.
یکی دو تا از تفاوت های بین شغل و کسب و کارُ به عنوان کادوی تولدم ، توی اون یکی کانال بهتون میگم 😘💜
.
.
نپرسین بچه ها
در دو تا زمینه من مربی و استاد بهتون معرفی نمیکنم
۱) توسعه فردی
۲) کسب و کاری
مربی های توسعه فردی انحرافات دینی و مذهبی زیادی توی آموزش هاشون موج میزنه ، سر کلاسشون که میشینی باید دو تا ستون بکشی ، بالای یکیش بنویسی خوب ها ، بالای اون یکی بنویسی بدها
و آموزش ها و تکنیک هاشونو خودت دسته بندی کنی😁🙃🚶♀🤷♀
مربی های کسب و کار هم بعضیاشون خیلی سطح بالا و پیچیده حرف میزنن ، اینکه من بگم بگم فلان استاد خوبه ، ممکنه شما بری سر کلاسش بشینی و چیزی از حرف هاش متوجه نشی و فقط زمان و پولت سوخت بشه.
به نظرم بهتر اینه که
اول به مدت دو سه ماه پیج ها و کانال هاشونو دنبال کنین و مرتب پست ها و استوری هاشونو ببینین و کمی با ادبیات کلامیشون آشنا بشین ، بعد کلاسهاشونو از پایه شرکت کنین.
👌👌👌
برین تو اینستا واژه های زیرُ سرچ کنین ، پیج هاشو پیدا میکنین 👇👇
کسب و کار ، مربی کسب و کار ، بیزینس ، بیزینس کوچ ، بیزینس مستر ، مشتری سازی ، مدیریت استراتژیک ، مدیریت کسب و کار
.
.
خب بیاین از کادوی حاج حسن هم رونمایی کنم و پرونده ی شلوغ بازیای امروزمُ ببندم🙃
کادوشُ نمیتونم نگه دارم ، مجبورم مصرفش کنم
حاجیمون چشم بازارُ کور کرده با این کادو خریدنش😉😉
.
.
اول اینو بگم که
اگر فکر میکنین که مثلاً بابای من خیلی رمانتیکه که رفته برای من کادو خریده و ...
سخت در اشتباهین.
نه رمانتیکه و نه تاریخ تولد بچه هاشو یادش میمونه😐😐
تاریخ تولد بچه هاش که هیچی ، تاریخ تولد خودشم ما بهش یادآوری میکنیم ، وگرنه خودش اصلا حواسش به این چیزا نیست که البته فکر میکنم نود درصد باباهای قدیمی همین مدلی هستن ☺️🤷♀
.
.
من ترجیح میدم به جای اینکه سکوت کنم و بعدش برم تو آمپاسِ شدید که چرا یادش نبود؟
چرا تبریک نگفت؟
چرا کادو نداد؟
خودم بهش یادآوری کنم و کادو بگیرم ازش😜
ما اینگونه شادیم✋🙈
.
.
دیروز قبل اینکه برم سمینار مامی کادوشُ بهم داد ، منم رو کردم به بابا و گفتم بابا کادو بهم چی میدی؟
گفت هر چی دوست داری برو برای خودت بخر
گفتم من دوست دارم شما خودت برام بخری.
گفت من نمیدونم تو چی دوست داری ، هر چی دوست داری برو برای خودت بخر.
گفتم نه❌
دوست دارم به سلیقه ی خودت بری برام یه چیزی بخری
خندید و گفت به سلیقه ی خودم ؟
گفتم آره
دوباره خندید و گفت سلیقه ی خودم دیگه؟
از خنده هاش مشخص بود که...😂
بهش گفتم ، فقط اینکه هر چی بخری من ازش عکس میگیرم و توی کانالم میذارم
گفت باشه بذار
خلاصه که رفتم سمینار و برگشتم دیدم
ای ننه 😍😍😍
حاج حسن به سلیقه ی خودش برام کادو خریده😁
.
.
یعنی یه کاری کرد که دیگه به سلیقش اعتماد نکنم
😐😐😐😐
شما کادوشو ببینین خُب 👇👇🚶♀🚶♀
.
991.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
😐😐😐😐
🚶♀🚶♀🚶♀🚶♀
🤦♀🤦♀🤦♀🤦♀
با همین پلاستیکه گذاشته بودش تو یخچال و گفت برو کادوتو از تو یخچال بردار.
🚶♀🚶♀🚶♀🚶♀
.
البته تقصیر خودمه ، اینقدر وقتُ بی وقت
بنده خدا رو فرستادم برام تخم مرغ و پنیر ماسکارپونه خریده که....
😁😁😁😁
مامانم بهش میگه این چیه خریدی؟
میگه خب باید یه چیزی میخریدم که به کارش بیاد دیگه ، تازه عکسشم که میخواد تو کانالش بذاره ، باید کادوش متناسب با کانالش باشه
😂😂😂😂😂
قشنگ مشخص بود هدفش دست انداختنه
😁😁😁
باز الحمدالله که تخم مرغ نخریده بود ، وگرنه میومدم وسط کارگاه مینشستم و دونه دونه تخم مرغ ها رو توی سرم میکوبیدم
🚶♀🚶♀🚶♀
.