فک کنم قراره تا آخر با اسم آقا... صداشون... حرفاشون... عکساشون... خاطراتشون جیگرمون بسوزه و اشک بریزیم:)
و هیچوقت این داغ سرد نمیشه.
بابام میگه اگر میدونستیم اسرائیلو بزنیم انقدر بارون میشه زودتر میزدیم آقامونم نمیرفت:)