♦️هدیه به حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)
وقتی حاج شیخ عباس قمی کتاب«سفینة البحار»را نوشتند که «لم یسبقه احد»ودر زمان حیاتش به سختی چاپ شد،در نظر خودش خیلی عالی آمده بود
اما وقتی قصد کرد «مفاتیح الجنان»را تألیف کند منصرف شده بودند که با بودن این همه کتب ادعیه مثل«اقبال سیدبن طاووس»و «زادالمعادعلامه ی مجلسی»وغیره چه لزومی دارد کتاب دعایی بنویسم
ولی بعد به واسطه ارادت واخلاص زائدالوصفی که به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) داشت، به ذهنش خطور میکند که من کتاب دعایی تألیف کنم وثوابش راهدیه به روح حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نمایم و کتاب«مفاتیح الجنان»را نوشتند.
در اثر اخلاص و ارادت به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، این کتاب شهرت جهانی پیدامیکندواز نظر چاپ ونشر هیچ کتابی نیست که ازآن سبقت گیردمگر قرآن کریم..
.
.
برگرفته ازکتاب«ماه درخشان؛صاحب مفاتیح الجنان»؛شرح حال معنوی محدث جلیل القدرحاج شیخ عباس قمی
@varesoon
🔷انگشت شفابخش🔷
مرحوم میرزا محسن محدث زاده پسر مرحوم حاج شیخ عباس قمی محدث بزرگ شیعه برایم نقل کرد:
مادرم(خانواده مرحوم حاج شیخ عباس)
گفت:تو در کودکی حدود سن سه سالگی مبتلا به مرض شدیدی شدی که اطباء آن زمان از معالجه آن درمانده شدند.
روزی مرحوم حاج شیخ عباس فرمود:آب بجوشان و استکان و قدری نبات بیاور!
وقتی آوردم، نبات را در استکان ریخت و از آن آب که می جوشید روی آن ریخت من بلند شدم که بروم قاشق بیاورم تا حل کند
فرمود: قاشق لازم نیست ، با انگشت اشاره آن نبات را در آب جوش حل نمود و فرمود :من با این انگشت احادیث اهل بیت زیاد نوشته ام این انگشت نمی سوزد و این آب شفاست.
مادرم می گفت: وقتی آن آب جوش و نبات را به تو دادم بیماری کاملاً رفع گردید.
📚نوادر ،جلد۱،صفحه۱۲۲
✍🏻 مرحوم حاج شیخ عباس حاجیانی
@varesoon
🔶مهمان باغ کسی بودیم. همراه حاج شیخ عباس قمی.
دیدیم که شروع به نوشتن کرد، بعد از سلام و احوالپرسی!
.
🔶گفتند:
امروز، روز تفریح است.
تألیف را کنار بگذارید.
.
🔶صاحب مفاتیح الجنان فرمود:
روا نیست!
سهم امام خوردن و تلف کردن عمر به تفریح!
.
🔶میزبان گفت: سهم امام نیست، مال شخصی است، این میوهها و غذاها!
.
امروز را مهمان سفره و باغ منید! استراحت کنید! .
🔶فرمود: نامردی نیست؟
.
🔶بعد عمری کار نکنم برای مولا، چون مهمان سفره دیگری بوده ام؟! عمر، از خدا بگیرم و برای حجّت او کار نکنم؟! ترک نخواهم کرد، هیچ وقت و هیچ کجا، خدمت به امام زمانم را!
.
🔶به نقل از آیتالله میرزا حسنعلی مروارید، از علمای نامدار مشهد
@varesoon
درس اخلاقی چنینم آرزوست!👇
️از آیة اللّه حاج شیخ عبدالكریم حائری پرسیدند:
نظر شما نسبت به منابر حاج شیخ عباس قمی چیست؟
با یك دنیا ادب فرمودند: «هر طلبهای را كنار منبر او ببینم و نشستن او را پای موعظه محدّث مشاهده كنم، تا سه روز حاضرم تمام نمازهای واجب خود را به او اقتدا كنم؛ زیرا منابر و مواعظ این مرد، در شنونده ایجاد روح عدالت میكند.»
(عرفان اسلامی، ج ۱۲، ص ۲۵ و ۲۶)
@varesoon
سلطان الواعظین شیرازی، توفیق حضور در سرداب سامرا (غیبت) را یافت.
وی کتاب مفاتیح الجنان را که به تازگی منتشر شده بود، همراه داشت و از روی آن اعمالی را انجام میداد و زیارت نامههایی را میخواند. شیخی که کنارش نشسته بود و ذکر میگفت، با دیدن وی پرسید: «این کتاب از کیست؟ »
سلطان الواعظین پاسخ داد: از محدث قمی و با تعریف و تمجید بسیار حاج شیخ عباس و کتابش را به او معرفی کرد.
شیخ با شنیدن سخنان شیرازی گفت: «این گونه که تو از آن تعریف میکنی، نیست. »
سلطان الواعظین با عصبانیت گفت: «برخیز، بلند شو و از اینجا برو. »
فرد دیگری که در کنار وی نشسته بود، دستی به پهلویش زد و گفت: «مؤدب باش. ایشان، خود محدث قمی است! »
سلطان الواعظین با شنیدن این سخن به سرعت و با شرمندگی برخاست و روی شیخ را بوسید و از ایشان عذر خواست.
سپس خم شد تا دست وی را ببوسد، ولی محدث قمی دست خود را کشید. آن گاه خم شد و دست وی را بوسید و گفت: «شما سید هستید».
@varesoon
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راز موفقیت مرحوم حاج شیخ عباس قمی
🎤 مرحوم استاد عبدالله فاطمی نیا
@varesoon
🌀روزهای آخر نویسندهی مفاتیحالجنان
🔸حاج شيخ عباس قمی در اواخر عمر در نجف ساکن بود اما وقتی کربلا میآمد مهمان آقای قمی بود. آقای قمی قوم و خويش آنها بودند.سال آخر عمر ایشان ما برای درک ایام محرم و صفر آمده بودیم کربلا. در آن ایام ایشان هم کربلا بود.
🔹نزدیک ایام عرفه خبر آمد حاج شیخ عباس مریض است. پدرم گفت: بیا برویم عیادت. یک ماشین سوار شدیم و رفتیم برای دیدنشان. ایشان در خانه یک بزّاز ساکن شده بود. خودش تنها بود. همسرش نبود. نمی دانم شاید فوت کرده بود.
🔸️وقتی وارد خانه شدیم دیدیم همه اتاقها پر است. آن وقت حاج شيخ عباس که از کتاب مفاتيح او، کتابفروشها در تهران ميليونها تومان استفاده میکردند را در راهروی خانه جا داده بودند. در رختخواب خوابیده بود و استسقاء داشت و مدام آب میخورد. ما را که دید بلند شد نشست و احوالپرسی کرد.
🔹️سه چهار روز بعد از این ملاقات خبر وفات ایشان به ما رسید. تهرانیها شنیده بودند که حاج شیخ فوت شده و خانوادهاش هیچ پولی ندارند؛ برای او یک حقوقی قرار دادند. مردم کربلا تشییع مفصلی کردند.
🔸️حاج آقا حسین قمی مجلس مفصلی در کربلا گرفت و پدرم در آن مجلس سخنرانی کرد و سابقه دوستی خود با حاج شیخ عباس را تعریف کرد. مردم خیلی متاثر شدند.بعد هم ایشان را به نجف بردند و در ایوانی که مقابل آن آقای حکیم نماز می خواند دفن کردند.
📚منبع: مصاحبه آیتالله محمد واعظزاده خراسانی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
@varesoon
📱 ارزانسرای کتاب سالکان📱
📚فروش کتابهای:عرفانی،فقهی،اصولی واجتماعی📚
📔فروش جزوات،تلخیص وشرح کتب درسی حوزه با کمترین قیمت📔
📙قیمت ها را مقایسه کنید وسپس باخیال راحت خریدکنید📙
📦ارسال به سراسرکشور درکوتاه ترین زمان📦
📍امکان تحویل حضوری درب مغازه درقم📍
افتخارما طلبگی است.
با تخفیفات ویژه👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1864105985C4b19289ddf
🕯 دنبال حلوا نروید!
«بنده روزهای پنجشنبه و جمعه که درس تعطيل بود میرفتم تا سؤالاتم را از مرحوم اديب بپرسم. در میزدم، میديدم چند دقيقه با تأخير در را باز میکردند و میگفتند: بفرماييد! اين تأخير مکرّر شد، بعداً علّت را فهميدم؛ معلوم شد خانوادهشان با بچّهها بلند میشوند، به اتاق ديگر که کتابخانه هست میروند؛ ملتفت شدم در منزل فقط يک کرسی هست و اينها از زير کرسی بيرون میآيند و به اتاق ديگر میروند.
من سؤالات خود را از مرحوم اديب میپرسيدم و بعد از اينکه سؤالاتم تمام میشد، ايشان هم مشغول میشدند به داستانهای معنوی، سرگذشت علماء و...؛ زياد میفرمودند از اين چيزها. و بعد که اين داستانها را میگفتند، میفرمودند: من اين داستانها را میگويم که شما مرد خدا بشويد، دنبال حلوا نرويد. يعنی دنبال پول و کلّاشی و اين چيزها. رضوان الله تعالی عليه.»
📚 (محمّدکریم پارسا؛ شرح حال ادیب نیشابوری، ص۴۶)
@cheraghe_motaleeh
@varesoon