+ یه چیزی تو وقتی ناراحتی نه گریه میکنی نه عصبی میشی
-خب ؟
+پس وقتی از یه چی ناراحت میشی ، چطوری خودتو خالی میکنی ؟
- اوه
( واکنش پوست لبم : )
میخواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلاً بروم در سیبریه، در خانههای چوبین زیر درختهای کاج، آسمان خاکستری، برف، برف انبوه میان موجیکها، بروم زندگانی خودم را از سر بگیرم. یا مثلاً بروم به هندوستان، زیر خورشید تابان، جنگلهای سر بهمکشیده، مابین مردمان عجیب و غریب، یک جایی بروم که کسی مرا نشناسد، کسی زبان من را نداند...