eitaa logo
vicumth13
24 دنبال‌کننده
484 عکس
69 ویدیو
1 فایل
سلااام! به گوشه دنج من خوش اومدین صحبت هاتون: https://daigo.ir/pm/ddr3CV
مشاهده در ایتا
دانلود
قبلنا که بچه تر بودیم ماه رمضونا بزور سر جلسه ی قرآن خونی بند می‌شدیم با چشم غره های مامانم و ترس از دعوا های آقاجون ولی می‌نشستیم، نوبتمون میشد وهر کدوم شاید دو آیه رو بزور با صد تا غلط میخوندیم و بعدش بدو بدو تو حیاط بودیم تا بریم دوچرخه بازی. اگه شانس خیلی باهامون یار بود و یکی از بزرگترا میومد باهامون اون وقت بود که کوچه های شهر زیر رکابمون بود. گاهی اوقات تا ساعت یک شب هم بدون خستگی پدال میزدیم. حالا این وسطا کسی هم دوچرخه نداشت نوبتی بازی میکردیم. بعدش هم برمیگشتیم تو خونه ی آقاجون واسه سوخت گیری مجدد، همه عرق کرده و تشنه میرفتیم داخل میدیدم آخ جونمی! زن دایی این بار بانی مراسم بوده و بستنی آورده! با ذوق می‌نشستیم پای کاسه های بستنی سنتی. بعدشم همه باهم میرفتیم خونه ما تا سحر دیگه بعدش نخود نخود هرکه رود خانه ی خود تا شبه بعدی... چه عالمی داشتیم))
هدایت شده از 🇵🇸 ★شازده کوچولو★
با این میم بسازید ببینیم👍😂 @vicumth13
هدایت شده از خونهٔ دایی اپادا
vicumth13
وای😂 نه وای🤣
هدایت شده از Inactif
vicumth13
حقیقت تلخ دردناک'-'
هدایت شده از Y.K
vicumth13
یسنا خانوم پر قدرت وارد میشود🤣
سلام عضو جدید✨
هدایت شده از ㅤㅤ