن مرد بزرگ چگونه است وارتباطش با صاحب الزمان (علیه السلام) تا کجاست».
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
در زمانی که قم از طرف صدام موشک باران میشد، خیلیها رفته بودند و متفرق شده بودند.
اما حضرت آیتالله بهجت در قم حضور داشتند و حاضر به ترک قم نشدند.
یک روزی در حین تدریس معظمله، قم موشک باران شد، ولی معظمله در همان حال با حفظ آرامش برای شاگردان باقیمانده، فرمودند این ذکر را تکرار کنید:
لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلَّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، لَامَلْجَأَ وَ لَا مَنْجٰا مِنَ اللهِ إلَّا إلَیْهِ.
«هیچ مانعی و هیچ نیرویی نیست مگر با خدای بلند مرتبه بزرگ، هیچ پناهی و هیچ نجاتگاهی از خدا نیست مگر به سوی خدا.»
البته به خانواده هم دوام به این ذکر را سفارش و توصیه میفرمودند.
📚کتاب بهجتالدعاء، ص٣٨٣
@varesoon
@varesoon_bahjat
روایت حضرت آیتالله شهید خامنهای از تاکید پیامبر اعظم صلواتاللهعلیهوآله بر اقامه نماز روزهای یکشنبه ماه ذیقعده
نحوه خواندن نماز
رهبر شهید انقلاب: روزهای یکشنبهی ماه ذیقعده ایّام توبه و انابه است و عملی دارد که مرحوم عارف بزرگوار حاج میرزا جواد آقای ملکی در المراقبات نقل میکند از رسول مکرّم اسلام که خطاب به اصحاب خود فرمود:
کدامِ از شماها مایلید توبه کنید؟ همه گفتند ما میخواهیم توبه کنیم -ظاهراً ماه ذیقعده بوده است- طبق این نقل و این روایت حضرت فرمودند که در روزهای یکشنبهی این ماه این نماز را -یک نمازی با یک خصوصیّتی در مراقبات ایشان ذکر میکنند- انجام بدهید.
@varesoon