eitaa logo
شاپرک‌ .
117 دنبال‌کننده
164 عکس
12 ویدیو
0 فایل
بسمِ رب او . جایی‌برای‌تخیله‌احساسات‌ُ‌و‌روزمره ؛
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلیم منطقی🙇🏻‍♀🙏🏻
ویکتوریا
Always
ویکتوریا
ـ
چشمات رو ببند و تجسم کن... وقتی چشم‌هایم را باز کردم، خانمی زیبا مرا در آغوش گرفته بود. دلم می‌خواست به او بگویم: «چقدر زیبایی.» اما هرچه تلاش می‌کردم، تنها صدای گریه‌ام شنیده می‌شد. با این حال، حسی به من می‌گفت که او حرف دلم را می‌فهمد.وقتی همراه آن خانم زیبا به خانه آمدم، انگار چیزی در دلم نجوا کرد: «اسمش مادر است.»کمی که گذشت، چهار دست‌وپا به سمتش می‌رفتم. با اینکه بیشترِ توجهش همیشه با من بود، باز هم دلم می‌خواست تمام نگاهش را به خودم جلب کنم. البته نه فقط او؛ دوست داشتم پدرم و خواهرم هم تمام حواسشان به من باشد.مدتی بعد توانستم راه بروم. هرچند بارها با صورت روی زمین می‌افتادم، اما هر بار دوباره بلند می‌شدم و ادامه می‌دادم.سال‌ها گذشت؛ مدرسه، درس، خاطره‌ها و هزار اتفاق دیگر. اما مادر هنوز هم با دیدنم ذوق می‌کند؛ انگار همین دیروز بود که حتی نمی‌توانستم راه بروم.