eitaa logo
....?
75 دنبال‌کننده
57 عکس
9 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم باید هم کابوس می دیدیم... _رسول یونان_
اولین شاعر جهان حتما بسیار رنج برده است! آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت و کوشید برای یارانش آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده توصیف کند و کاملا متحمل است که این یاران آنچه را که گفته است به سخره گرفته باشند... _جبران خلیل جبران_
....?
_
maybe we can take death to go to a star...
....?
او به تو خندید و تو نمی‌دانستی این که او می‌داند تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی از پی‌
دخترک خندید و پسرک ماتش برد که به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می‌خواست حرمت باغچه و دختر کم‌سالش را از پسر پس گیرد غضب‌آلود به او غیظی کرد این وسط من بودم سیب دندان‌زده‌ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره‌ی یک عاشق و لب و دندانِ تشنه‌ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هر دو را بغض ربود دخترک رفت ولی زیر لب این را می‌گفت او یقیناً پی معشوق خودش می‌آید پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئناً که پشیمان شده بر می‌گردد سال‌هاست که پوسیده‌ام آرام آرام عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه‌کنان غرق در این پندارند این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت... _جواد نوروزی_
....?
ما غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم باید هم کابوس می دیدیم... _رسول یونان_
ما به اندوه هایمان آب و دانه دادیم پرنده شدند پرشان دادیم اهلی تر از آن بودند که تنهایمان بگذارند اما؛ دوباره برگشتند با جفت هایشان... _رویا شاه حسین زاده_
به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی ؟ مادرش پرسید دعوا کردی باز؟ پدرش گفت و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود تنها مادربزرگش دید گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود... حسین پناهی