و عالم بیدار شد
زمانی که خونِ سرخ تو
غبار ظلمت را از چشمان دلها
پاک کرد و
آزادگیهای از یاد رفته
در جانها جوانه زد
_جوانههایآزادی_🌱
وِداد
و عالم بیدار شد زمانی که خونِ سرخ تو غبار ظلمت را از چشمان دلها پاک کرد و آزادگیهای از یاد رفته در
لحظهها میگذرد
روزها
شبها
اما نمیدانم چرا داغِ دِلم
هر شب با به دست گرفتن عکس لبخندت
تازهتر میشود
انگار
گذشت زمان داغِ تو را
نه سردتر
بلکه تازهتر میکند
_داغِدل_