.
سلام به روی ماهتون
به چشمون سیاهتون
😘😘😘
ظهرتون بخیر و شادی
تو مشهد الان وقت اذانه و صدای اذان رو میشنوم.
این تلاقی سلام ( به اون نقطه سیاهه ) و اذان رو به فال نیک میگیریم😉😉
.
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
مثلا میخواستم امروز نمونه کار بچه های کلاس برگر و گالانتین و کنتاکی رو بذارم.
از ظهر درگیر این خوشمزه جات بودم تا همین الان🙃🙃🙃
.
.
بچه های مشهد
احیانا کسی قصد سفر کربلا نداره؟
یه دارو میخوام که تو ایران پیدا نمیشه ، ولی تو کربلا هست.
اگر کسی عازمه و میتونه زحمت خرید این دارو رو بکشه ، لطفا پی وی یه پیام برام بذاره🙏🙏🙏😘😘😘
.
رفقا
داستان دارو حل شد 🙏🙏🙏
ممنونم ازتون
یکی از خانم ها ، عازم کربلان و باهاشون هماهنگ کردم.
ولی خدایی دمتون گرم
تو همین نیم ساعت ، چند تا پیام داشتم ازتون که اعلام آمادگی برای خرید دارو کردین.
خدا حفظتون کنه🙏🙏🙏
زیارتتون قبول
😘😘😘😘
.
اینگونه زیبا🤌🤌🤌
وقتی واسه کلاس کباب لقمه تخفیف گذاشتم ، خودمو پر پر کردم و کلی تایم برای تبلیغش گذاشتم و تمام تلاشمو کردم که بیاین ثبت نام کنین.
چون ایمان کامل داشتم که بعدش پیام های این چنینی ازتون دریافت خواهم کرد.🙏
دوستانی که کلاس کباب لقمه شرکت کردین و هنوز درست نکردین ، پنجشنبه ی هفته ی آینده ، برای این کلاس قرعه کشی داریم ها.
یه یا علی بگین و برین تو کارش💪💪
هم فاله ،هم تماشا😉😉
هم یه غذای نیمه آماده ی خوشمزه درست کردین و هم اسمتون تو لیست قرعه کشی ثبت میشه 👌👌
.
✅✅✅
بچه هایی که دارین کلاس برگر شرکت میکنین
همگی در گروه رفع اشکال عضو خواهید شد
پس از پایان ثبت نام
یه ترکیب فوق سمی از کلاس برگر بهتون میگم که درست کنین و بدین خانواده نوش جان کنن و بعدش دیگه های های و وای وای
😎😎😎😎
باز بشه که کباب لقمه رو نپسندن دیگه
😂😂😂😂😂
.
تایمِ ریا👇👇👇
من دیشب یه کار خوب کوچولو انجام دادم و
فک کنم پیام های قشنگ امروز ، پاسخ اون کارِ خوب بود.
کارِ خوبمم خیلی عجیب غریب نبود.
دیروز عصر یواشکی جوجه طلاییمونو ( محمد امین ) بردم بیرون ، یه دور کوچولو با هم زدیم و یه کم خیابونا و آدم ها رو نشونش دادم و یه بسته بیسکوئیت مادر براش خریدم و برگشتیم خونه.
اون دو وروجک دیگمون فهمیدن که من و محمد امین رفتیم دور دور ، یه جوری شدن و گفتن چرا ما رو نبردی؟
یه اندوه و البته حسادتِ خاصی تو چهرشون دیدم که نتونستم بی تفاوت بگذرم ، گفتم شما دو تا رو می خوام شام ببرم بیرون 😅😅😅
واقعا تصمیم این کارُ نداشتم ، ولی دلم نیومد درخواستشونو بی جواب بذارم و در لحظه تصمیم گرفتم شام ببرمشون بیرون.
خلاصه که شام رفتیم یه پیتزا زدیم و برگشتیم و جوجَکانمان بسی شاداب گشتند و دیگه تو چهرشون غم ندیدم.😍😍
درسته که ما خودمون این کاره ایم و درسته که با کیفیت ترین پیتزاها و اسنک ها رو خودم میتونم بسازم
ولی بیاین قبول کنیم که بیرون غذا خوردن یه لذت خاصی داره😁😁
و به نظرم هر از گاهی لازمه😉😉
البته فقط هر از گاهی 👌👌👌
خلاصه که با این یه کار کوچیک ، دل دو تا جوجه رو شاد کردم.
انرژی خوشحالی بچه ها همیشه ی همیشه خیلی زود جواب میده.
بیایید و تصمیم بگیریم در جهت شادی بچه ها تلاش کنیم ، حالا به هر نحو و به هر طریقی که بلدیم 👌👌👌
و البته برای تمام بچه های دنیا ، نه فقط بچه های خودمون
💜💜💜
.