eitaa logo
زهرا خیرآبادی|مربی قنادی 🎂
8.1هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
664 ویدیو
12 فایل
کانال آموزشهای رایگان @violetsugarr کانال معرفی کلاسهای مجازی @violetsugar کانال نمونه کار هنرجو جانان @violetsugarrr آی دی مربی @zahrakheirabadi1395 لینک نصب اپلیکیشن .https://app.violet-sugar.com/ سایت www.violet-sugar.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
. اون روزی که تصمیم می‌گیرین تند و سرعتی کار کنین بعد ، ساعت ۶/۵ صبح ، وسط کار کردن ، متوجه میشین که ۱۰ گرم پودر کاکائو کم دارین و حداقل سه ساعت باید صبر کنین تا فروشگاه لوازم قنادی محل ، کرکره ی مغازشو بزنه بالا و شما بتونین خرید کنین اون روز و اون لحظه ،چه حسی بهتون دست میده؟ 😁😁😁 .
. حیفِ اعصاب که به خاطر این مسائل کم اهمیت بخواد داغون بشه ریلکس رفقا ریلکس ، ریلکس ، ریلکس تر🤌🤌 بارها گفتم ، بازم میگم قنادی برای من اول تراپی هست ، بعد شغل و منبع درآمد قرار نیست اعصابم پای این شغل داغون بشه که اگه روزی به نقطه ای رسیدم که دیدم اعصابم داره پاش داغون میشه ، اون روز کرکره ی کارگاه قشنگه رو میکشم پایین و میرم سراغ یه شغل دیگه ، شغلی که به آرامش اعصابم کمک کنه ، نه اینکه به همش بریزه ☺️☺️☺️ .
. تق و تق در زدن ، دستِ پر اومدن ☺️☺️☺️ کله ی صبح به خانم آقای برادر پیام دادم که اگر کاکائو داری بهم برسون الان بیدار شده و پیاممو دیده و یاری رسوند👌👌👌 دمش گرم ، شکرِ وجودش🙏🙏 💜💜💜 .
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. همچین میگ میگ گونه ، کارامو به تایم قطعی برق رسوندم. 💪💪💪💪 .
. ولی ما آدم ها چقدر عجیبیم🙃🙃 اون اوایل که برق قطع میشد ، غر میزدم الان عادت کردم ، نه تنها غر نمیزنم ، بلکه براش برنامه ریزی هم میکنم😏😏 عجیبیم ، چون خیلی زود به شرایط موجود عادت می کنیم و اغلب اوقات شرایط مطلوب فراموش مون میشه 🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀ 🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ .
. کلی برنامه ریزی کردم که تا ساعت ۱۲ کارام تموم بشه. کلی بدو بدو کردم و رو دور تند کار کردم که برناممو به تایم قطع برق برسونم. ظرف ها رو هم بین خودم و دخترم تقسیم کردم. سهم خودمو شستم و اما دخترکمو روشنش نکردم ، گفتم برق بره بیاد ، بعد روشنش میکنم. و امروز برق قطع نشد😁😁 اینم از برنامه ریزی ما😂😂😂 .
. صد میگیرم میام تو محله هاتون برنامه ریزی میکنم. 😎😎😎 🙃🙃🙃 ✋✋✋ 🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. بفرمایید ناهار زهرا پز☺️☺️ بله ، زهرا سالی یه بار آشپزی می‌کنه ، اونم آشپزی نیست که آشششششششششششش پزیییییییییییییییبیییییییییه 😎😎😎😎😎 .
. یه عزیزی پیام دادن و گفتن می‌خوام کلاس برگرُ ثبت نام کنم و چند تا سوال پرسیدن منم با ویس جوابشونو دادم امیر علی جانم واژه ی برگر رو که شنید ، از خود بی خود شد 😐😐😐 و عمه جونشو به زحمت انداخت. 🙃🙃🙃 امروز صبح قرار بود برم یه جایی که به خاطر فرمان سلطان ، نشد برم 😒🤷‍♀ دیگه من باشم که در حضور امیر علی به شماها ویس بدم و از خوراکی حرف بزنم 🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ .
. ولی کیف داره ، وقتی خوراکی مورد علاقه ی عزیزانتو براشون درست میکنی☺️☺️ و البته که حرص میخوری ، وقتی به خاطر درست کردن این خوراکی مجبوری تایمِ یکی از کارهای مهمی که داریُ جا به جا کنی و انجام اون کارُ به تأخیر بندازی 🙃🙃 .