"𝗩ҽlorα𐙚
روی میکروفون تپ تپ میکنم و میکروفون رو سمتت میگیرم^ _ واقعا متاسفم بابت مرگ این بزرگوار، ممنون میشم
اشکامو با دستمال پاک میکنم و سرمو تکون میدم-
من بعد از اون صحنه رمانتیک ریدن روم هاشمو گذاشتم توی کارتنی که از صبح گذاشته بودیمش
"𝗩ҽlorα𐙚
رو به دوربین میکنم و لبخونی میکنم^ _ اینجا رو بوق بزارین🗣
به هرحال داشتممیگفتم
⭕️خبر فوری!
خانواده داغدیده هاشم در طی مصاحبه ای که با آرنیکانشنال داشتن اعلام که هاشم در لحظه ای احساسی به دلیل شدت احساسی بودن اتفاق، محتویات معده اش را با برون رانی به بیرون و روی خانواده داغدیده هدایت کرد
بعدش ما گذاشتیمش توی کارتن و رفتیم توی اتاقمون و چندتا عکسی که گرفته بودیم ازشو برای بچه ها فرستادیم و هاشمو دیدیم
"𝗩ҽlorα𐙚
اشکامو با دستمال پاک میکنم و سرمو تکون میدم- من بعد از اون صحنه رمانتیک ریدن روم هاشمو گذاشتم توی کا
سرم رو تکون میدم و کنجکاوانه نگاه میکنم و صبر میکنم تا ادامه بدی^
چند ساعت بعد که گذشت دیدیم پدر جان رفته سراغ هاشمو ما دیگه رفتیم به کار خودمون برسیم