بیاین یه داستان براتون بگم
یه روز، اوایلِ جنگ
یه طراحی دیجیتالی به دستم رسید از حالت قنوت حضرت آقا
هرچی فکر کردم ک چه متنی براش مناسبه هیچی به ذهنم نمیرسید
به دوستم ک نویسنده اس هم گفتم یه متنی با مضمون تو "برایمان دعا بخوان" بنویس
اونم چند تا متن داد ولی به نظرم جالب نبودن
تقریبا یه هفته ازش گذشته بود ک یه شب...
آخر شب طبق معمول شبکه دو زمانه پخش میشد
مهمون شون کی بود؟ آسِد مجید بنیفاطمه
چی میگفت؟ از دیدار هاشون با حضرت آقا تعریف میکرد، منم با حسرت گوش میدادم
رسید به یکی از دیدار ها...
گفت : بعد از مداحی رفتم خدمت آقا ایشون چند دقیقهای صحبت کردند و نکاتی به بنده گفتن
وقت رفتن شد یهو با خودم گفتم سِد مجید این همه اومدی یه چیزی از آقا بخواه ...
گفت: صداشون کردم، آقاجان ...
آقا با مکث کوتاهی به سمتم برگشتن
یه دفعه گفتم : آقاجان دعا کنید عاقبت بخیر شیم
آقا نگاهی بهم کردن و لبخند آرومی زدن و گفتند :
"دعا میکنم خسته نشی
و مراقبت کنین که خسته نشین"
....
تا اینو از تلویزیون شنیدم ذهنم رفت سمت تصویری که تقریبا یک هفته بود درگیرش بودم ک روش چی بنویسم
حالا پیداش کرده بودم
-دعا میکنم خسته نشی...
آقاجان از اون بالا دعا کنین برامون
دعا کنین خسته نشیم و تو این راه بمونیم
#خاتون ✍🏻
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تولدت مبارک پناهِ بی پناهان
ادیت شده توسط شهید عزیزی :)
@variidd
إِلٰهی إِسْتَعْمِلْنِی لِمٰا خَلَقْتَنی لَه
خدایا من را خرج کاری کن که مرا بخاطرش آفریدی✨