♦️ حضرت آیت الله شبیری زنجانی فرمودند :
مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی خیلی استثنائی بودند.
ایشان در اواخر عمر پوست و استخوان شده و چشمشان عارضهای پیدا کرده بود و پیوسته از آن اشک جاری میشد.
در آن حالِ ضعف و ناتوانی از ایشان پرسیدم: حال شما چطور است؟
فرمودند: خیلی حالم خوب است! اشخاص دیگر در این سنین، کسالتهایی دارند که الحمد لله من هیچ یک از آنها را ندارم. نه بیماری قند دارم و نه فشار خون و نه دیگر کسالتها.
تنها مشکل من، چشم من است که چون میخواهم مطلبی بنویسم باید کاغذ را مقابل خودم بگیرم تا قطرههای اشک روی آن نریزد و این دشوار است، و الّا هیچ ناراحتی دیگری ندارم. خیلی خدا را شکر میکنم!
ایشان خیلی شاکر و تربیت شده اهل بیت (علیهم السلام) بودند.
.
♦️ جرعهای از دریا ، جزء ۲ ، صفحه ۵۹۳ .
@varesoon
.
✨استاد حاج كريم محمود حقیقی می فرمود :
گاهی اوقات حضرت آیت الله نجابت رضوان الله علیه به منزل ما تشریف می آورد. یکبار ایشان را به اتاق کوچکی که در گوشه منزل ما بود بردیم؛
💠 دیدم ایشان به در و دیوار به نحو خاصی نگاه می کند، عرض کردم آقا مشکلی است و در این اتاق ناراحت هستید؟
فرمود :
🔹 نه مشکلی نیست بلکه هر چه دقت می کنم می بینم در و دیوار اینجا پر از نور است، قبلاً در اینجا چه کسی زندگی می کرده است؟
💢 عرض کردم پیرزنی در اینجا زندگی می کرد، او در ابتدای سن پانزده سالگی ازدواج می کند و به مناسبتی کار او به طلاق می انجامد و چون بی پناه بوده است جد من به او پناه داده در این اتاق ساکن می شود و تا سن پیری در اینجا ساکن بود و خیلی کم حرف بود و پیوسته به ذکر خدا و نماز مشغول بود.
📚 آیه تطهیر ، صفحه: ۱۶۹ .
@varesoon
.
آیت الله بهاء الدینی میفرمودند:
من سیزده ساله بودم، سیدی در کوه خضر مینشست که به او میگفتند: سید سکوت!
بیست سال بود که [با کسی] حرف نمیزد.
من با بعضی بچهها رفته بودیم کوه خضر و او را دیدیم.
شخصی از روستائی آمد و گفت:
مریضی داریم، او را دعا کنید.
سید با حرکاتِ دست و اشاره به او تفهیم کرد که مریض خوب شد، بعد معلوم شد که مریض خوب شده است!
🔸 استاد فاطمینیا فرمود:
خدمت آیت الله بهاءالدینی گفتم:
آقا! راز و رمزِ رتبه و مقامِ سیدِ سکوت چه بود؟
آقا دستشان را بردند به طرف لبشان و فرمودند:
درِ آتش را بسته بود!
@varesoon
.
🌸 آن گلی که باید این زندگی پای او خرج شود، به یک نفر منحصر است!
او کیست؟
ولیعصر، صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه)،
🌺 گل سرسبد خلقت اوست
«بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرضُ وَ السَّمَاء».
تمام این عالم وجود، دور محور وجود او می گردد.
سعی کنید زندگیتان صرف در او شود.
🎙 مرجع عالیقدر شیعه، حضرت
آیت الله وحید خراسانی
@varesoon
هدایت شده از العبد محمدتقی بهجت
العبد محمدتقی بهجت:
جای تعجب است که به شخصیتها و سخنان آنها، اهمیت داده میشود و سخنرانیهایشان ضبط میشود، اما قرآن که در دست ماست اینطور نزد ما ارزش ندارد!
چرا به بیانات رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و عترت علیهمالسلام که در کتب نوشته و ضبط شده، اهمیت نمیدهیم؟! چرا ما شیعیان، هر روز به پای منبر امیرالمؤمنین و ائمهی هدی و رسولالله علیهمالسلام نمیرویم و به حکَم، آداب و معارفی که الیماشاءالله در اخبار آنها نهفته است گوش فرا نمیدهیم؟!
در محضر بهجت، ج۲، ص۲۸۲
@varesoon
@varesoon_bahjat
💠آیت الله حائری شیرازی (ره):
🔸️اهالی نیشابور برای موسی بن جعفر علیه السلام وجوهاتشان که شامل سکههای طلا میشد را فرستادند.
🔸️شطیطه هم که یک خانم نیشابوری است، چهار درهم سیاه فرستاد با یک کلاف نخ. فردی که به نمایندگی از اهل نیشابور به مدینه رفته بود، وجوهات را تحویل امام داد.
🔸️حضرت نگاه به سکهها کرد، کیسه، کیسه، کیسه طلا. حضرت فرمود: من قبول نمیکنم، ما نیازی نداریم، این ها را به صاحبشان برگردانید.
🔸️حضرت فرمود: دیگر چیزی نیست؟ مرد نیشابوری گفت نه.
🔸️بار دیگر امام فرمود: خوب فکر کن. مرد نیشابوری گفت: بله، یک زنی وقتی من میخواستم بیایم یک کلافی داد و چند تا درهم سیاه، چون قابل شما را نداشت؛ من رویم نشد بیاورم.
امام فرمود: همان را بیاور. حضرت سکه سیاه و کلاف را برداشت. بعد به او فرمود: بلند شو؛ رفتند یک مقداری پارچه آوردند، یک مقدار پول، گفت این را بده به آن خانم؛ بگو این پارچه از پنبهای بود که ملک اجدادی ماست و خواهرم حکیمه به دست خودش این پنبه را رشته و این پارچه را بافته. این را دادم برای کفنت. از وقتی که این پارچه به تو میرسد تا وقتی این پول را مصرف کنی در حیات هستی.
🔸️مقداری میماند برای خرج بقیه مقدمات کفن و دفن. به او سلام برسان و بگو روز رفتن تو ما میآییم، و من بر تو نماز میخوانم.
🔸️این فرد میگوید من برگشتم نیشابور. وقتی برگشتم همینهایی که پول طلا داده بودند، از امام موسی بن جعفر علیه السلام برگشته بودند و به عبدالله افطح رجوع کرده بودند. طبیعی بود که احساس میکردند پول شان هدر رفته اگر حضرت قبول کرده باشد.
🔸️وقتی پول را به ایشان دادم خوشحال شدند که پول شان به ایشان برگشته. رفتم سراغ شطیطه، پارچه و سکهها را به او دادم، سلام آقا را رساندم. [گفتم] درهمها را تحویل گرفتند و آقا دعا کرد.
🔸️من روزشماری میکردم ببینم این زن کی فوت میکند. روز نوزدهم شطیطه فوت کرد و من به علما گفتم حضرت مال هیچکس را قبول نکرد الا این زن. تجلیل عجیب و تشییع پرشکوهی از او شد و من میخواستم بدانم چه کسی بر او نماز میخواند.
🔸️علما همه به صف ایستاده بودند، یک دفعه دیدم موسی بن جعفر علیه السلام آنجا حاضر شد؛ تکبیر را گفت و نماز را خواند و این ها هم گفتند شاید یکی از علما برای یک شهر دیگر بوده، آمدند جلو به احترام او.
🔸️هیچکس نفهمید کی بود. حضرت نماز را بر او خواند. وقتی نمازش تمام شد، به من یک نگاهی کرد، یعنی یادت آمد من وعده دادم؟ عملی کردم. زبانم بند آمده بود که حرفی بزنم.
🔸️این دستگاه امام زمان است. سکۀ طلای آن ها را نمیپذیرد، اما کلاف آن زن را میپذیرد و شما میخواهید پذیرفته شوید. دستگاه پذیرش او دستگاه دقیقی است.
🔸️ممکن است یک سرباز صفر شما را قبول کند، اما یک فرماندۀ بزرگتان را قبول نکند. ممکن است یک بیاسم و بیشهرت و بیعنوان و کفش بردار و آب بده و جاروکش و فرد بیقابلیتی را بپذیرد و خدمات او را قبول کند، اما یک معروفِ مشهورِ پر سابقۀ همه چیز تمام را قبول نکند.
@varesoon
««خیرات برای اموات»»
آیت الله شیخ حسن صافی اصفهانی فرمود:
شخصی از دنیا رفت. کسی در عالم خواب از او پرسید:
آیا خیراتی که برایت می فرستیم به تو می رسد؟»
او در پاسخ با تاکید، گفته بود: «بله،خیرات شما به ما می رسد؛ اما نمیتوانم چگونگی آن را توضیح دهم.
مثالی میزنم: کسی را فرض کنید که در حمامی است که فضای آن را بخار آب گرفته ؛ و بخار زیاد موجب تنگی نفسش شده است؛
اما روزنهء کوچکی از بیرون نمایان میشود و هوای تازه وارد حمام میشود، او نفس عمیقی میکشد.
خیرات شما هم وقتی به ما می رسد، اینگونه باعث گشایش و رفع تنگی روح ما می شود.
@varesoon
جناب شیخ رجبعلی خیاط :
وقتی شب ها برای گدایی موفق شدی ،داد بی کسی بزن و عرضه بدار؛
خداوندا !من قدرت و توان مبارزه با نفس اماره ام را ندارم.نفس مرا زمین گیر کرده. به دادم برس و مرا از شر نفس اماره رهایی بخش و اهل بیت (علیهم السلام ) را واسطه من کن!
و بعد این آیه را قرائت می فرمود:
وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبّى إِنَّ رَبِّى غَفُورٌ رَّحِیمٌ(سوره یوسف آیه 53)
نمیتوانی از شر نفس اماره خلاصه شوی مگر به عنایت حق .
@varesoon