.
💜دوستان عزیزی که کلاس دسر شرکت کردین💜
روز شنبه ، ۱۹ خرداد ، سالروروز ازدواج حضرت علی ع و حضرت فاطمه س می باشد.
توی این روز قرعه کشی میکنم و به چهار نفر از عزیزانی که تیرامیسوی ایتالیایی یا قالبی درست کرده باشن ، هدیه میدم☺️☺️
این کار رو به این دلیل میخوام انجام بدم که تشویق بشین ، برین تو کارش💪💪
من این دو تا تیرامیسو رو سال ۹۶ یاد گرفتم ، یکیشو توی فنی حرفه ای بهمون آموزش دادن و یکیشو توی کلاسهای خصوصی آموزشگاه خانم ارجمند یاد گرفتم.
هفت ساله که اینا رو برای مهمونی های مختلف خودمون درست میکنم و چهار ساله که به بچه ها آموزش دادم.
در این بازه ی زمانی هفت ساله ، اینقدر فیدبک خوب و مثبت و پر انرژی از مهمونامون و از هنرجوهام گرفتم که دلم میخواد تشویقتون کنم حتما حتما حتما درست کنین👌👌👌
از رنج سنی یک تا ۸۳ سال ، این تیرامیسوها رو خوردن و دوست داشتن.
واقعا واقعا واقعا دلم میخواد همتون درستش کنین☺️☺️☺️
گفتم به چهار نفر هدیه میدم ، اما اگر تعداد عکس هایی که میفرستین منو به وجد بیاره ، ممکنه تعداد هدایا رو بیشتر هم بکنم😉😉😉😉
ای أم لارژ 😜
ضمنا تیرامیسوی قالبی رو به عنوان کیک تولد هم میتونین سرو کنین ، فلذا از الان تا ۱۹ خرداد ، اگر تولد دارین ، به جای کیک ، این دلبر جان رو درست کنین☺️☺️
.
دوستانی که پکیج کامل شرکت کردین ، عکسشو توی گروه رفع اشکال دسر بفرستین.
عزیزانی که تک آیتم شرکت کردین ، عکسشو واسه ادمین جان بفرستین.
@violetsugar_admin1
اینم پی وی ادمین جانم☝️☝️☝️
.
🕊 ز هر چه غیر یار استغفرالله
🕊 ز بود مستعار استغفرالله
#جانان💜
.
#شیرینی_اسلایسی
#اسلایس_شعیریه
برای آشنایی باآموزش مجازی پکیج شیرینی های اسلایسی روی لینک زیر کلیک کنید.
https://eitaa.com/violetsugar/519
.
سلام به روی ماهتون
به چشمون سیاهتون
☺️☺️
صبحتون بخیر و شادی
بریم که سومین روز از دهه ی کرامت رو نیک آغاز کنیم😎😎😎
این عکس ☝️☝️ نمونه کار هر عزیزی که هست ، بیاد پی وی پلیز🙏🙏😘😘
💜💜
زهرا خیرآبادی|مربی قنادی 🎂
#شیرینی_اسلایسی #اسلایس_شعیریه برای آشنایی باآموزش مجازی پکیج شیرینی های اسلایسی روی لینک زیر کلی
.
صاحب این عکس هنوز به من پیام نداده ها
سه روز صبر میکنم ، اگر پیام ندادن ، دوباره قرعه کشی میکنم☺️☺️☺️
.
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
سفارش حلوا با دیزاین فوق لاگژری پذیرفته میشود😎😎😎😎
الهی خدا بچه های کلاس حلوا رو به راه راست هدایت کنه
مرا دیگر یارای مقاومت در برابر عکس هایی که میفرستند نبود ، فلذا کمر همت بسته و با قدرت رفتم توکارش و در نهایت مامان بزرگ وار دیزاینش کردم😎😎😎
.
روزهای آخر ماه مبارک
خداوندگار دو عالم
با یک بشقاب حلوا
آنچنان دهن منو صاف کرد که هنوز تو شوک هستم😁😁😁😁
ماه مبارک بود ، با خانواده رفته بودیم بیرون ، یه جوری تنظیم کردیم که برای افطار برگردیم خونه.
تو راه برگشت امیر علی و مامانش با هم بحث میکردن ، امیر علی میگفت من فردا نمیرم مدرسه ، مامانش می گفت باید بری
بعد کلی بحث امیر علی عصبانی شد و گفت:
اصلا مدرسه ی خودمه ، خودم تصمیم میگیرم که برم یا نرم ، شما به کار من چی کار داری؟
و بعد رو کرد به من و گفت
دروغ میگم عمه جون؟؟؟
منم بهش گفتم نه عمه جون
شما دروغ نمیگی
مدرسه ی خودته و خودت میدونی
ولی
اگر گشنه شدی ، یادت باشه که شکم خودته و خودت میدونی
اگر لباسهات کثیف شد ، لباسهای خودته و خودت میدونی
اگر اسباب بازی هات خراب شدن ، اسباب بازی های خودته و خودت میدونی
اگر در مورد بقیه ی کارات ، کار به کار مامانت نداری و خودت کارات رو انجام میدی ، تصمیم مدرسه رفتن و نرفتنت هم با خودت
اما اگر برای بقیه ی کارات ، چشم امیدت به مامانته ، الان هم باید به نظر مامانت احترام بذاری
برگشت گفت ، باشه ، من همه ی کارامو خودم انجام میدم ، فردا هم مدرسه نمیرم
بهش گفتم امیر علی تو نهایتا تا یک ساعت دیگه گشنه میشی ، نه من ، نه مامانت ، نه مامان جون
هیچ کدوم بهت غذا نمیدیم ، شکم خودته و خودت میدونی دیگه
گفت باشه قبول
گفتم امیر علی ، اگه بیای به ما بگی غذا ، میزنیم آردت میکنیم
گفت نه ، نمیگم
گفتم ببین یک ساعت دیگه گشنه میشی ، پشیمون میشی ها
گفت نه ، من از شما غذا نمیخوام
گفتم باشه ، فقط دلم میخواد تو امشب بیای بگی غذا
اونوقت........
خلاصه
داشتم با امیر علی مذاکره میکردم که گوشی مامی زنگ خورد ، خاله کوچیکه بود
مامی بهش گفت بیرونیم و داریم میریم خونه
یک امانتی دستش داشتیم ، گفت سر راه بیاین اینو ببرین ، من جا ندارم نگهش دارم
و ما رفتیم در خونه ی خاله خانوم ، دیگه دم دم های افطار بود و تو خونشون نرفتیم ، گفتیم امانتی رو بیار پایین ، ما دیگه بالا نمیایم
خاله خانوم تشریف آوردن پایین ، امانتی رو تحویل دادن و سپس
با عزت و احترام فراوان
یک بشقاب حلوای تزئین شده به امیر علی دادن و گفتن
امیر علی جان ، اینو برای شما آوردم پسرم
و اونجا بود که من با خاک یکسان شدم😁😁😁😁😁
رو کردم به خدا و گفتم دمت گرم
ولی حداقل میذاشتی ده دقیقه بگذره ، بعد حالیم میکردی که روزی رسان تو هستی
🙈🙈🙈🙈🙈
امیر علی حلوا خیلی دوست داره و تا رسیدیم خونه تمام اون بشقاب حلوا رو خورد
🙃🙃🙃🙃🙃
تازه به منم داد😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
برام خاطره ی قشنگی شد.
واقعا درس عبرتی بود برام.
برام درس عبرت شد که به اونی که محتاج و نیازمند کمک منه زور نگم و از ناحیه ی نیازی که به من داره ، محدودش نکنم🤦♀🤦♀🤦♀
.