.
فرمانده مامانمه
حاج حسن بابامه
سلطان جیگر عمه أس
در مورد پیام دوم
چرا میشه از این کارها کرد بچه ها
ولی من این کارا رُ نمیکنم
بعضی اساتید روی کلاسهاشون حساس هستن ، وقتی خودشون برات ذخیره و ارسال نمیکنن ، یعنی اینکه تو هم اجازه ی این کارُ نداری
وقتی از قبل اعلام میکنن که کلاس با این شرایط و در این تایم برگذار میشه ،تو باید برنامه ریزی کنی و مطابق قوانین اون استاد سر کلاسش حاضر بشی
حالا دیگه اگه کاری یا هر اتفاق و مسئله ی شخصی برات پیش اومد ، واقعا تقصیر اون استاد نیست و نباید به خاطر کارِ خودت قوانین کلاس رو نقض کنی
البته این نظر شخصی منه ، نمیدونم درسته یا غلط ، ولی خودم حس خوبی نسبت به این کارها ندارم ، برای همین انجام نمیدم
.
.
همین یه دونه ایموجی برای تجدید نظر کافی بود.
ترسیدم ازتون 😱😱😱😱
اصلا من غلط بکنم به فرمانده کمتر از گل بگم
میگم اگه تا شب دیره ، همین الان شال و کلاه کنم برم خونه ی مامان جونم ، دست فرمانده رو ببوسم و بگردم
ها؟
نظرتونه؟
شما فقط اون نقابُ بردارین و اون سلاحُ بذارین زمین.
من دلِ دیدن این چیزا رو ندارم😱
.
.
خب من واقعا واقعا واقعا آروم شدم
دیگه با فرمانده دعوا نمیکنم
حتی امشب تذکر هم نمیدم
امشب فقط تشکر میکنم
اما طی روزهای آینده حتما در مورد این موضوع با مامی صحبت میکنم ، چون این مسئله واقعا منو آزار میده
بین پیام هاتون خیلی نوشته بودین که
( ای کاش مامان منم بود و .... )
روح تمام مادران آسمانی شاد ، اگر پیام های امروز من غم رو دلتون گذاشت عذرخواهی میکنم ، منو ببخشین 🙏🙏
دوستتون دارم و مرسی که هستین 💜💜
.
.
من الان باید برم بیرون
ولی قبلش بیاین یه چیزی بهتون بگم
ایشون چیز کیک برانی پنیری هستن که مرداد و مهر ماه تعدادی از شما عزیزان آموزش این دلبرُ از من به عنوان هدیه دریافت کردین.
البته که اگر یادتون باشه بهتون گفتم این آموزش هدیه نیست ، بلکه شیرینیِ یک اتفاق خوبه
حالا اگر دوست دارین بدونین اون اتفاق خوبه چی بوده که به خاطرش من یه همچین شیرینیِ شیرینی دادم ، نفری یک کیلو قلب بنفش بفرستین بیاد پی وی ، تا هم خستگی دیروزمو بشوره ، هم دسته گل فرمانده رو
و هم دسته گلی که حاج حسن آقا به آب داد و به روی خودم نیاوردم
یعنی قشنگ امروز همه یه ضد حال اساسی به من زدن😁😁
بفرستین قلب های بنفشو بیاد.
فردا بهتون میگم اون اتفاق خوبه چی بوده☺️
.
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
اینم دسته گلی که حاج حسن آقا به آب دادن
دیروز یکی از عزیزانم یه شاخه رز بنفش بهم هدیه داد.
این شاخه ی گل با یه شاخه ی نخل دیزاین شده بود و خیلی قشنگ بود.
دیروز که شلوغ پلوغ بودم ، این گلُ کنار گذاشتم که امروز استوری کنم و پیج این عزیزُ تگ کنم و ازش تشکر کنم
وقتی از پتو جدا شدم و به جمع خانواده رفتم ، دیدم پدر گرامی
اون شاخه ی نخلُ از این گل جدا کرده و توی آب گذاشته که ریشه بده و تو خاک بکاره
ساقه ی گل رو هم کات کرده و مثلا قلمه زده😐😐😐😐
بهش میگم بابا ، من میخواستم اینو استوری کنم ، چرا نابودش کردی؟😳😳
میگه نابودش نکردم ، تکثیرش کردم
هر وقت ریشه زد و گل داد ، اونوقت استوری کن
😂😂😂😂😂😂😂😂
حالا به نظر شما ، گلِ گلخونه ای رو میشه تکثیر کرد ؟
من که فکر نمیکنم بشه
باید منتظر بمونم ببینم دسته گلِ حاج حسن آقا آیا به ثمر میشینه یا نه
یه روز یه بازه ی زمانی طولانی پتو پیج بودم ها ، بعدش با کلی شگفتانه مواجه شدم
🙃🙃🙃🙃
.
سرعت قلب فرستادنتونو دوست دارم.
😘😘😘😘
دلم میخواست امروز که عید بود از اون اتفاق خوبه رونمایی کنم ، اما خب فقط دلم یاری کرد ، جسمم و روحم یاری نکردن🙃
تا فردا خدانگهدارتون😘😘💜💜
.