eitaa logo
زهرا خیرآبادی|مربی قنادی 🎂
8.1هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
664 ویدیو
12 فایل
کانال آموزشهای رایگان @violetsugarr کانال معرفی کلاسهای مجازی @violetsugar کانال نمونه کار هنرجو جانان @violetsugarrr آی دی مربی @zahrakheirabadi1395 لینک نصب اپلیکیشن .https://app.violet-sugar.com/ سایت www.violet-sugar.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
ادمین جان فرمودن که اولین عکس از این بزرگوار رسیده دستشون 😎😎😎
نیگاش کنین چه دلبره☺️☺️
. البته که ظاهراً ایشون اینو سفارش گرفتن. و در ادامه ی پیام هاشون فرمودن که برای امروز عصر هم یه دونه دیگه سفارش گرفتن. دمتون گرم خداقوتتون پر رزق و روزی باشین الهی 🙏🙏
. عکس دوم هم رسید فقط اینکه خیلی هنری عکس گرفتن 😅😅😅😅 . البته تقاضای خودم بود که از برش خورده ی کیکشون عکس بفرستن. فک کنم بنده خدا نمی‌دونستن که می‌خوام بذارم تو کانالم😁😁😁
و اما بخوانید اندر احوالات حلوا پزون مراسم تعزیه ی عمو...👇👇
. بچه ها توصیه ی همیشگی من به هنرجوها اینه که همیشه مواد اولیه رو از بزرگترین و معتبرترین و پرفروش ترین فروشگاه لوازم قنادی شهرتون بخرین و باز نکته ی مهمتر اینکه همیشه از یک فروشگاه ثابت خرید کنین ، هر بار از یه جا نه❌ کیفیت مواد اولیه تاثیر مستقیم در خروجی کار ما داره . و من خودم همیشه مواد اولیه رو از فروشگاه ترنج می‌خریدم ، و ابزار رو از ترانه از وقتی ترنج جمع کرده دیگه هم مواد اولیه ، هم ابزار از ترانه میخرم. اما فروشگاه ترانه به من دوره و برای حلوا پزون مراسم عمو من اصلا فرصت نداشتم که برم ترانه ، بنابراین از یک فروشگاه لوازم قنادی در محله ی خودمون خرید کردم. .
. متاسفانه آرد برنجی که ازش خریدم به سیاهی میزد و عطر چندانی هم نداشت. اومدم با اون آرد ،حلوای سه آرد پختم. و از اون زمانی که دستم بعد از زمین خوردن با دوچرخه به فنا رفت ، هنوز در فنا به سر می‌بره 😐😐 در حالت عادی خوبه ، ولی کار سنگین که انجام میدم درد میگیره. حلوا پختن ، اونم در حجم زیاد ، کار سنگین محسوب میشه و واقعا کت و کول میخواد. فلذا به دختر عمه ها گفتم بیاین کمکم. بهشون گفتم من میرم خونه ، آرد ها رو تفت میدم ، بعد که خواستم با روغن ترکیب کنم و شربتشو بریزم و تو سینی بکشم ، صداتون میکنم بیاین. خلاصه که آرد ها رو با نسبت بیان شده در دستور تفت دادم و ترکیب کردم و گل دخمل عمه ها رو صدا زدم اومدن. بقیه ی کارهای حلوا رو اونا انجام دادن ، اما با نظارت کامل خودم. یعنی مطمئنم که در اندازه گیری آب و شکر و روغن ،دچار خطا نشدن. مطمئنم 👌👌👌 خلاصه که آقا اینا حلوا رو آماده کردن ، همه چی مطابق دستور و من بررسی کردم ، دیدم حلوا کاملا لطیفه ،در عین لطافت قنداق هم شده ،همه چی عالی ، بنابراین بهشون گفتم تو سینی بکشین و تکسچر بزنین و شما برین ، من خودم تزئین میکنم و این کارا رو انجام دادن و رفتن. هر دستور حلوای سه آرد من دو تا سینی بزرگ میشه و یه ذره هم اضافه میاد که برای تزئین معمولا اونم استفاده میشه. من اون شب دستور رو سه برابر کردم. دختر عمه ها کار حلوا رو تا جایی که بهشون سپرده بودم ، انجام دادن و رفتن و منم شروع کردم به شکلاتی کردن مقداری از حلوا ، برای دورگیری سینی ها .
. کمی پودر کاکائو ، پودر قند و آب جوش رو با هم ترکیب کردم و به این ترکیب حلوا اضافه کردم و بدین سان حلوای شکلاتی ساختم.👌👌 قیف و ماسوره رو هم اوکی کردم و رفتم سراغ حلواها که تزئین کنم دیدم های های و وای وای 🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀ سطح حلوا داره ترک میخوره😐😐 تقریبا ده دقیقه ، نهایت یه رب بود که بچه ها حلوا رو کشیده بودن و هنوز داغ بود و داشت ترک میخورد. اون حلوا اگر به همون حالت رها میشد تا فردا که مراسم داشتیم تبدیل به کویر لوت میشد😁😁😁 .
. از اونجایی که ترک خوردن سطح حلوا به دلیل کمبود شربت حلواست ، فلذا زحمت کشیده و تمام شش تا سینی حلوا رو داخل قابلمه خالی کردم ، تست کردم ، دیدم شیرینیش هم کمه ، چشمی کمی آب و شکر ترکیب کردم و گذاشتم رو حرارت تا شکر داخل آب حل شد و به حلوا اضافه کردم تا حلوا مجدد لطیف شد. رفتم اون شیش تا سینی رو شستم و خشک کردم ، یه ده دقیقه ، یه ربی طول کشید ، اومدم که حلوا رو بکشم داخل سینی ها دیدم 😐😐😐😐 سطح حلوا دوباره خشک شده و دست بهش میزنی زبری خشک بودنش رو احساس میکنی🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀ بنابراین دوباره کمی آب و شکر ترکیب کردم ، اینبار هل و گلاب و زعفرون هم زدم و باز به حلوا اضافه کردم تا دوباره حلوا لطیف شد و تصمیم گرفتم کمی حلوا رو کنار بذارم که اگر قراره دوباره خشک بشه تا تو قابلمه اس ، خودشو نشون بده دیگه😁😁😁 و بعد یک رب دیدم بله ، دوباره خشک شد. دوباره شربت درست کردم و اضافه کردم ، اما اینبار حلوا رو کاملا چسبنده برداشتم و گفتم تا فردا که میخواد کنار بمونه ، این رطوبت اضافی احتمالا دوباره جذبش میشه😁😁😁😁 آخه ساعت یک و نیم نصف شب بود و تقریبا ۲۴ ساعت بود که من به اندازه ی کافی نخوابیده بودم. ساعت چهار صبح هم قرار بود بریم مراسم خاک سلامی و بعدش هم مراسم تعزیه دیگه نه توان داشتم ، نه وقت داشتم که بخوام صبر کنم ببینم این حلوا بعد کمی استراحت به چه حالتی میرسه. حلوا رو همون مدلی که کمی چسبنده بود ، داخل سینی ها کشیدم و کاراشو انجام دادم و رفتم یک ساعت خوابیدم. و فردا صبح قبل از ارسال حلواها به مسجد ، دوباره تستشون کردم که ببینم آیا نرمال هستن یا نه ، که خدا رو شکر نرمال بودن. .
. و دستوری که باید شش تا سینی حلوا میداد ، ۹ تا سینی شد.😁😁😁 دیگه حالا خودتون در نظر بگیرین من چقدر شربت به این حلوا اضافه کردم.
. بچه ها میزان جذب آب و روغن در آردهای مختلف متفاوت هست ، همیشه کمی از روغن و شربت حلوا رو نگه دارین ، اگر لازم بود اضافه کنین و اینو هم در نظر داشته باشین که ممکنه شما تمام آب و روغن رو اضافه کنین و متوجه بشین هنوز کمه و باید یه ذره دیگه شربت و روغن بریزین. اما عنایت بفرمایید که کمی ، فقط کمی برای سه تا دستور حلوای سه آردی که من داشتم درست میکردم ، نهایتا دو تا لیوان شربت کمتر و بیشتر معقول و منطقیه ، نه این همه آخه🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀ حدس من این بود که میزان وی این آرد برنج خیلی زیاده و به همین دلیله که اینهمه شربت بیشتر مجبور شدم اضافه کنم. .
. من که هر جور بود اون حلوا رو اون شب جم و جورش کردم ، اما دو تا نکته ذهن منو به خودش مشغول کرد. نکته ی اول اینکه ، نیروی کمکی به من نیومده🤪🤪🤪 من نیرو هم بگیرم ، ابر و باد و مه و خورشید و فلک یه جوری میچرخن که ده برابر کار اون نیروها رو مجبور بشم خودم انجام بدم😁😁 نکته ی دوم اینکه ، اگر این اتفاق برای یکی از هنرجوهای تازه کارم میفتاد ، آیا توان جمع و جور کردن این موضوع رو داشت ؟ یا با خودش می‌گفت این چه استادیه؟ این چه دستوریه؟ این چه حلواییه؟ 🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀ .