بعد از جنگ به واسطهی بعضی مسائل عذاب میکشیدم
چیزهایی که تنها روز قبل رخ داده بودند را فراموش میکردم یا چیزهایی را به یاد میآوردم که اصلا اتفاق نیفتادهبودند یا رویاهایی گیجکننده از خاطراتم.
[ زود به رختخوابم میروم و سرحال و بیحرکت ساعتها در جایم دراز میکشم
ساعت دو یا سه بعد از نبمهشب با صدای بلند میگویم خدایا کافیست ]
:)
دو سه روزه که بالاخره حالم خوبه!
امیرالمومنین نمیزارن کسی روز عید غمگین بمونه 😭
هدایت شده از سو𖧧⊹ฺ
سرانجام از من فرزندی باقی خواهد ماند
که تمام عشقم به امیرالمومنین و اولادش را در سینهاش دارد *
she used to lie on her back and wish upon the moons-wishes that would sometimes come true.
Magic she called it
📘When The Moon Hatched
ما نمیدانیم که آیا باز هم یک دیگر را خواهیم دید یا نه.
هر لحظه برایمان خداحافظیست.
📒تا جایی که درختهای لیمو بالا بروند