وِص🌱ال
اما الان نه چایی هست ، نه شریک غصه :)
مثلا ؛
آدمیزاد فکر میکنه همه دلشون مثل خودشِ
ولی نیست، اینکه دمار از روزگارش در میارهツ
وِص🌱ال
گمانم براین است که ؛ هر چه را به اندازه خورد حتی غصه را :))
خوردن غصه؛
گاها تلف کردن انسانی برای هیچ و پوچ است ツ
وِص🌱ال
نیاز عالمی را ؛کُشته نازت ツ
من صورتت را به چه تشبیه کنم در گفتارم؟
اصلا ماه بیجا کند مثل "تو زیبا باشد...
حُسین جانم؛
تو که در غریب ترین لحظه عمرت ، تنها بودی، غریبی مارا میا'ن این همه آدم و غم بی شمار ببین، ای کاش چنان مارو بغل بگیری که اندوه مانده از تنمان بیرون بزند... :)