eitaa logo
زهرا خیرآبادی|مربی قنادی 🎂
8.1هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
664 ویدیو
12 فایل
کانال آموزشهای رایگان @violetsugarr کانال معرفی کلاسهای مجازی @violetsugar کانال نمونه کار هنرجو جانان @violetsugarrr آی دی مربی @zahrakheirabadi1395 لینک نصب اپلیکیشن .https://app.violet-sugar.com/ سایت www.violet-sugar.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. وُجدانن شما جای من بودین کظم غیظ میکردین 😌😌 یا خشمِ شب میزدین 🥷🥷 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟🧐🧐 🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ .
. بچه یک ساعت دیگه از مدرسه میاد 🥷🥷🥷 .
. پیشنهاداتتونو دوست دارم☺️☺️ مرسی که هستین✋ .
. از سر در گمی بدم میاد لطفا پیشنهادات دو پهلو ندین 🙏🙏🙏 .
. خب با دیدن این گل‌های بنفش اندکی آروم شدم☺️☺️☺️ ولی هنوز انگیزه واسه له کردنشون دارم🤌 .
. پیشنهاد عقل مندانه ای بود👌👌 .
. شایدم حکمتش این بوده که یه چیز جدید یاد بگیرم 🙈🙈🙈 سوت بی‌خیالی 😂😂 ولی کار سوت گذشته ، باید شیپور بی‌خیالی بردارم🙃🙃🙃 📢🚶‍♀📢🚶‍♀📢🚶‍♀📢 .
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. یه نفر واسه من گل گاو زبان دَم کنه لطفا 😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫 .
. سلطان آمد سلطان با پدرش آمد سلطان همچین سرافراز آمد 😏😏😏 بهش میگم چه خبر از فوتبال با پرتقال؟ می‌خنده و میگه عمه جون ما هیچی اسراف نکردیم ، همه ی پرتقالا رو خوردیم دیگه تا میخواستم دعواش کنم شروع کرد به شیرین زبونی که وای چقدر خوشمزه بودن ، چقدر شیرین بودن ، چقدر چسبید ، چقدر خوش گذشت و ...... متأسفانه یه کم زیادی منو میشناسه😅😅 ولی جدی جدی زین پس درِ اینجا رو قفل میکنم ، جدای از خرابکاری های اینچنینی ، ممکنه آسیب جدی به خودشون بزنن بالاخره اینجا پر از وسایل برقی و تیز و برنده و ... أس خلاصه که چه بگویم🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ .
. گل دخمل عمه جان یه سر اومد خونمون و من داستان خرابکاری بچه ها رو براش تعریف کردم بهم گفت تو چقدر صبوری ، اگه من جای تو بودم واقعا عصبانی میشدم بهش گفتم ، تو از خودمون یادت نمیاد؟ یادت نیست چه بلاهایی سر انباری بی بی می‌آوردیم 😁😁😁 ۸۰ درصد خاطرات دوران کودکی من ، متعلق به منزل بی بی خانومِ خدابیامرزه در کنار دختر عمه ها ، دختر عموها ، پسر عمه ها ، پسر عموها یادمِ بی بی یه انباری داشت ، گوشه ی حیاط ، کنار باغچه بود تقریبا هفت هشت تا پله میخورد و می‌رفت بالا یه اتاق کوچولو ، پر از خوشمزه جات پسته ، عسل ، رب انار ، کشمش ، تخمه ، کشته ی زردآلو ، آلوچه ، آخ آخ آخ ، همه چی اونجا پیدا می شد 😋😋 دخترا نگهبانی میدادن و پسرا میرفتن سرقت😁 و در نهایت محموله عادلانه تقسیم می‌شد البته که یه وقتایی هم پسرا نامردی میکردن و بعد سرقت فرار میکردن و سهم ما دخترا رو نمی‌دادن 😅😅😅 بی بی همیشه می فهمید و همیشه به مامان بابا هامون شکایت میکرد و غُر میزد ولی هیچ وقتِ هیچ وقتِ هیچ وقت درِ اون انباری رو قفل نکرد هیچ وقتِ هیچ وقتِ هیچ وقت فکر میکنم که او ، این سناریوی تکراری رو دوست داشت روحش شاد 🙏🙏🙏 خرابکاری بچه ها باعث شد خاطرات شیرین دوران کودکیم مرور بشه ☺️☺️☺️ .
. البته که من با بی بی فرق دارم من زین پس در اینجا رو قفل میکنم😁 البته که نه به خاطر خراب کاری هاشون میتونم حدس بزنم که چه کیفی کردن اینجا و صد شکر و صد سپاس که خیرِ شکرک بنفشم به جوجه هامونم می رسه درِ اینجا رو قفل میکنم ، چون میترسم بیان و به خودشون آسیب بزنن امیر علی یاد گرفته شکلات تو ماکروفر می‌ذاره و ذوب می‌کنه و میخوره تو کارگاه قبلی یک روز در نبود من ، رفته شکلات ذوب کنه ، یه قاشق هم داخل ظرف بوده و ماکروفر جرقه زده و این آقا گُرخیده 😁😁😁 واقعا کارای خطرناکی می کنه و خیلی وقتا خودش هم متوجه نیست امیدوارم خدا حفظش کنه🙏🙏 .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا