eitaa logo
زهرا خیرآبادی|مربی قنادی 🎂
8.1هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
667 ویدیو
12 فایل
زهرا خیرآبادی هستم👩‍🍳 مربی دوره های آموزشی قنادی🎂و آشپزی🍔 ارتباط با من 📝 @zahrakheirabadi1395 کانال معرفی کلاسهای مجازی👇 @violetsugar کانال رضایت هنرجو ها👇 @violetsugarrr لینک نصب اپلیکیشن شکر بنفش👇 https://app.violet-sugar.com
مشاهده در ایتا
دانلود
. فرمانده جانم زانوش درد می‌کنه و سه هفته ی پیش نصف شب این درد مامی رو راهی بیمارستان کرد. دستاشم که حساسه و احتمال زخم شدنش زیاده با وجود این مشکلات جسمی که خودش داره ، چرا باید یک ساعت سر پا بایسته و کاری رو انجام بده که واقعا براش بده چرا؟ واقعا چرا؟ من که دخترشم و توان بدنی بیشتری دارم و الحمدلله چهار ستون بدنم سالمه ، به خاطر یه درد آشنا و تکراری ، بی خیال اون ریخت و پاش ها شدم و به زیبایی یه استراحت جانانه به خودم دادم چرا مامان من یاد نمیگیره به فکر خودش باشه این ویژگی اخلاقیش واقعا منو اذیت می‌کنه .
. وووووی یاد یه خاطره ی دیگه افتاده تقریبا دو سه سال پیش ، یه کلاس آموزشی شرکت کردم که به صورت لایو بود و ذخیره هم نمیشد یعنی هر چی توی اون تایم یاد گرفتی نوش جونت ، هر چی یاد نگرفتی دیگه از دستت رفته خلاصه که من تمام کارامو کردم و دفتر و قلم آماده کردم و پر قدرت و با انرژی نشستم پای لایو حدودا بیست سی دقیقه از کلاس گذشته بود و داشت به جاهای خوب خوبش می رسید که 😂😂😂😂😂😂 که یه هو در کارگاهم باز شد و فرمانده جانم با یه سینی بزرگ رنگ و وارنگ وارد شد و گفت : اومدم دو تایی با هم شام بخوریم 😂😂😂😂😂😂😂😂 نگا به خنده های الآنم نکنین ها اون موقع از عصبانیت داشتم منفجر میشدم 😂😂😂😂 واقعا حس بدی بود نه می‌تونستم بهش نه بگم و ضد حال بزنم نه دلم میومد از اون کلاس دل بکنم و خلاصه که ...... از درون آتیش گرفته بودم ولی اصلا به روی خودم نیاوردم یه ایر پاد گذاشتم توی یکی از گوشهام که حرف های استاد رو بشنوم و یه گوشمم آزاد گذاشتم که حرف های فرمانده رو بشنوم. نه از اون شام دو نفره چیزی فهمیدم و نه از اون کلاس 😁😁 از اون به بعد هر وقت کلاس آنلاین داشتم بهش اعلام میکردم که من دارم میرم سر کلاس 🙃🙃🙃🙃 .
. موهای تنم سیخ شد فک کنم باید بشینم یه گوشه و به تصمیم زشتی که گرفتم فکر کنم 🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ آقا من امشب با فرمانده دعوا نمیکنم ولی باهاش صحبت میکنم و ازش خواهش میکنم دیگه این کارُ نکنه .
. فرمانده مامانمه حاج حسن بابامه سلطان جیگر عمه أس در مورد پیام دوم چرا میشه از این کارها کرد بچه ها ولی من این کارا رُ نمیکنم بعضی اساتید روی کلاسهاشون حساس هستن ، وقتی خودشون برات ذخیره و ارسال نمیکنن ، یعنی اینکه تو هم اجازه ی این کارُ نداری وقتی از قبل اعلام میکنن که کلاس با این شرایط و در این تایم برگذار میشه ،تو باید برنامه ریزی کنی و مطابق قوانین اون استاد سر کلاسش حاضر بشی حالا دیگه اگه کاری یا هر اتفاق و مسئله ی شخصی برات پیش اومد ، واقعا تقصیر اون استاد نیست و نباید به خاطر کارِ خودت قوانین کلاس رو نقض کنی البته این نظر شخصی منه ، نمیدونم درسته یا غلط ، ولی خودم حس خوبی نسبت به این کارها ندارم ، برای همین انجام نمیدم .
. کیک هویج که دیروز ساختم که فیلمش گذاشتم توی کانال باز به محتوای کانال زهرا گلی دل ندادین ها 🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀🚶‍♀ برای پدر جان خودم کیک هویج ساختم برای پدر خانم آقای برادر کیک باقلوا ساختم ☺️☺️☺️☺️ .
. تصور اینکه یه روز ، یه پسر غریبه بخواد بشه فرمانده ی من ، تقریبا برام محاله اون آقا پسر نهایت می‌تونه پادشاهی باشه که من مَلَکش هستم و به این ملکه فقط می‌تونه بگه چشم فرمانده 😁🙈 از الان دلم براش سوخت😂😂😂 .
. همین یه دونه ایموجی برای تجدید نظر کافی بود. ترسیدم ازتون 😱😱😱😱 اصلا من غلط بکنم به فرمانده کمتر از گل بگم میگم اگه تا شب دیره ، همین الان شال و کلاه کنم برم خونه ی مامان جونم ، دست فرمانده رو ببوسم و بگردم ها؟ نظرتونه؟ شما فقط اون نقابُ بردارین و اون سلاحُ بذارین زمین. من دلِ دیدن این چیزا رو ندارم😱 .
. یه نفر تیر خلاصُ زد 😂😂😂 عاااااااااااالی بود😂😂😂 عااااااشقتونم.
. بچه ها میگم که بیاین دست جمعی برای به راه راست هدایت شدن والدینمون دعا کنیم 😁😁😁😁 .
. خب من واقعا واقعا واقعا آروم شدم دیگه با فرمانده دعوا نمیکنم حتی امشب تذکر هم نمیدم امشب فقط تشکر میکنم اما طی روزهای آینده حتما در مورد این موضوع با مامی صحبت میکنم ، چون این مسئله واقعا منو آزار میده بین پیام هاتون خیلی نوشته بودین که ( ای کاش مامان منم بود و .... ) روح تمام مادران آسمانی شاد ، اگر پیام های امروز من غم رو دلتون گذاشت عذرخواهی میکنم ، منو ببخشین 🙏🙏 دوستتون دارم و مرسی که هستین 💜💜 .
. من الان باید برم بیرون ولی قبلش بیاین یه چیزی بهتون بگم ایشون چیز کیک برانی پنیری هستن که مرداد و مهر ماه تعدادی از شما عزیزان آموزش این دلبرُ از من به عنوان هدیه دریافت کردین. البته که اگر یادتون باشه بهتون گفتم این آموزش هدیه نیست ، بلکه شیرینیِ یک اتفاق خوبه حالا اگر دوست دارین بدونین اون اتفاق خوبه چی بوده که به خاطرش من یه همچین شیرینیِ شیرینی دادم ، نفری یک کیلو قلب بنفش بفرستین بیاد پی وی ، تا هم خستگی دیروزمو بشوره ، هم دسته گل فرمانده رو و هم دسته گلی که حاج حسن آقا به آب داد و به روی خودم نیاوردم یعنی قشنگ امروز همه یه ضد حال اساسی به من زدن😁😁 بفرستین قلب های بنفشو بیاد. فردا بهتون میگم اون اتفاق خوبه چی بوده☺️ .
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. اینم دسته گلی که حاج حسن آقا به آب دادن دیروز یکی از عزیزانم یه شاخه رز بنفش بهم هدیه داد. این شاخه ی گل با یه شاخه ی نخل دیزاین شده بود و خیلی قشنگ بود. دیروز که شلوغ پلوغ بودم ، این گلُ کنار گذاشتم که امروز استوری کنم و پیج این عزیزُ تگ کنم و ازش تشکر کنم وقتی از پتو جدا شدم و به جمع خانواده رفتم ، دیدم پدر گرامی اون شاخه ی نخلُ از این گل جدا کرده و توی آب گذاشته که ریشه بده و تو خاک بکاره ساقه ی گل رو هم کات کرده و مثلا قلمه زده😐😐😐😐 بهش میگم بابا ، من میخواستم اینو استوری کنم ، چرا نابودش کردی؟😳😳 میگه نابودش نکردم ، تکثیرش کردم هر وقت ریشه زد و گل داد ، اونوقت استوری کن 😂😂😂😂😂😂😂😂 حالا به نظر شما ، گلِ گلخونه ای رو میشه تکثیر کرد ؟ من که فکر نمیکنم بشه باید منتظر بمونم ببینم دسته گلِ حاج حسن آقا آیا به ثمر میشینه یا نه یه روز یه بازه ی زمانی طولانی پتو پیج بودم ها ، بعدش با کلی شگفتانه مواجه شدم 🙃🙃🙃🙃