eitaa logo
وطن
261 دنبال‌کننده
8 عکس
8 ویدیو
0 فایل
در جانِ وطن، دوباره می‌دمم امید؛ به قامتِ استوارِ جوانانت .
مشاهده در ایتا
دانلود
+ چته تو؟ - نمیدونم… + میخوای گریه کنیم؟ - گریه؟ نمیدونم… این ماده بی‌رنگ چه مرگشه که دلش نمی‌خواد از چشمای من بیاد پایین… انگار اینم باهام قهر کرده. انگار منتظر برم منت کشی… + خب میخوای آهنگ گوش بدیم؟ - که دوباره غرق بشیم؟ + که خوب بشیم - راه خوبی برای بهتر شدن نیست… + بنویسیم؟ - ایده‌هام دارن فرار می‌کنن… دستم بهشون نمی‌رسه… + خب بگیرشون، برو دنبالشون - اوه… چه حرف عجیبی زدی. اینطوری که باید کل عمرم رو به گشتن دنبال این چیز و اون چیز بذارم… + شاید باید بگردی… اونقدر بگردی که بهشون برسی و حال خودتو خوب کنی. - نای گشتن ندارم… خودشون بخوان برمی‌گردن. در ضمن… کی گفته حال من خوب نیست؟ + وقتی اینجا نشستی داری با من حرف میزنی، یعنی حالت خوب نیست. - خب خیلیا با خودشون صحبت میکنن… دلیل نمیشه که حالشون خوب نباشه. + خودتم می‌دونی که داری دروغ می‌گی… اگه این راه رو ادامه بدی، تبدیل به یک اسکیزوفرنی میشی… از ما گفتن بود. - اوه نه… دیگه در اون حدم نیستم… + اگه شدی چی؟ - سوال جالبی بود… نظری درموردش ندارم. + اینکار رو با خودت نکن. - تمام تلاشمو میکنم.
یه احمق دو قطبی که به در و دیوار میخنده! همه می‌گفتن یه احمقه. همون آدمی که الکی به در و دیوار می‌خنده. وسط خیابون راه می‌ره و یهو به یه دیوار ترک‌خورده زل می‌زنه و می‌زنه زیر خنده، طوری که مردم برمی‌گردن نگاش می‌کنن. ولی کسی نمی‌فهمه اون خنده‌ها از کجاست. یه لحظه می‌خنده، بلند و بی‌وقفه… لحظه‌ی بعد انگار یه چیزی توی دلش فرو می‌ریزه و ساکت می‌شه. همون‌جا می‌ایسته، نگاهش خالی می‌شه، انگار دنیا یهو تاریک شده. آدم‌ها فقط همون خنده‌ی عجیبشو می‌بینن و زیر لب می‌گن: «اون یه احمق دو قطبیِ که به در و دیوار میخنده!» ولی هیچ‌کس نمی‌بینه که توی سرش چه جنگی برپاست. جایی که یه طرفش بی‌دلیل می‌خنده و یه طرف دیگش آروم آروم داره فرو می‌پاشه...
وطن
+ مهرنوش تو اینی - من چیم ؟ + تو این آهنگی ای - کدوم آهنگه ؟ + همین که علیرضا قربانی برای تاسیان خونده دیگه - پرواز قو ها ؟ + آره - چرا میگی شبیه منه ؟ + چون آدمو غمگین می‌کنه - یعنی میخوای بگی من بقیه رو غمگین می‌کنم ؟ + نه ، غمگین نمیکنی .. یه جور امیدی در ناامیدی ، یه جور نوری در تاریکی . این آهنگ دقیقا همین چیز رو میگه و توهم دقیقا همین شکلی ای پس بیا به حرف قربانی گوش کن ، شاید ما دوباره خندهامونو از سر گرفتیم ، کی می‌دونه ؟ - ما خنده هامون رو از سر میگیرم اما با این غم روحی که بر چهره مون اثر گذاشت چه کنیم ؟ + مدارا میکنیم - کاری که همیشه میکنیم نه ؟ + آره کاری که محکوم به ادامه دادنشی - امیدوارم از پسش بر بیام + تو از پس همه چی بر میای - دقیقا همه همچین تصوری از من دارن ، همه ... + خوبه یا بد ؟ - بستگی داره + باشه باشه خیلی خب ، باز بستگی داره رو شروع نکنیم چون قراره یه فلسفه برای هر بستگی داره بسازی ، بیا آهنگمون رو گوش بدیم تا با مهرنوشی که قرار پرواز قو باشه آشنا بشیم - باشه مسخره .
"کاراکتر مورد علاقه هر آدم نشون دهنده شخصیت اونه" ، کاراکتر مورد علاقه من :
+ بابا بیا یه بار برای تنوع زنگ یه خونه رو بزنیم، در بریم :)) - مگه کرم داری بچه؟! + خب تا حالا نکردم، فکر کنم حال بده - اینم شد حال دادن؟ الان خونه‌ها آیفون تصویری دارن، ساختمونا هم پنج شیش طبقه‌ان، اصلاً کیف نداره + خب حالا مهم نیته - زمان ما این‌جوری نبود که... خونه‌ها ویلایی بود، زنگ‌ها هم صداشون مثل ناقوس کلیسا! بعد پنج شیش نفر جمع می‌شدن، همه می‌رفتن زنگ یه خونه رو می‌زدن و فرار می‌کردن اولی می‌زد، در می‌رفت دومی می‌زد، در می‌رفت سومی می‌زد، در می‌رفت چهارمی رو صاحب‌خونه می‌گرفت، بعدم می‌زدش! + وای جدی؟ می‌زدش؟! - آره بابا، مردم سر ظهر خواب بودن، ما هی می‌رفتیم زنگ می‌زدیم فرار می‌کردیم + چه دورانی داشتین، خوب خوش می‌گذروندین‌ها - خب مهرنوش... یک، دو، سه... فرار کن! + باباااا! خب قبلش بگووو