.
سوغاتی قرار شد به سی نفر ، یه کلاس به انتخاب خودشون هدیه بدم دیگه.
تمام عکس هایی که از ۱۵ اردیبهشت تا دیشب ، در کانال نمونه کار هنرجو ها قرار گرفتن در قرعه کشی شرکت داده میشن.
دقیقا کی قرعه کشی میکنم ؟ نمیدونم
إن شاءالله تا پایان هفته
و اما قول آموزش نمیدم بهتون.
من تو مکه یه ویروسی گرفتم که چند لِوِل از کرونا منحوس تر بود ، تمام علائم اون ویروس از بین رفته به جز سرفه.
یه ذره که صحبت میکنم دیگه سرفه ها شروع میشه🙃🙃
البته به فال نیک گرفتم ، بیشتر گناهان ما زیر سر همین زبونمون و همین حرف زدنامونه😉🙈
شاید این سرفه ها تلنگره🤷♀🤷♀
در هر صورت نوبت دکتر گرفتم برم پِی درمانُ بگیرم ، قطعا آخرش خیره👌
فعلا قول آموزش نمیدم بهتون ، بذارین قول قبلی که آموزش کاچی بودُ به ثمر برسونم ، بعد وعده ٱ وعید جدید بدم 🙃
.
.
حج امسال بسیار خاص بود.
هر ساله بقیه از حاجی ها التماس دعا دارن ، امسال همه واسه حاجی ها دعا می کردن که اینا به سلامت برگردن😅
این جمله که ( خیلی نگران بودیم و استرس داشتیم )
اینو در طول یک هفته ی گذشته زیاد از اطرافیان شنیدم.
ولی نمیدونم چرا خودم نه قبل رفتن ، نه در طول سفر ، نه اون وقتی که پروازمون کنسل شد ، نه زمان برگشت و نه هیچ وقت دیگه ای
هیچ استرسی نداشتم.
یا من پرت از جهانم یا اینکه شما خیلی حساس هستین.
البته فکر کنم گزینه ی اول صحیح باشه 😉
.
.
من برای این سفر تنها یک نگرانی داشتم.
قبل از سفر نگران این بودم که نکنه سعودی ها به ما بی احترامی کنن ، که این نگرانیم همون روزهای اول سفر ، وقتی برخورد محترمانشونو دیدم رفع شد.
جز این نگرانی دیگه ای نداشتم و از شنیدن دغدغه ها و نگرانی های دیگران تعجب میکنم 🙃
.
.
بچه ها
من دیگه برگشتم به دنیای کسب و کار
از صبح هم کوکی میزدم و هم وسط کار میومدم سراغ پیام ها
ولی
ولی
ولی
چون یک ماه و نیمه که خیلی سراغ ایتا نیومدم ، یه ذره واسم أدا داره.
مثلا پی وی هر عزیزیُ که باز میکنم حدودا بیست سی ثانیه این دایرهه همینجوری میچرخه ، بعد پیام ها رو نشونم میده🙃
دیگه دو سه روزی باید با أداهاش بسازم تا باز باهام رفیق بشه🤝
ولی این لوس بازیش سرعت کارُ کمی کم می کنه ، دیگه شما به بزرگواری خودتون سرعت لاکپشتی ایتای منو ببخشید.
🤷♀🤷♀
.
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
روز از نو
روزی از نو☺️
برن کافه که نوش جون بنده های خوب خدا بشن 😋
.
.
Hello my rofagha
آقا من دارم پیام های پی ویتونو میخونم.
یه پیام الان دیدم یاد یه خاطره از سفرم افتادم و تصمیم گرفتم یه هدیه به اون شخصی که یادشون افتادم بدم.
اول شما بیاین پیامی که دیدمُ بخونین 👇
.
.
به ایشون که هدیه نمیدم.
بعد چهار سال رفتن سراغ کباب لقمه ای که اینهمه دلبره😐
ایشونو الان باید تنبیه کنم🥷
بعد چهار سال خب ...🚶♀🚶♀🚶♀
هدیه مال یه نفر دیگه أست☺️
.
.
یه شب که پیاده میرفتم بیت الله ، با یکی از خانم های کاروان همراه و هم صحبت شدم و ایشون متوجه شدن من مربی قنادی هستم و بعدا به هم اتاقی هاشون هم گفته بودن.
چند روز بعد ، در صحرای عرفات ، هم اتاقی اون خانوم اومدن پیشم و پرسیدن که
شما خانم خیرآبادی هستین ؟
گفتم بله
گفتن همون خانم خیرآبادی که مربی قنادی هستن ؟
گفتم بله ، شما از اعضای کانالم هستین؟
گفتن خودم نه ، اما دخترم ، خواهرزاده هام ، عروسای خواهرم ، همشون از هنرجو های شما هستن و شروع کردن دونه دونه اسم بردن☺️
ایشون گفتن دخترم گفته مربی ما الان در سفر حج هستن و گاهی عکس و فیلم میذارن ، دقیقا همون مکانهایی هست که شما رفتین ، فکر کنم با شما در یک کاروان هستن ، اسم و فامیلتونو گفتن ، منم روی در اتاقتون نگاه کردم ، دیدم بله ، نوشته زهرا خیرآبادی
جهت اطمینان اومدم از خودتون بپرسم.
خلاصه که کمی با هم صحبت کردیم ، ایشون در صحبت هاشون گفتن
دخترم برامون کباب لقمه درست کرده ، خیلی خوشمزه بوده.
بله ، اینجوریاس🤌
آوازه ی کلاس کباب لقمه ی ما ، تا توی صحرای عرفات هم رسیده😉
الان من دنبال دختر اون خانوم میگردم که یه کلاس به انتخاب خودشون بهشون هدیه بدم☺️
ایشون فامیل دخترشونو گفتن و منم یادمه ، اما چون هنرجو با فامیل ایشون بازم داریم ، اینجا اسم نمیارم که سوء تفاهم نشه.
خانم گلی که باعث شدی اسم کلاس من در صحرای عرفات بیاد ، تشریف بیارین پی وی ، قدم سر چشم بنده بذارین ، امر بفرمایید چه کلاسی رو به عنوان هدیه و سوغات این سفر براتون فعال کنم ، تا من اطاعت امر کنم☺️
.